اين راه در عمل چندان موفق و مؤثر نمي باشد; زيرا كسي كه در
قدرت و حاكميت است به آساني راههاي شرعي كردن كارهاي خود را
هموار ميكند و ميتواند شرايط و صفات ذكر شده را با تشخيص خود
و يا گروهها و نهادهايي كه وابسته به قدرت و حاكميت هستند و مسئول
احراز آن شرايط و صفات ميباشند، احراز شده تلقي نمايد.
اضافه بر اين بر فرض وجود سلامت نفس و وجود شرايط ذكرشده
در حاكمان، امكان خطاهاي بزرگ كه منجر به تضييع حقوق مردم و ظلم
بر آنان به نام عدالت ميشود هميشه وجود دارد، و چه بسا مظالمي كه با
بودن تقوا و عدالت در حاكمان به نام عدالت و خدمت به شكل قانوني
اعمال گردد.
از سوي ديگر امكان دارد انسان باتقوا بر مسند قدرت قرارگيرد اما
ناخودآگاه و حتي با حسن نيت تحت تأثير قدرت قرار گرفته و استبداد
را پيشه حكومت كند، همان گونه كه حضرت علي (ع) ميفرمايند:
"من ملك استأثر"
(1) يعني كسي كه صاحب قدرت ميشود به استبداد و
خودمحوري كشيده ميشود.
از اين رو بهترين و مؤثرترين راه جلوگيري از سوءاستفاده
حاكميت ها از حق و به نام حق، راه دوم يعني مكانيزمهاي بيروني است ;
و آن نهادينه نمودن نظارت مردمي و تأمين آزاديهاي سياسي و فكري در
قالب احزاب و جمعيت هاي قانوني و نشريات و رسانه هاي غيروابسته
[1] نهج البلاغه صبحي صالح، قصار 160.
ص 62 