نه جنبه نبوت و رسالت را. و اين جمله بهترين شاهد است كه مراد پيامبر(ص) از "مولاه" نسبت به علي (ع)، همان اولويت و ولايتي است كه خود بر مردم داشته است ; لذا پس از گرفتن اقرار و تصديق از حاضرين مبني بر اولويت خود بر ديگران فرمود: "من كنت مولاه ..."، كه قهرا جز بر امامت و ولايت حضرت علي (ع) و اولويت او بر ديگران منطبق نخواهد شد.

ثالثا: از مجموعه شرايط و قرائن هنگام ايراد سخن فوق توسط رسول اكرم (ص) معلوم مي‎شود كه پيامبر درصدد بيان امر مهمي هستند كه در سرنوشت همه مسلمانان اهميت زيادي دارد و آن مسأله نمي تواند صرف توصيه به دوست داشتن علي (ع) باشد.

انتخاب آخرين سال عمر و در هنگامه وداع خويش با بسياري از مسلمانان، كه از آن پس ديگر موفق به زيارت او نشدند، دستور به جمع شدن همه مردم - چه قافله هايي كه از پيش رفته و يا آنهايي كه هنوز نرسيده بودند - و نيز گرفتن اقرار از مردم به اولويت خويش و بلند كردن دست علي (ع)، برخي از اين قرائن است ; و بسيار بعيد است كه با اين قرائن پيامبراكرم (ص) فقط از مردم خواسته باشد علي (ع) را نيز همانند او دوست بدارند; علاوه بر اينكه دوستي اهل بيت (ع) و علاقه پيامبر(ص) به ذوي القربي، در مقاطع گوناگوني از پيش كرارا بيان شده بود.

رابعا: بنابر نقل كتاب النص و الاجتهاد از طبري و ترمذي و بسياري از بزرگان اهل سنت - نظير ابن حجر در كتاب خود: "الصواعق المحرقة" - پيامبراكرم (ص) قبل از مطرح نمودن ولايت حضرت علي (ع)، علاوه بر گرفتن اقرار از حاضرين به توحيد الهي و رسالت خود كه از
       ص 43