معتبر است، در آن زمان من تازه در معالم خوانده بودم كه اگر كسي صحه روي حديثي گذاشت براي ما
حجت نيست ما خودمان بايد برويم ببينيم كه مثلا سندش چه جوري است
و اينكه ممكن است مدارك صحت نزد آن شخص با ما فرق كند و...، من
يك دفعه گفتم حالا مرحوم مجلسي بگويد حديث معتبر است كه براي ما
حجت نيست ما بايد خودمان سند حديث را بررسي كنيم، ايشان عصباني
شد تسبيحش را پرت كرد به طرف من به طوري كه بند تسبيح پاره شد،
گفت حالا يك بچه آمده است دارد به مجلسي اشكال ميكند! با اينكه به
نظر ميرسد اين روحيه را نبايد در بچه ها سركوب كرد، بالاخره ما در
معالم خوانده بوديم كه صحه گذاشتن يك فرد ديگر بر روي حديث براي
ما حجت نيست، من آنچه در ذهنم بود گفتم، ايشان نبايد اين گونه به من
پرخاش ميكرد.
به فرمايش مرحوم آيت الله بروجردي قداست بزرگان و بزرگي بزرگان
به جاي خود، اما هيچ وقت بزرگي بزرگان نبايد مانع از فكر كردن خود ما
بشود، يك بچه هم وقتي مطلبي را ميگويد بالاخره اين را بايد يك
جوري قانعش كرد نه اينكه كوبيدش . اين دستور امام صادق (ع) است كه
ميفرمايد: "تواضعوا لمن تعلمونه العلم " استاد بايد نسبت به شاگردش
تواضع داشته باشد و به او شخصيت بدهد; علي اي حال مرحوم آيت الله
سيد مهدي حجازي هم آدم ملايي بود، پيدا بود به قم هم خيلي بي عقيده
است، براي اينكه بعدها كه من آمدم قم يك بار رفتم اصفهان -ايشان در
اين اواخر براي من احترام قائل بود مرا با سواد ميدانست چون آن وقتي
كه من پيش ايشان درس ميخواندم اشكال ميكردم - ايشان گفت قم چه
ميخواني ؟ گفتم منظومه، گفت منظومه پيش كي ؟ گفتم پيش آقاي خميني،
گفت منظومه ؟ مگر در قم كسي هست كه منظومه بلد باشد؟! پيدا بود كه در
نظر ايشان سطح قم پايين است، اين گونه تبليغات شده بود، ظاهرا
ريشه اش اين بود كه آن زمان كه علماي اصفهان با حاج آقا نورالله به قم
آمده بودند در قم خيلي برخورد خوبي با آنها نشده بود، حاج آقا نورالله
در قم مسموم شده بود، اين مسائل مثل اينكه يك خاطره سوئي براي
علماي اصفهان نسبت به قم ايجاد كرده بود.
ج1 - 76 