من در كاشان و ايشان در يزد و من مايوس بودم از اينكه ايشان را ببينم، تا اينكه تصادفا شبي دير وقت كسي
درب خانه ما را زد و من خودم در را باز كردم ديدم سيد محترمي است،
گفتند اجازه ميفرماييد وارد شوم، گفتم بفرماييد; پس از ورود گفتند از
يزد عازم تهران بوديم ماشين ما در اينجا خراب شد،رفقا در گاراژ ماندند
من هم سراغ منزل عالم محل را گرفتم منزل شما را نشان دادند، گفتم
جنابعالي ؟ گفتند مير سيد علي يزدي هستم . پس از تعارفات معمول سخن
مرحوم آقاي عراقي را نقل كردم و با ايشان بحث مفصلي به راه انداختم و
انصافا ايشان را خيلي قوي يافتم . مرحوم آقاي يثربي همه سياستها و
حوادث جهان را مستند به انگليسيها ميدانستند و كوچكترين حادثه را نيز
به آنها نسبت ميدادند، ايشان ميفرمودند در زمان توده بازيهاي ايران،
دكتر يزدي معروف كه از سران حزب توده بود براي تبليغ به كاشان آمده
بود و چون پسر خاله من بود سري هم به خانه من زد، من به او گفتم : خدا
لعنت كند انگليسيها را كه اين توده بازيها را راه انداخته اند، او گفت
مارا كه به شوروي نسبت ميدهند، گفتم همه اين بازيها مربوط به انگليس
است، تو هم انگليسي هستي .
ج1 - 103 