بعد از مدتي آمدم به مدرسه فيضيه در آنجا يك حجره گرفتم و با مرحوم
آقاي حاج آقا صدر كلباسي اصفهاني هم مباحثه شديم، با هم درس
آيت الله آقاي داماد ميرفتيم و مباحثه ميكرديم، آقاي داماد از اول
مبحث اوامر كفايه درس ميگفت، بعد حاج آقا صدر رفت مسافرت و من
بي هم مباحثه شدم .
بعد تصادفا با آقاي مطهري آشنا شدم، ايشان هم ميآمد درس آقاي
داماد، شش هفت نفر بيشتر نبوديم كه در درس آقاي داماد شركت
ميكرديم، ايشان يك روز گفت حاضري با هم مباحثه كنيم ؟ گفتم بله،و از
آن روز به بعد رفاقت ما با مرحوم شهيد مطهري آغاز شد و حدود
يازده سال هم مباحثه بوديم و آن قدر با هم مانوس شده بوديم كه يك عده
خيال ميكردند من خراساني هستم، افرادي هم خيال ميكردند ايشان
اصفهاني است ; ايشان به اصفهان و نجف آباد ميآمد، و اصلا هر چه داشتيم
با هم ميخورديم، حساب جدايي نداشتيم، يك مختصر شهريه هم كه
ميدادند مال دوتايي مان بود. همراه شهيد مطهري سطح كفايه و يك مقدار
زيادي از مكاسب را نزد مرحوم آيت الله آقاي داماد خوانديم . مقداري از
كتاب رسائل را هم نزد آيت الله آقاي حاج آقا رضا بهاء الديني
(1)
خوانديم، و درسها را با يكديگر بحث ميكرديم .
(پيوست شماره 2)
[1] متوفاي سال 1376 ه. ش، مدفون در جوار حرم مطهر حضرت معصومه (س).
ج1 - 88 