اين اواخر ايشان " مبحث قضاء " را شروع كردند من يادم هست يكي از طلبه ها مرتب سر درس اشكال مي‎كرد، ايشان فرمودند من حالا در اين سن بايد استراحت كنم مع ذلك مي‎آيم براي شما درس مي‎گويم چون مي‎بينم خواهي نخواهي دستگاه قضايي بايد باشد و آقايان طلاب هم مي‎روند در دستگاههاي قضايي، اين درس را مي‎گويم كه اقلا با مباني فقه اسلامي و قضاي اسلام آشنا بشوند كه قضاوتهاي ناحق نكنند; ايشان مي‎خواستند بفرمايند حالا من با اين سن و سال مي‎آيم درس مي‎گويم آقايان بايد قدر بدانند. من جلد اول "اصول " ايشان را (خارج كفايه) نيز تقريبا به صورت كامل و جلد دوم را به صورت ناقص نوشتم، البته ايشان هم تا اواسط " برائت " و "احتياط" بيشتر ادامه ندادند و درس اصول را كه عصرها مي‎گفتند رها كردند.

متورم شدن اصول و ضرورت تهذيب آن

س : حضرتعالي به عنوان فقيهي كه درسهاي اصول مرحوم آيت الله بروجردي را تقرير فرموده ايد نظرتان درباره مباحث اصولي كه فعلا در حوزه تدريس مي‎شود چيست ؟ كدام يك از مباحث اصول در استنباط احكام فقهي لازم و مفيد است و كدام مبحث غير لازم و غير مفيد، و به طور كلي اگر نظر خاصي در ارتباط با مباحث اصول داريد بفرماييد.

ج : اينكه مي‎فرماييد كدام يك از مباحث اصول در فقه بيشتر مورد استفاده واقع مي‎شود اين مطلبي است گسترده كه نمي شود الان يك به يك مباحث را شمرد و گفت كدام يك تا چه اندازه مفيد است . اما اجمالا يك سري از مباحث اصول هست كه مطالب آنها يك امور عرفي ارتكازي است و توجه داشتن به آنها ضرورت دارد; مثلا اينكه آيا امر دلالت بر وجوب دارد يانه، يا اينكه فوريت از آن فهميده مي‎شود يانه، اينها را بايد به ارتكاز عرف مراجعه كرد، و اصحاب ائمه (عليهم السلام) هم كه از روايات مطالبي را مي‎فهميدند اين سنخ از مسائل در ارتكاز ذهنشان بوده است، اينكه امر مولا را بايد عمل كرد مگر اينكه مولا تصريح بر خلاف بكند، اينها يك چيزي است ارتكازي ; اما خوب بزرگان آمدند اين سنخ مسائل را بيشتر شرح و بسط دادند. و گو يا اولين كسي هم كه علم اصول را پايه گذاري كرد شافعي "يكي از پيشوايان چهارگانه
        ج1 - 122