قضيه از اين قرار بود و ما مشكل را به اين نحو حل كرديم و به اين شكل بود كه علامه
طباطبايي شفا شروع كرد و من اشارات شروع كردم .
در اينجا يك نكته را يادآور ميشوم : ظاهرا مرحوم ميرزا و شاگردان
ايشان در مشهد با اصل خواندن فلسفه مخالف نبوده اند بلكه با بسط آن در
ميان كساني كه درك عميق ندارند و ممكن است آراي فلاسفه را
وحي منزل بدانند و بسا به انحراف كشيده شوند مخالف بوده اند; ولذا بعضي
از آقايان در خود مشهد مقدس به تدريس فلسفه اشتغال داشتند. شايد نزد
آقايان وانمود شده بود كه در حوزه قم تدريس فلسفه عمومي و بي كنترل
ميباشد و نگراني آقايان از اين جهت بود، در صورتي كه مرحوم امام نيز
با اينكه استاد فلسفه قم بودند به همه كس اجازه شركت در درس فلسفه
خود را نمي دادند و شركت در درس فلسفه ايشان متوقف بر استجازه از
ايشان بود; ضمنا شرايط زماني و مكاني نيز در اين مساله مانند ساير
مسائل بي تاثير نيست .