برخورد كرده ايم ; در همان زمان بسياري از تلكسهايي كه روي تلكس منزل ما ميآمد از اين امور
حكايت ميكرد.
(پيوستهاي شماره 132 الي 135)
آقاي قرباني فر با مرحوم اميد نجف آبادي از پيش از انقلاب مربوط بود،
مرحوم اميد ميگفت من قبل از انقلاب ميخواستم تحرير الوسيله و
حكومت اسلامي امام را چاپ كنم و پول نداشتم دويست هزار تومان به
پول آن وقت همين آقاي قرباني فر به من داد كه براي اين كار خرج كردم،
آقاي اميد هم بسا در همين ارتباطاعدام شد; والعلم عندالله .
بالاخره مرحوم امام نامه اي در رابطه با سيد مهدي به من نوشتند و من هم
يك نامه نه صفحه اي در جواب ايشان نوشتم (پيوستهاي شماره 142 و 143)،
پس از چند روز آقاي احمد حسني نماينده سيد مهدي را در تهران در
خانه اي به قول آقايان خانه تيمي بازداشت كردند و بعد سيد مهدي را
احضار كردند، او به عنوان مشورت آمد نزد من و من گفتم برو و حقايق را
بگو كه او هم رفت . سپس دستگيريها در سطح وسيع شروع شد و بيت من و
نزديكان و علاقه مندان به من مورد هجمه قرار گرفتند و حتي گفته شد
بناست سيصد نفر بازداشت شوند. پس از بازداشت سيد مهدي و
بازداشتهاي وسيعي كه نسبت به آقايان طلاب و دوستان صورت گرفت
خانواده هاي آنان معترضانه و متوقعانه به خانه من هجوم آوردند، و من
براي خلاصي از اين مخمصه موقتا ملاقاتهاي خود را به طور كلي قطع
كردم -البته درس خود را تعطيل نكردم -ولي آقايان تعطيلي ملاقاتها را نيز
حمل بر اعتراض و مخالفت با امام و نظر ايشان كردند و گفتند آنچه
خواستند، و حتي گفتند درس خود را به عنوان اعتراض به امام تعطيل كرده
است ! در صورتي كه فقط تعطيل ملاقاتها بود و آن هم براي فرار از
توقعات خانواده هاي بازداشت شدگان .