فصل سوم " آيت الله العظمي بروجردي و مرجعيت عامه " (1340 - 1326 ه. ش)
آشنايي با آيت الله بروجردي
من و آقاي مطهري خيلي دلمان ميخواست از نزديك آيت الله
بروجردي را ببينيم، در يك تابستان آقاي مطهري با حاج آقا صدر
كلباسي رفتند بروجرد سال بعد هم من رفتم، آن سال تابستان من حدود
چهل روز در بروجرد ماندم و در درس آقاي بروجردي شركت ميكردم،
ايشان خارج مكاسب محرمه را ميگفتند، موضوع درس "ولايت از قبل
جائر" بود و تقريبا پنجاه شصت نفر همه ريش سفيد از علما در درس ايشان
شركت ميكردند، يك پيرمردي بود ميگفت من پانزده سال از آقاي
بروجردي بزرگترم، ميگفت من درسهايم را در اصفهان خوانده بودم و
برگشتم بروجرد آقاي بروجردي سيوطي ميخواند. آن وقت اين
پيرمردها ميآمدند درس آقاي بروجردي خيلي به ترتيب مينشستند هر
كس جايش معين بود، ما كه يك بچه طلبه بوديم حق نداشتيم در رديف
علما بنشينيم ما وسط اتاق مينشستيم، يك اتاق بزرگ كه وسطش ستون
بود، اين حوزه درس آيت الله بروجردي بود.
س : همه شان اهل بروجرد بودند يا اينكه از شهرستانهاي مختلف آمده
بودند؟
ج : بروجرد سابقه حوزوي داشت، آخوندهاي مسن در آن زياد بودند،
معلوم ميشد آنجا جلوتر حوزه داشته و اينها بقاياي حوزه سابق بودند،
درس آقاي بروجردي دوسه نفر مستشكل داشت، يكي حاج شيخ علي
خرم آبادي كه شايد بهترين شاگرد آقاي بروجردي بود و آقاي بروجردي
به او خيلي عنايت داشت، ديگري حاج شيخ بهاء الدين حجتي بروجردي
بود كه آقاي بروجردي به ايشان هم عنايت داشت تا جايي كه وقتي ايشان
آمدند قم هنوز به نظرشان نمي آمد كه در قم افرادي فاضل باشند گاهي
اوقات كه صحبت ميكردند ميفرمودند خوب است درس، تقرير داشته
باشد; در نجف آقاي آخوند درس را كه ميگفت بعد شاگردهاي خوب
ايشان هر كدام يك حوزه تقرير داشتند و براي ديگران درس را تقرير
ميكردند، بعد اظهار ميكردند كه خوب است آن دونفر از بروجرد بيايند
اينجا كه مثلا درس را تقرير كنند، يك سيدي
ج1 - 107 