زيادي از اسفار را، حتي مقدار زيادي از اسفار را در زندان اوين درس گفتم و رفقايي كه
بودند شركت ميكردند.
شركت در جلسات علامه طباطبايي و چگونگي تدوين اصول فلسفه و روش رئاليسم
الان كه مطلب به اينجا رسيد بد نيست اين مطلب را راجع به چگونگي
تاليف كتاب "اصول فلسفه و روش رئاليسم " مرحوم علامه طباطبايي
بگويم . چگونگي و ضرورت تاليف كتاب اصول فلسفه مرحوم طباطبايي
اين بود كه يكي از آقايان -آقاي حاج شيخ عبدالكريم نيري بروجردي -
رفته بود تهران، در راه با يك دكتر ماركسيست برخورد كرده بود، آمده
بود به علامه طباطبايي اظهار كرده بود كه اين ماركسيستها چنين و چنان
ميگويند، و ايشان تصميم گرفته بودند كه يك چيزي در اين ارتباط
بنويسند و در ميان جمعي براي حك و اصلاح نوشته هايشان را بازگو
كنند، شب اول مرحوم مطهري رفته بود، شب بعد به من گفت كه يك چنين
جلسه اي شروع شده تو هم بيا، شب دوم من هم رفتم ديدم علامه
طباطبايي يك متني نوشته و آن را ميخواند و آقايان هم دارند آن را
مينويسند، در آن جلسه مرحوم آقاي مطهري بود آقاي حاج شيخ جعفر سبحاني
بود آقاي اميني بود مرحوم شهيد بهشتي بود خلاصه شش هفت نفر
ميشدند، من هم قلم دست گرفتم يك مقدار نوشتم، بعد ديدم اينكه ما
عبارت را بنويسيم مطلب دستمان نمي آيد، گفتم آقا اين چه كاري است كه
شما مطالب را بخوانيد و ما بنويسيم، شما بخوانيد ما روي مطالب آن بحث
و گفتگو ميكنيم بعد از روي نسخه شما استنساخ ميكنيم،آن وقتها دستگاه
تايپ و فتوكپي در اختيار نبود، يك عده گفتند نه، يك عده گفتند حرف
خوبي است، بالاخره تصويب شد، مرحوم علامه يك متني مينوشتند و
ميآوردند روي آن بحث ميشد بعد بعضي آن را ميگرفتند استنساخ
ميكردند، من استنساخ هم نكردم، گفتم بعد لابد چاپ ميشود ميبينيم . از
آن افرادي كه خيلي اشكال ميكرد يكي من بودم يكي مرحوم آقاي
بهشتي -مرحوم آقاي مطهري هميشه اين اشكال را به من داشت كه چرا اين قدر
ج1 - 94 