هتاك و بي باك و خرابكار را از اصفهان و تهران و جاهاي
ديگر جمع آوري كردند و به زور و تهديد برخي محصلين و شاگردان
بيگناه مدارس را نيز اغفال كردند و يك راهپيمايي از طلاب جوان و
محصلين و گروههاي فشار به راه انداختند و به بازار هم فشار آوردند
تعطيل شود، هرچند بازاريها مقاومت كردند. راهپيمايي را به طرف
مسجد اعظم هدايت كردند و پس از سخنراني تحريك آميز آقاي
جوادي آملي، جمعيت را به طرف حسينيه شهدا و دفتر و بيت من سرازير
كردند، و تعدادي از آنان كه كاملا سازماندهي شده بودند با شكستن دربها
و قفلها حسينيه را اشغال كردند و هرچه توانستند از اشياي حسينيه و دفتر
شكستند و پاره كردند و غارت نمودند و حتي قرآنها و كتب ادعيه و كتب
علمي را نيز پاره كردند و حدود سه هزار عدد نوار كاست و ويدئويي از فقه
و نهج البلاغه و اصول كافي را با خود بردند و جمعي از فضلا و طلاب را كه
در دفتر مشغول نماز جماعت ظهر و عصر بودند پس از كتك زدن و هتاكي
بازداشت نمودند; و از قراري كه نقل شد رئيس قوه قضاييه كه بايد حافظ
امنيت جامعه باشد از تهران به قم آمد و دستور حمله به حسينيه و دفتر و
بيت را صادر نمود و شب چهارشنبه به تهران بازگشت و در خطبه نماز جمعه
تهران نيز هر چه خواست به هم بافت .
در اين ميان تلفنها را نيز قطع كردند، و همكاري افراد اطلاعات و سپاه
با مهاجمين محسوس بود; و از قراري كه معلوم شد با بي سيم از طرف
سرتيپ فرمانده لشكر قم به آنان دستور داده ميشد و اصرار داشتند -به
بهانه محافظت از من - مرا از اطاق و كتابخانه و منزل خارج نمايند و با
خود ببرند و منزل مرا در اختيار رجاله ها و غارتگران قرار دهند، و
بر حسب آنچه نقل شد وزير سابق اطلاعات -آقاي فلاحيان - و يكي از
فرماندهان عالي سپاه از دور مهاجمين را رهبري ميكردند.
من به اشخاصي كه اصرار داشتند اينجانب از منزل بيرون بروم با
ناراحتي گفتم : "دفعه اول نيست كه به من و هستي من حمله شده، يك بار از
طرف آقاي خامنه اي آمدند و هستي مرا غارت كردند، اين بار بيايند در
همين اطاق و كتابخانه مرا بكشند تا