مساله 3219- اگر مسلماني سحر و جادوگري را پيشه خود نمايد و توبه نكند كيفر او اعدام است . و ثبوت آن به اقرارخود شخص يا شهادت دو مرد عادل است، و بنابراحتياط اقرار دو بار صورت پذيرد.

مساله 3220- اگر كسي با زن خود در حال حيض نزديكي كند كيفر او بيست و پنج تازيانه است، و بنابراحتياطمستحب موكد به تفصيلي كه در باب حيض گذشت كفاره نيز بدهد.

مساله 3221- اگر كسي در ماه رمضان در حالي كه خود و همسرش روزه دارند با او نزديكي كند، اگر با رضايت زن باشد كيفر هر كدام بيست و پنج تازيانه است، و اگر زن را مجبور كرده باشد كيفر مرد پنجاه تازيانه است و بر زن چيزي نيست . و حكم قضاي روزه و كفاره آن در مسائل روزه گذشت .(1)

مساله 3222- كسي كه از روي آگاهي و عمد اقدام به فروش مشروبات الكلي مي‎كند، در صورت ثبوت آن توسطحاكم شرع تعزير مي‎شود.

مساله 3223- اگر كسي يكي از واجبات الهي را با توجه به واجب بودن آن ترك كند يا يكي از كارهاي حرام را با توجه و بدون عذر انجام دهد و بدون اكراه و ترس به آن اقرار نمايد يا دو مرد عادل شهادت دهند، توسط حاكم شرع تعزيرمي شود.

مساله 3224- اگر بچه مميز يكي از گناهان كبيره را انجام دهد ولي شرعي يا معلم او مي‎تواند او را به قدري كه ادب شود و موجب ديه نگردد تنبيه كند. و در ادب كردن او به سه تا شش تازيانه اكتفا كند و با رفق و ملايمت انجام شود، ومعلم بيش از سه ضربه ملايم نزند.

مساله 3225- گناهكاري كه مستوجب تعزير شده است اگر پيش از اقرار يا اقامه بينه توبه كند و توبه او براي حاكم شرع ثابت شود نبايد تعزير گردد، ولي اگر حقي از حقوق مردمي را تضييع كرده باشد، حاكم شرع او را مجبور مي‎كند تاجبران نمايد.

مساله 3226- از روايات شريفه استفاده مي‎شود كه در تعزير بايد جانب احتياط رعايت گردد، و معمولا از ده وحداكثر بيست تازيانه تجاوز نكند و هيچ گاه به چهل تازيانه نرسد، (2) مگر در مواردي كه به تازيانه بيشتر تصريح شده باشد.

مساله 3227- اجراي حدود الهي و تعزيرات در مورد حقوق مردمي - مانند: قذف، قتل نفس و وارد كردن زخم وجراحت - بايد پس از شكايت صاحب حق و تقاضاي او از محكمه شرعي براي اجراي حد صورت پذيرد، ولي درحقوق الهي - مانند اجراي حد در مورد زنا يا لواط - به طور مستقيم توسط حاكم شرع اجرا مي‎شود و نياز به شكايت كسي ندارد.
[1] به مسائل (154) تا (1542) مراجعه شود.
[2] وسائل الشيعه، كتاب الحدود و التعزيرات، باب 10 از ابواب (بقيه الحدود و التعزيرات)، احاديث باب .
       ص 584