و اصول خيلي خوب بود، كتابي هم به نام "وقايه الاذهان " دارد كه چاپ شده است، در ادبيات
هم ايشان ممتاز بودند، معروف است ميگويند هشتاد هزار شعر از حفظ بوده،
خودش هم شاعر بود كه هم به عربي شعر ميسروده و هم به فارسي، در
رياضيات و هيئت هم متبحر بودند، ايشان پسري داشتند به نام
"حجه الاسلام آقاي مجدالعلماء "
(1) كه در زمان حيات پدرش در اصفهان
درس هيئت ميگفت و ما به درس ايشان ميرفتيم، هيئت فارسي و
تشريح الافلاك شيخ بهايي را نزد همين آقاي مجدالعلماء خوانديم، آن
وقت ما براي درس به منزل آنها ميرفتيم و پدر ايشان مرحوم حاج شيخ
محمدرضا را گاهي آنجا ملاقات ميكرديم، من هيئت فارسي را جوري
ياد گرفته بودم كه آن را براي بعضي ها درس هم ميگفتم البته الان متاركه
شده است، كتاب تشريح الافلاك شيخ بهايي كتابي بود مختصر و زبده در
علم هيئت كه به عنوان متن درسي مورد استفاده قرار ميگرفت ; من در
اينجا به عنوان فكاهي يك حكايتي را بگويم كه با بحث بي تناسب نيست،
مرحوم آيت الله حاج شيخ محمدرضا از منزلشان كه ميخواستند به مسجد
نو براي تدريس بروند گاهي با الاغ و گاهي پياده ميرفتند، آن وقتها
معمولا افراد با الاغ در بازار نمي رفتند ولي چون ايشان شخصيتي بود با
الاغ كه از بازار ميگذشتند مردم راه باز ميكردند و احترام ميكردند،
ايشان گفته بود من گاهي از اوقات كه هوس ميكنم پياده بروم عبايم را
روي سرم ميكشم از يك گوشه اي ميروم و كسي هم به من توجهي ندارد،
اما آن وقت كه سوار الاغ هستم مردم خيلي احترام ميكنند! معلوم ميشود
احترامها مال الاغ است نه مال من !
يكي ديگر از علماي آن زمان مرحوم آقاي آيت الله حاج سيد مهدي
درچه اي
(2) بود كه در"مدرسه نيم آورد" بود، ايشان برادر مرحوم آيت الله
حاج سيد محمد باقر درچه اي استاد آيت الله بروجردي بود.
[1] متوفاي سال 1403 ه. ق، مدفون در محل مسجد نو بازار اصفهان .
[2] متوفاي سال 1364 ه. ق، مدفون در تكيه كازروني تخت فولاد اصفهان .
ج1 - 71 