تنظيم كنند، يك دسته از فضلا را دعوت كردند كه اين كار را شروع كنند، البته اين نكته را بايد گفت آن طور كه مرحوم آيت الله بروجردي به وضع روايت بصير و مسلط بودند افرادي كه دعوت شده بودند -كه يكي از آنها من بودم - بصيرت لازم را نداشتيم، بايد اينها تازه بيايند از صفر شروع كنند; افراد هم مختلف بودند بعضيها خوب بودند، بعضيها درجه شان پايين تر بود، علي اي حال اينها آمدند، ايشان هم خيلي وقت صرف كرد، جلسه هاي زيادي مي‎آمد مي‎نشست، در كيفيت تنظيم دستورهاي مهمي مي‎دادند، خيلي هم عنايت داشتند كه اين كار انجام بشود، با اينكه كار- هاي مهمي به ايشان مراجعه مي‎شد گاهي اطرافيها در بيت ايشان حرص مي‎خوردند كه ايشان كارهاي مهم را گذاشته اند و دارند به اين كتاب ور مي‎روند ولي ايشان خيلي عنايت داشتند كه اين كتاب بر اسلوب صحيح پايه ريزي شود، اول هم صحبت اين بود كه هم احاديث شيعه و هم احاديث سني تنظيم بشود و اگر شده بود خيلي خوب بود، يعني احاديث " صحاح سته " هم در هر بابي درج مي‎شد، اين كار زحمت طلبه ها را كمتر مي‎كرد، خوب هم بود چون در بسياري از مسائل روايات ما نظر دارند به روايات اهل سنت، خود مرحوم آقاي بروجردي هم مي‎دانستند كه اين كار مهمي است ولي روي بعضي جهات كه ممكن است بعدا بگويند دارند كتابهاي سني ها را احيا مي‎كنند از آن صرف نظر كردند، ايشان روي اين جهات خيلي حساب مي‎كرد كه مثلا جوي براي علماي شيعه درست نكنند، و الاخود ايشان به اين موضوع عنايت داشت و كتابهاي آنها را هم داشت ; بالاخره ايشان هر روز مي‎آمدند يك برنامه و دستوري مي‎دادند. يك روز ايشان يك فرمايشي فرمودند من به ايشان گفتم : آقا شما چند روز پيش آن جور دستور داديد حالا اين جور مي‎فرماييد؟ ايشان گفتند: "انا في كل يوم رجل " -من هر روز يك برداشت جديدي دارم - من عرض كردم : آقا با "انا في كل يوم رجل " نمي شود كتاب نوشت، براي اينكه يك برنامه بايد از اول باشد كه همه روي آن برنامه كار كنند، و بالاخره گاهي نظرياتي به ذهن خود ايشان مي‎آمد يا افراد تذكراتي مي‎دادند، و سليقه و متد اينكه چه جور تنظيم كنيم عوض مي‎شد. علي اي حال شايد بيست و چهار پنج نفر مي‎شدند،بنا شد هر دو نفري يك كتاب را با هم تنظيم كنند، من با آقاي ابراهيم اميني تابستان رفتيم نجف آباد " روايات ارث " را تنظيم كرديم، البته براي ما خوب بود با روايات آشنا مي‎شديم، مرحوم آقاي رباني شيرازي با آقاي حاج
        ج1 - 132