شركت در درس اسفار آيت الله خميني

آيت الله خميني يك درس اسفار هم مي‎گفتند كه هفت هشت نفر از بزرگان از جمله آقاي حاج شيخ عبدالجواد ( جبل عاملي خميني شهري) و آقاي حاج آقا رضا صدر و آقاي حاج آقا عزالدين زنجاني كه حالا مشهد است و چند نفر ديگر در آن شركت مي‎كردند، من و مرحوم مطهري به آقاي خميني گفتيم ما هم بياييم در آن درس شركت كنيم چون معمولا مي‎بايست از ايشان اجازه گرفت، به بعضي افراد مي‎گفتند نه صلاحتان نيست، آن وقت ما اجازه گرفتيم مبحث نفس اسفار و معاد جسماني را شركت كرديم، اسفاري كه ما پيش ايشان خوانديم همين مبحث نفس بود بعد با مرحوم شهيد مطهري اول اسفار را با هم مباحثه كرديم، يعني الهيات بالمعني الاعم اسفار را با مرحوم شهيد مطهري مباحثه كرديم و پيش كسي نخوانديم، البته بعد آن را هم تدريس كردم .

س : در بين فضلا معروف است كه حضرتعالي در حكمت هم صاحب نظر هستيد، با اين سوابقي كه خودتان هم بيان فرموديد بايد اين طور باشد; اولا اساتيد ديگري كه در حكمت و نيز علم كلام و متون علم كلامي كه تحصيل فرموده ايد اگر داشته ايد بيان فرماييد، ثانيا اگر به مطالب جديد و مبناهاي تازه اي در فلسفه و حكمت اسلامي رسيده ايد و در صورت امكان دورنمايي از تحولات فلسفه را تا آن زمان كه شما به آن پرداختيد بيان فرماييد.

ج : البته من ادعا ندارم كه در فلسفه امتياز خاصي دارم،همان گونه كه عرض كردم فلسفه را من اول در اصفهان مقداري پيش آقاي حاج شيخ جواد فريدني خواندم، بعد پيش مرحوم امام منظومه و مبحث نفس اسفار را خواندم، منتها چيزي كه هست فلسفه با ذوق من جور در مي‎آمد، فلسفه بيشتر ذوقي و يافتني است، البته تقريبا ده بيست صفحه شفاي بوعلي سينا را هم با مرحوم مطهري نزد مرحوم علامه طباطبايي خوانديم ; من اين را بگويم كه اساسا اگر من چيزي را ياد گرفتم با درس گفتن بوده است، من هم منظومه را چندين مرتبه درس گفتم هم قسمتهاي
        ج1 - 93