هم بود به نام آقاي حاج سيد اسماعيل كه اشكالهاي خوبي به آقاي بروجردي مي‎گرفت، آقاي بروجردي هم برايش احترام قائل بود.

ويژگيهاي درسي و روش تربيتي آيت الله بروجردي

ما از بيان روان و ساده آيت الله بروجردي خيلي خوشمان مي‎آمد، درس ايشان اين گونه بود كه اولا مطالعه كرده بود، ثانيا يك جوري مي‎گفت كه طلبه ها بفهمند، به قول خودش مي‎گفت درس نبايد با عبارات گيج كننده همراه باشد، تكرار هم ماشاء الله زياد داشت، عبارتها را "كان يكون " معنا مي‎كرد، خيلي معطل مي‎كرد، يك مساله را گاهي روز شنبه كه مطرح مي‎كرد تا روز چهارشنبه به آن ور مي‎رفت، مثلا مي‎ديد يك نكته مساله مانده براي اينكه آن نكته را بگويد فردا مي‎آمد آن مطلب را دو باره از سر مي‎گرفت .

اگر آقايان ديده باشند در اين "نهايه الاصول " كه من از تقريرات درسي ايشان نوشته ام عبارت ثانيا و ثالثا و رابعا همه مال ايشان است، البته آن وقت كه من نهايه الاصول رانوشتم ابتداي كارم بود.نوشتن خيلي بلد نبودم مقداري مطالب كه يادم مانده بود نوشتم ; و به طور كلي آن وقت كه آقاي بروجردي آمد قم درس نوشتن در قم معمول نبود، مرحوم آيت الله آقاي داماد اصلا با درس نوشتن مخالف بود و مي‎گفت طلبه ها را بي سواد بار مي‎آورد، آقاي داماد عقيده اش اين بود كه طلبه ها به نوشته خود اتكا مي‎كنند و بي سواد بار مي‎آيند، ولي آقاي بروجردي بر نوشتن تاكيد مي‎كردند و لذا وقتي من چند صفحه اوايل نهايه الاصول را نوشته بودم و به ايشان دادم ايشان به من يك قواره پارچه قبا و بيست تومان جايزه داد، نسبت به افراد ديگر هم ايشان اين گونه بود، معمول ايشان اين بود كه طلبه ها را خيلي تشويق مي‎كرد، من يادم هست همين بحث " صلات مسافر " را كه از درسهاي ايشان نوشتم و چاپ شده آقاي بروجردي ضمن بحث، مساله "خروج الي ما دون المسافه " را در روزهاي قبل مطرح كرده بودند، كه اگر كسي در يك جا خواست ده روز بماند اما در نظر اوست كه در اين مدت به محلي كه فاصله آن كمتر از چهار فرسخ است برود و برگردد نظر ايشان اين بود كه براي يك ساعت هم كه شده جايز نيست و قصد اقامه به هم مي‎خورد، من
        ج1 - 108