فرمودند: "حق علي الامام أن يحكم بما انزل الله و أن يؤدي الامانة، فاذا فعل ذلك فحق علي الناس أن يسمعوا له و أن يطيعوا و أن يجيبوا اذا دعوا" (1) "بر امام لازم است آن چنان در ميان مردم حكومت كند كه خداوند دستور آن را نازل كرده است، و امانتي كه خداوند به او سپرده است را ادا كند. هرگاه چنين كند بر مردم است كه فرمان او را بشنوند و اطاعتش را بپذيرند و دعوتش را اجابت كنند."

اين كلام حضرت صريح است در اينكه اولا حقوق مردم و حاكميت به شكل متقابل خواهد بود و اگر حاكميت حقوق مردم را تأمين ننمود حقي بر مردم نخواهد داشت، ثانيا حكومت امانتي است در اختيار حاكميت نه ابزاري براي اعمال قدرت و حكومت كردن .

قدرت و سوء استفاده از حق

در حاكميت هاي غيرمعصومين بر فرض به دست آوردن حق حاكميت از طريق مشروع، هميشه امكان سوءاستفاده از چنين حقي وجود دارد; براي جلوگيري از چنين سوءاستفاده اي دو راه متصور است : يكي از درون و ديگري از برون .

راه دروني عبارت است از شرايط و صفاتي كه براي دارندگان اهرمهاي قدرت مقرر و معين مي‎شود; مانند: داشتن تقوا، تعهد، عدالت و نظاير اينها.
[1] الميزان، ذيل آيات 58 - 44 سوره نساء، ج 4، ص 385.
       ص 61