اين اواخر ايشان " مبحث قضاء " را شروع كردند من يادم هست يكي از طلبه ها مرتب سر
درس اشكال ميكرد، ايشان فرمودند من حالا در اين سن بايد استراحت
كنم مع ذلك ميآيم براي شما درس ميگويم چون ميبينم خواهي نخواهي
دستگاه قضايي بايد باشد و آقايان طلاب هم ميروند در دستگاههاي
قضايي، اين درس را ميگويم كه اقلا با مباني فقه اسلامي و قضاي اسلام
آشنا بشوند كه قضاوتهاي ناحق نكنند; ايشان ميخواستند بفرمايند حالا
من با اين سن و سال ميآيم درس ميگويم آقايان بايد قدر بدانند. من
جلد اول "اصول " ايشان را (خارج كفايه) نيز تقريبا به صورت كامل و
جلد دوم را به صورت ناقص نوشتم، البته ايشان هم تا اواسط " برائت " و
"احتياط" بيشتر ادامه ندادند و درس اصول را كه عصرها ميگفتند رها
كردند.