ولادت اميرالمومنين (ع) را به شما برادران و خواهران شيعه و به همه شيعيان و به همه مسلمانهايي كه علاقه مند به اسلام و دين هستند تبريك مي‎گويم ; و اينكه اسم شيعه را پيغمبر اكرم (ص) بر شما اطلاق كرده، اين را هم به شما تبريك مي‎گويم .

اما مي‎دانيد كه به اسم تنها نمي شود قناعت كرد; خوب ما شيعه علي بن ابيطالب (ع) هستيم، "شيعه " يعني پيرو; اگر من بگويم شيعه علي (ع) هستم، علي (ع) اهل دفاع از اسلام بود، اهل دفاع از حق بود، تمام عمرش را صرف اسلام كرد; در زمان پيغمبر(ص) در همه جنگها، مبارزه هاي علي (ع)، فداكاري هاي علي (ع) براي حق و حقيقت و دين ; و بعد هم در زمان حكومتش چقدر علي (ع) براي دين خدا زحمت كشيد; علي (ع) دلسوز فقرا بود، علي (ع) اهل سخاوت بود، علي (ع) وقتي كه مثلا زني را ديد كه بچه هاي يتيم دارد به قدري ناراحت شد كه خودش در زمان خلافت و حكومتش رفت در خانه آن زن و يتيم نوازي كرد; به فقرا و ضعفا و درماندگان رسيدگي مي‎كرد; اميرالمومنين (ع) در نامه 45 نهج البلاغه كه به " عثمان بن حنيف " مي‎نويسد، مي‎فرمايد: "الاو ان لكل ماموم اماما يقتدي به و يستضئ بنور علمه " هر ماموم يك امامي دارد كه به او اقتدا مي‎كند. بعد در ادامه مي‎فرمايد "... الاوانكم لا تقدرون علي ذلك " شما قدرت نداريد كه مثل علي عمل كنيد; "و لكن اعينوني بورع و اجتهاد و عفه و سداد" و لكن كمك كنيد علي را، اهل ورع باشيد، اهل محكم كاري باشيد، سراغ حرام نرويد، سراغ شبهه ناك نرويد.

حالا من آن نامه را نمي خواهم بخوانم ; آن نامه بسيار خوبي است و به عثمان بن حنيف نوشته اند، كه ( عثمان بن حنيف) استاندار علي (ع) بوده است در بصره ; يك جواني يك مجلس عروسي يا مهماني داشته، سران و اعيان شهر را دعوت كرده، عثمان بن حنيف را هم دعوت كرده و در آن غذاهاي رنگارنگ و سفره چرب و نرمي بوده است، به اميرالمومنين (ع) خبر مي‎رسد. حالا ببينيد آن وقت نه تلگراف بوده، نه تلفن و نه فاكس و نه تلكس، مع ذلك حضرت مي‎فرمايد: "به من خبر رسيده ..." حتي يك مجلس مهماني استاندار خبرش به علي (ع) مي‎رسد و گزارش مي‎شود; و چون مجلسي بوده است كه اعيان و اشراف شركت كرده اند و خلاصه ريخت و پاش در آن
        ج2 - 1583