س : مساله ديگري كه به شما نسبت داده شده اين است كه شما از منافقين
و ليبرالها حمايت ميكرده ايد، اصولا مبناي اين نسبت چيست ؟ آيا
حضرتعالي موضعگيري خاصي داشتيد كه اينها چنين نسبتي را به شما
داده اند؟
ج : بعد از جريان مرصادنامه اي از امام گرفته بودند كه منافقين سرموضع
را در زندانها اعدام كنند و پس از تعطيل كردن ملاقاتهاي زندانيان به طور
كلي با اين نامه چنانكه نقل شد حدود دو هزار و هشتصد يا سه هزار و
هشتصد نفر را - ترديد از من است - اعدام كردند، من راجع به اين موضوع
دوتا نامه به امام نوشتم كه ظاهرا همينها زمينه اين اتهام شده است .
من هميشه زندانبانها و مسئولين زندان را از برخورد غير اسلامي با
زندانيان برحذر ميداشتم، من به زندانها نماينده ميفرستادم كه زندانها را
بازرسي كنند كه اخلاق اسلامي در آنها رعايت شود و به زندانيان ظلم
نشود و حقوق آنها پايمال نگردد، درست است كه يك كسي زنداني ما شده ولي
نبايد به او ظلم بشود هر چند - به قول آقايان - از منافقين باشد، آقايان
انصاري نجف آبادي و محمدي يزدي مدتها نماينده من در زندانها بودند و
به شكايات زندانيان رسيدگي ميكردند; خلاصه من با تندرويها مخالف
بودم نسبت به هر كسي كه ميخواست باشد، حتي تعبير به " منافق " هم
صحيح نيست . اين حديث در كتاب جهاد وسائل الشيعه است : "ان عليا(ع) لم
يكن ينسب احدا من اهل حربه الي الشرك و لا الي النفاق و لكنه كان يقول :
هم اخواننا بغوا علينا"
(1): "حضرت علي (ع) هيچيك از كساني را كه با او
ميجنگيده اند به شرك و نفاق متهم نمي كرد بلكه ميفرمود: اينان برادران ما
هستند كه بر ما طغيان كرده اند"، حالا ما با اندك چيزي افراد را به انواع
برچسبها متهم ميكنيم .
درباره حمايت از نهضت آزادي هم يك روز خود اين آقايان از امثال
آقاي مهندس بازرگان تعريف و تمجيد ميكنند و آنها را تا عرش بالا
ميبرند و امام ميگويد هر كسي با آنها مخالفت كند از ولايت خدا دور است، يك روز هم به اين شكل
[1] وسائل الشيعه، كتاب الجهاد، باب 26 از ابواب "جهاد العدو و ما يناسبه "، حديث 10
ج1 - 620 