10 - سارق پدر صاحب مال نباشد. پس دست پدر را براي سرقت مال فرزند نمي برند، ولي دست
فرزند را براي سرقت مال پدر - در صورتي كه در جايي مخفي كرده باشد - ميبرند. اما سرقت
انسان از اماكني كه متعلق به پدر، مادر، برادر، خواهر و ساير كساني كه در مساله «2983» بيان
شده و شرعا ورود انسان به آنجا بدون اجازه جايز است موجب جاري شدن حد نمي شود، گرچه
سارق تعزير ميشود. همچنين است اگر اجير يا مهمان چيزي را كه در اختيار اوست بدزدد.
مساله 3196- اگر كسي مثلا قفل را بشكند و داخل شود ولي پيش از آنكه چيزي را ببرد
بازداشت شود حد بر او جاري نمي شود، بلكه او را تعزير ميكنند.
مساله 3197- اگر مال در جايي محفوظ و در بسته نباشد سرقت از آنجا موجب جاري شدن
حد نمي شود، هرچندتعزير دارد.
مساله 3198- اگر كسي از جيب ديگري چيزي را بدزدد، چنانچه از جيب لباس زير دزديده
باشد و ساير شرايط هم فراهم باشد دست او را ميبرند، و اگر از جيب لباس رو دزديده باشد
دستش را نمي برند، بلكه تعزير ميشود.
مساله 3199- كسي كه با حيله و تزوير و جعل اسناد يا با ايجاد مستي يا بيهوشي در طرف و
مانند اينها اموال ديگران را تصاحب ميكند دست او را نمي برند، ولي اموال را از او پس ميگيرند
و حاكم شرع او را به هر نحو كه صلاح ميداندمجازات ميكند و عمل او را اعلام ميكند تا وسيله
عبرت ديگران شود.
مساله 3200- دزدي به دو راه ثابت ميشود: اول - شهادت دو مرد عادل دوم - اقرار خود سارق،
و بنابراحتياطاقرار بايد دو بار باشد. همچنين اقرار بايد از روي اختيار باشد، پس اقراري كه با
تهديد و اجبار گرفته ميشود اعتبارندارد.
مساله 3201- در دزدي حكم حاكم شرع بايد پس از مراجعه و تقاضاي صاحب مال باشد، و اگر
صاحب مال پيش ازمراجعه به حاكم شرع مال را به سارق بفروشد يا ببخشد و يا او را عفو نمايد
حكم حاكم شرع محل ندارد، ولي پس ازمراجعه به حاكم شرع و صادر شدن حكم، فروش يا
بخشش و يا عفو حد را ساقط نمي كند.
مساله 3202- اگر پيش از مراجعه به حاكم شرع سارق توبه كند و مال را به صاحبش برگرداند
حد جاري نمي شود.