مساله اتحاد شكل و كشف حجاب
س : حضرتعالي فرموديد كه آن زمان دستگاه حكومتي رضاخان اتحاد
شكل را رايج كرده بود و عمامه ها را برمي داشتند حتي ميآمدند پستوها
را ميگشتند، راجع به قضيه اتحاد شكل و البسه كه منجر به كشف حجاب و
رفع عمامه علما شد اگر خاطراتي داريد بفرماييد.
ج : بله، من در اصفهان همين اندازه يادم هست كه پاسبانها طلبه ها را
اذيت ميكردند، يك پاسباني بود خيلي بدخو و خشن، و نمي دانم روي چه
جهتي طلبه ها اسم او را گذاشته بودند "هندل ميرزا"، او هم فهميده بود كه
آخوند ها به او ميگويند هندل ميرزا، از آن دور كه اينها را ميديد
ميگفت : "آشيخ وايسا هندل ميرزا آمد! "، اين شخص عمامه خيلي ها را
برداشت،فحش ميداد، اذيت ميكرد.
يك خاطره از حاج آقا رضا رفيع راجع به تغيير لباس روحانيت
يك خاطره ديگري در نظرم هست مربوط به حاج آقا رضا رفيع كه
-گو يا در مجله دنيا- عكسي از او انداخته بودند با عمامه و عكس ديگري
با كلاه، در آنجا حاج آقا رضا رفيع يك مقاله اي نوشته بود زير اين عنوان
كه "چرا من كلاهي شدم "، خلاصه آن مقاله اين بود كه من با رضاشاه در
گرگان بودم و معمم بودم، رضاشاه به من گفت ما به تهران كه برگشتيم بعد
از بيست و چهار ساعت به طرف خوزستان ميرويم و شما بايد در اين
سفر همراه ما كلاهي باشي، اين امر براي من خيلي گران و سخت بود كه
تغيير لباس بدهم، گفتم : آقاي حاج مخبر السلطنه نخست وزير ميدانند كه
من معمم باشم براي دولت و مقام سلطنت بهتر است، رضاخان گفت : نخير
همين است كه من ميگويم، شما بايستي كلاهي همراه ما باشي !، لذا ما به
تهران كه برگشتيم با اكبر ميرزاي صارم الدوله رفتيم خيابان لاله زار يك
دست كت و شلوار و پاپيون خريديم به پانصد تومان، بعد وقتي كه لباسها
را پوشيدم و رفتم به دربار همين شاه فعلي محمد رضا گفت : عجب خوب
اين لباس به شما ميآيد; حاج آقا رضا ريش پر پشت و
ج1 - 78 