مي‎شود; پس معلوم مي‎شود مراد از "علماء" در اين آيه عالم فقه و اصول نيست، بلكه مراد اين است كه اگر كسي به علوم طبيعي و اجتماعي و انساني پي ببرد و بداند نظام هستي خالقي حكيم و دانا و قادر دارد، طبعا در برابر او خاشع مي‎شود.(1)

معرفي پيامبر(ص) و فاطمه (س) و علي (ع)

(ثم قالت : أيها الناس ! اعلموا أني فاطمة و أبي محمد(ص"
(آنگاه حضرت زهرا(س) فرمودند: اي مردم ! بدانيد كه من فاطمه هستم و پدرم محمد(ص) است .)

حالا حضرت مي‎خواهند با معرفي خود كه تنها فرزند باقيمانده از رسول خداست، احساسات مردم را بيدار كنند و عواطفشان را برانگيزانند كه چگونه حاضريد اين قدر به ما ظلم شود و شما نظاره گر باشيد و سكوت اختيار كنيد!
(أقول عودا و بدءا، و لا أقول ما أقول غلطا)
(يك بار مي‎گويم و دوباره هم مي‎گويم، و آنچه مي‎گويم غلط و اشتباه نيست .)

[1] البته اين بدان معنا نيست كه هر عالم به علوم طبيعي لزوما به خداي متعال نيز پي مي‎برد، چرا كه بسيارند از دانشمندان علوم طبيعي كه هيچ گونه خشوع و خداترسي در آنها وجود ندارد; بلكه منظور اين است كه به وسيله علوم طبيعي و آگاه شدن به عظمت خلقت موجودات و دقت و نظم به كار گرفته شده در به وجود آمدن آنها، به خوبي مي‎توان به عظمت خداي متعال و قدرت مطلقه او پي برد; و هر كه به بزرگي و عظمت خدا پي برد طبيعتا نسبت به او خشوع پيدا مي‎كند. در حقيقت پي بردن به چگونگي نظام تكوين، راه خداشناسي و خداترسي است، اما اين كه هر عالم طبيعي اين راه را بپيمايد مطلب ديگري است، و چه بسا عالماني كه بر خلاف مسير علم خود قدم برمي دارند.
       ص 126