دوست دارد، آنها مورد محبت خدا هستند; بزرگان و مشايخ ما با فقر و فلاكت درس مي‎خواندند و همانها توانستند به اسلام و تشيع خدمت بكنند، اصلا كساني كه در زرق و برق دنيا و مقام و تشريفات وارد بشوند ناچار مي‎شوند از مسير روحانيت و حقيقت يك قدري منحرف شوند، البته من نمي خواهم بگويم همه اين گونه اند اما دنيا خيلي فريبنده است .

مسافرتهاي تبليغي و مرارتهاي آن

س : آن زمان در ايام ماه مبارك رمضان و يا محرم و صفر آيا برنامه تبليغي براي طلبه ها وجود داشت ؟

ج : وجود داشت اما نه خيلي زياد، من در اصفهان هنوز به آن حد نرسيده بودم بعدا از قم جاهايي براي تبليغ رفتم، اما عمده اش اين است كه يك راهنما كه به ما ياد بدهد چه چيزهايي را بخوانيم مثلا نهج البلاغه ببينيم قرآن ببينيم، اطلاعات تاريخي داشته باشيم اينها نبود، مگر اين اواخر كه خودمان روي بعضي مسائل كار مي‎كرديم، اينها راهنما مي‎خواهد كه از اول افراد را بيندازند در اين مسير، به او بگويند نهج البلاغه مطالعه كن تفسير مطالعه كن، تاريخ مطالعه كن و...; وگرنه درسهاي معمولي مقدمات و سيوطي را كه نمي شود براي مردم گفت .

س : آيا آيت الله بروجردي كسي را براي تبليغ اعزام مي‎كردند؟

ج : ايشان راجع به تبليغ خيلي عنايت داشتند ومعمولا براي ماه رمضان و محرم و صفر گروهي از فضلا و طلاب را به جاهاي مختلف مخصوصا دهات مي‎فرستادند و كمك هم مي‎كردند.

س : شما در آن ايام مجموعا چند مرتبه سفر تبليغي رفتيد و آيا خاطره اي از آن سفرها به ياد داريد؟

ج : من چندين بار براي تبليغ مسافرت كردم، چند بار به فريدن رفتم - چادگان، رزوه،
        ج1 - 114