بالاخره ايشان گفت : "بله براي راي نهايي در مورد اعدامها لازم است يك دادگاه عالي تشكيل
شود". ما با هماهنگي قوه قضائيه دادگاه عالي را تشكيل داديم كه اعضاي
آن از علماي سطح بالايي بودند و به همه جا اعلام شد كه از اين به بعد
پرونده هايي را كه اعدامي دارد به اين دادگاه ارجاع بدهند; حقوقي هم به
اعضاي دادگاه عالي داده نمي شد و فقط من گاهگاهي كمك مختصري
ميكردم .
مشكل مصادره ها هم يكي ديگر از مشكلات اوايل انقلاب بود، بعضي
اموال مصادره ميشد كه نبايد مصادره ميشد، خيلي اموال مصادره اي
حيف و ميل ميشد، آقاي قاضي خرم آبادي به نقل از يكي از قضات
ميگفت : " اموال خانواده ضرغامي ها را ميخواستند مصادره كنند هرچه
بررسي كردند كه راهي براي مصادره آن پيدا كنند پيدا نشد، چون همه
اموال از اجدادشان به آنها به ارث رسيده بود، بالاخره در پشت پنجم آنها
يك يهودي پيدا كردند و گفتند تحت اين عنوان اموال آنها را مصادره كنيد و
من نپذيرفتم،ولي بالاخره اموال آنان مصادره شد".به چه ملاكي ؟ نمي دانم .
بعد ما گفتيم پرونده هاي مصادره ها هم زير نظر و با تاييد اين دادگاه
انجام شود، (پيوست شماره 91) البته در همان زمان رئيس يكي از اين
بنيادها براي ما پيغام داده و از اين كار ابراز ناراحتي مينمود ولي ما
با مرحوم امام صحبت كرديم و بنا شد كه روي اين مسائل يك كنترلي انجام
بگيرد.
(پيوستهاي شماره 92 الي 95)