شورشي ميشد. محمدرضاشاه هم كه ديدن آقاي بروجردي رفت قدرت آقاي
بروجردي در لرستان و عشاير را ميدانست، البته آن وقت دولتي ها با
علما خيلي بد نبودند، شاه آمده بود ديدن آقاي بروجردي و عكس هم
گرفته بودند; بعد طلبه ها با آقايان در قم زمزمه كردند كه يك كاري بكنند
آقاي بروجردي بيايند قم، حاج ميرزا مهدي بروجردي كه زمان حاج
شيخ عبدالكريم همه كاره ايشان بود و در زمان آقايان ثلاث مسئوليت
نداشت -ايشان پدر خانم آيت الله گلپايگاني ميشد- رفته بود پيش آقاي
بروجردي و صحبت كرده بود كه ايشان را بياورد قم، بعد گفتند كه آقاي
خميني و ديگران هم رفتند پيش ايشان و براي آمدن به قم از ايشان
دعوت كرده بودند، و بالاخره ايشان را راضي كرده بودند كه بعد از بهبود
كسالتشان به قم بيايند، ما هم خيلي خوشحال بوديم كه ايشان به قم بيايند
و با ديگران براي دعوت از ايشان براي آمدن به قم صحبت ميكرديم، من
يادم هست قبلش به آقاي خميني ميگفتيم كه از آقاي بروجردي بخواهيد
به قم بيايند و ايشان گفتند ميترسيم سه تا آقا چهارتا بشود، باورشان
نمي آمد كه آقاي بروجردي بتواند كاري انجام دهد، ولي بعد كه آقاي
بروجردي به قم آمده بود روزي ايشان فرمودند: "آقاي بروجردي
بيست سال دير به قم آمد، درس ايشان جوري است كه طلبه ها غير مستقيم
بدون اينكه بفهمند ميبينند مجتهد شده اند"، اين تعبير آقاي خميني نسبت
به درس آقاي بروجردي بود، ايشان بيانش روان بود و تا جايي كه احساس
ميكرد مطلب كاملا روشن نشده آن را تكرار ميكرد، حاج ميرزا علي آقا
شيرازي ميگفت ايشان (آيت الله بروجردي) در اصفهان مطلبي را گفت ما
ميگفتيم آقا ما فهميديم، ايشان ميگفت من هنوز خودم نفهميده ام،
ميگويم خودم بفهمم ! منظور اين است كه بزرگان دعوت كردند و ايشان از
راه تهران آمدند قم، در ده فرسخي قم يعني در علي آباد و كوشك نصرت از
ايشان استقبال شد، علما هر يك هياتها و افرادي را ميفرستادند.من يادم
هست يك اتوبوس هم مرحوم آيت الله حاج آقا مرتضي حائري گرفت،
من و آقاي مطهري جزو اتوبوس آقاي حائري بوديم .
آنجا كه آقاي بروجردي پياده شدند من جلوي ايشان ايستاده بودم،
فرمودند شما مثل اينكه بروجرد بوديد؟ گفتم بله آقا من تابستان در
بروجرد خدمت شما بودم، البته در آن زمان ايشان هنوز اسم من را
نمي دانستند.
ج1 - 111 