مرجعيت به ضميمه شجاعت و قاطعيت و استقامت ايشان بود قواي تا دندان مسلح رژيم شكست خورد، و به اصطلاح ايمان بر شمشير غالب شد، و انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد. و بر اين اساس در اصل 107 قانون اساسي نخست در رهبر منتخب خبرگان مرجعيت او قيد شده بود، ولي پس از بازنگري كه پس از رحلت مرحوم امام به تصويب رسيد قيد مرجعيت القاء شد. و در حقيقت رهبري نظام به طور كلي از مرجعيت و رهبري ديني جدا شد و پشتوانه قلبي مردم را كه طبعا نسبت به مقام مرجعيت ديني وجود دارد از دست داد، و به صورت يك نهاد دولتي خالص جداي از رهبري ديني در آمد.

دشمنان اسلام و استقلال كشور كه به عظمت و نفوذ معنوي مقام مرجعيت شيعه پي بردند همواره درصدد تضعيف اين مقام بودند ولي كار مهمي از آنان ساخته نبود.

مراجع تقليد همواره نزد همه طبقات مورد احترام خاصي بودند، و حتي در رژيم سابق نيز پس از بازداشت مرحوم امام مقام مرجعيت ايشان سبب شد كه جرات نكنند به ايشان آسيبي برسانند; ولي متاسفانه در حكومت اسلامي كه انتظار مي‎رفت حامي مقام مرجعيت ديني باشد به وسيله گويندگان و نويسندگان و راه انداختن گروههاي فشار بي باك به بهانه دفاع از رهبري سياسي، مقام مرجعيت تحقير و حريم آن شكسته شد، و عملا كاري را كه دشمنان اگر ميلياردها تومان خرج مي‎كردند نمي توانستند انجام دهند بدست آقايان انجام شد.

تعيين مرجع توسط حكومت يا مردم ؟

بالاخره با اينكه در جلسه خبرگان كه بلافاصله پس از رحلت مرحوم امام تشكيل شد قيد مرجعيت را ناديده گرفتند، ولي پس از آن عده اي و از جمله برخي از ائمه جمعه و مسئولين اطلاعات و سپاه و وزارت خارجه درصدد برآمدند مقام مرجعيت و افتاء را نيز به رهبر منتخب اعطا نمايند، و در اين زمينه آقاي يزدي كه رئيس قوه قضائيه بود بيش از همه اين موضوع را تعقيب كرد و در بلاد مختلف كشور مرجعيت ايشان را عنوان مي‎كرد و بر تقليد از ايشان اصرار داشت .
        ج1 - 768