دوستان روزي در اطاق من مطلبي را گفت و بعد پيغام داد كه در تهران ضمن بازجويي از او آن مطلب را به رخ او كشيده اند و عين صدايش را هم براي او گذاشته بودند. قبل از اشغال چند مرتبه پيشنهاد كرده بوديم پناهگاه مزبور را كه جزو خانه ما شده بود بخريم ولي عذر آوردند و پس از اشغال آنجا سعيد هم نامه مختصري به آقاي هاشمي رفسنجاني كه آن موقع رئيس جمهور بود نوشت ولي ترتيب اثري داده نشد.
(ضميمه پيوست شماره 245)

مرجعيت شورايي يا شوراي افتاء

س : اين روزها در حوزه بحث مرجعيت مطرح است، با توجه به محدود بودن توان و اطلاعات افراد و با توجه به گسترش علوم و نيز وجود زمينه لغزش و خطا در يك فرد نسبت به يك شورا و نيز ظهور مسائل مستحدثه و نوظهور در جهان اسلام، بعضي ها مرجعيت شورايي به ويژه در رشته هاي تخصصي را مطرح مي‎كنند; لطفا بفرماييد نظر حضرتعالي به طور كلي نسبت به مرجعيت شورايي به صورت شوراي افتاء چگونه است ؟ آيا چنين شورايي نسبت به فرد از خطا و لغزش دورتر نيست ؟ آيا مردم مي‎توانند از چنين شورايي تقليد كنند يا خير؟

ج : البته تاكنون سيره بر اين بوده كه مرجعيت به صورت فردي باشد ولي اگر چنانچه شورايي باشد كه روي معيار صحيح و جريان عادي و طبيعي درست شود، يعني واقعا علمايي كه از نظر علمي و از نظر تعهد و تقوا شناخته شده هستند با هم بنشينند يك شورايي داشته باشند و مسائل مورد اختلاف آنجا مطرح بشود و واقعا با مشورت يكديگر در مسائل نظر بدهند و طبعا در آنجا اگر اختلاف نظر هم باشد احوط الاقوال را مبنا قرار دهند و يا نظرهاي مختلف را ذكر نمايند و آن را براي مردم مطرح كنند اين امر اقرب الي الواقع خواهد بود و خيلي از مشكلات را هم چه بسا حل مي‎كند.

تقليد از شورا هم اشكال ندارد، در صورتي كه يك مجتهد فتوا بدهد مي‎شود عمل كرد ولي اگر فرضا ده نفر مجتهد گفتند كه حكم خدا اين است آن وقت آيا مي‎توان گفت حجيت ندارد؟ ما براي فتواي فقيه موضوعيت كه قائل نيستيم، فتواي مجتهد
        ج1 - 762