درست كنند، گفته بودند: نه ! قانونمان اجازه نمي دهد كه به بچه ها
شهريه بدهيم ! تا اينكه يك بار در همين حمام خان قم مرحوم حاج شيخ
عبدالكريم تصادفا آمدند حمام و من هم با حاج شيخ ابراهيم رفته بودم
حمام، حاج شيخ ابراهيم به حاج شيخ عبدالكريم گفت اين بچه كه ميگفتم
شما به او شهريه بدهيد اين است، بعد حاج شيخ عبدالكريم يك شعر
سيوطي
(1) از من پرسيد و من توضيح دادم، ايشان خيلي خوشش آمد و
تعريفم را كرد، و اين باعث شده بود كه اجازه دهند مبلغ ده تومان را به
اقساط به من بدهند.
س : در آن زمان كه مرحوم آيت الله حائري رياست حوزه را داشتند،
چنانچه از وضعيت حوزه علميه قم و شرايط تحصيلي طلاب خاطره اي به
ياد داريد بيان فرماييد.
ج : آن زمان در مدرسه حاج ملا صادق زندگي ميكردم، مرحوم حاج ميرزا مهدي
بروجردي همه كاره مرحوم حاج شيخ عبدالكريم بود كه پول و شهريه دست او بود
و اصلا او سرش شلوغتراز مرحوم حاج شيخ عبدالكريم بود; يادم هست كه حاج شيخ
غلامحسين منصور كه استاد ما بود چقدر زحمت كشيدند كه فقط حاج ميرزا مهدي را
بتوانند ببينند كه مثلا براي ايشان شهريه قرار بدهد، اوضاع اجمالا به اين
شكل بود; ولي من بچه طلبه بودم و با مرحوم حاج شيخ عبدالكريم و علماي بزرگ
سر و كار نداشتم،اما حاج شيخ ابراهيم رياضي و حاج شيخ غلامحسين منصور و
بعضي علماي ديگر را ميديدم، مثلا مرحوم حاج شيخ ابوالمكارم -پدر
مرحوم آقاي رباني املشي و از علماي املش - آنجا بود و من يك كتاب
جامي از ايشان امانت گرفتم چند وقت بعد يك صفحه اش پاره شده بود،
گريه ميكردم كه يك صفحه اش پاره شده چطور من اين كتاب را به ايشان
بدهم، امكانات طلبه ها خيلي كم بود، يادم هست در مدرسه حاج
ملاصادق طلبه هاي رشتي نسبتا امكاناتشان خوب بود، ولي طلبه هاي اصفهان
[1] كتاب "البهجه المرضيه في شرح الالفيه " از كتابهاي سطح مياني ادبيات عرب است كه در حوزه ها تدريس ميشود وبه نام شارح آن "جلال الدين سيوطي " معروف است .
ج1 - 55 