درسشان خيلي عنايت به رجال داشتند و اين طور كه از ايشان نقل مي‎كردند -البته من از خودشان نشنيدم - گفته بودند آن زمان كه من در بروجرد درس مي‎گفتم بعضي افراد را مي‎ديدم كه خيلي از مسائل دقيق را درك نمي كنند، اما رجال چون جنبه تاريخي دارد همه مي‎فهمند، اين سبب شد كه من براي اينكه درس داير باشد و همه عنايت داشته باشند هر روز يكي از شخصيتهاي رجال را مطالعه مي‎كردم و در درس خصوصياتش را مي‎گفتم، ايشان در اين زمينه از بس مطالعه كرده بود يك تخصصي پيدا كرده بودند، بعد ايشان [اسانيد] " كافي " و " تهذيب " و " من لايحضر " را تنظيم كرده بودند كه اين آخرها آقاي حاج ميرزا مهدي صادقي تبريزي به صورت ناقص آن را چاپ كرد اما آستانه حضرت رضا(ع) بنا بود به صورت كامل آن را چاپ بكند كه آقاي حاج ميرزا حسن نوري (رحمه الله عليه) متصدي آن بود -چون به خط ايشان نوشته شده بود- منتها ايشان تصادف كرد و از دنيا رفت، حالا من نمي دانم آستانه حضرت رضا(ع) مشغول چاپ آن هست يا نه (1); مرحوم آيت الله بروجردي اين "اسانيد" را به ترتيب حروف تهجي منظم كرده بود و عقيده اش اين بود كه مشكلات رجالي از داخل خود "اسانيد" به دست مي‎آيد و حل مي‎شود، عنايت داشتند كه مثلا در كافي اسامي روات به همان گونه كه آمده ثبت گردد، مثلا يك جا نوشته "محمد بن عبدالجبار الصهباني " يك جا نوشته "عن الصهباني " يك جا آمده " محمدالصهباني " اينها پشت سرهم كه بيايد بعضي شارح بعضي ديگر مي‎شود.

ديگر اينكه سلسله روات تا امام معصوم كه پشت سرهم قرار مي‎گرفت در مقايسه با هم اگر سقطهايي در سلسله بعضي سندها بود مشخص مي‎شد و به اين ترتيب طبقات روات معين مي‎شد; مثلا مي‎بيني پنجاه روايت پشت سرهم دارد "احمد بن ادريس عن محمد بن عبدالجبار الصهباني عن الحسن بن محبوب عن ابي حمزه "، يك جا نوشته مثلا "عن الصهباني عن ابي حمزه "، معلوم مي‎شود كه اينجا "ابن محبوب " از وسط افتاده است،ايشان روي همين ترتيب در "و شنوه "(2) شروع كرده بودند يك
[1] كتاب "اسانيد" به خط مرحوم آقاي نوري از طرف آستانه حضرت رضا(ع) چاپ و منتشر شده است .
[2] "وشنوه " روستايي است ييلاقي در اطراف قم از بخش كهك كه مرحوم آيت الله بروجردي در ايام تابستان به خاطر گرمي هواي قم به آنجا تشريف مي‎بردند.
        ج1 - 126