آزادي اجتهاد و استقلال مرجعيت شيعه

س : اكنون كه سخن به مرجعيت شيعه كشيده شد بجاست حضرتعالي توضيح بيشتري در اين زمينه بفرماييد.

ج : پس از رحلت پيامبر اكرم (ص) توده مسلمانان براي ياد گرفتن احكام خدا و دستورات اسلامي به اصحاب آن حضرت و پس از صحابه به اهل اطلاع از احكام اسلامي مراجعه مي‎كردند، و به فتواي آنان عمل مي‎نمودند، و به تدريج فتوا دهندگان در هر عصر و زمان زياد شدند، و مذاهب گوناگون پديد آمد، و همه كم و بيش مقلد و پيرو داشتند، و از جمله آنها بود مذاهب چهارگانه معروف اهل سنت : حنفي، مالكي، شافعي و حنبلي .

ولي مسلمانان شيعه مذهب پس از رسول خدا به اميرالمومنين (ع) و ساير امامان خويش مراجعه مي‎كردند، و امامان شيعه نيز شيعيان بلاد اسلامي را به اهل فقه و حديث از بزرگان شيعه ارجاع مي‎دادند; و پس از غيبت حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) بر حسب دستور آن حضرت و ساير امامان (ع) شيعيان به فقهاي عادل از شيعه مراجعه مي‎كردند. و سيره عقلاي جهان نيز بر صحت اين امر دلالت دارد، زيرا سيره و روش عقلا چنين است كه جاهل هر فني به متخصص و كارشناس آن فن مراجعه مي‎كند، و فقها كارشناسهاي احكام اسلامي مي‎باشند كه آنها را از كتاب و سنت و عقل استخراج مي‎نمايند.

تا اينكه در زمان "القادربالله " خليفه عباسي كه معاصر سيد مرتضي (ره) بود تصميم گرفته شد از كثرت مذاهب گوناگون -كه موجب تشنجات و درگيريهاي مذهبي در جامعه اسلامي مي‎شد- جلوگيري شود و آنها را محدود نمايند، بر اين اساس از ناحيه خليفه اعلام شد اهل هر مذهب كه صد هزار دينار به خليفه بدهند آن مذهب آزاد و رسمي و مورد شناخت حكومت مي‎باشد. از مذاهب گوناگون اهل سنت طرفداران چهار مذهب : حنفي، مالكي، شافعي و حنبلي هر يك از آنها مبلغ مذكور را پرداختند و رسمي شمرده شدند و بقيه مذاهب را از رده خارج كردند. مرحوم سيد مرتضي (ره) كه مرجع شيعه در آن زمان محسوب مي‎شد اصرار داشتند كه
        ج1 - 764