مسائل را درك نكنند، ولي ايشان مسائل را درك ميكردند، ميدانستند اينها حق است اما
روشي كه اين آقايان در حوزه داشتند براي بزرگان حوزه مورد پسند نبود،
مثلا به آقاي بروجردي اهانت ميكردند، به علما اهانت ميكردند، يك
جوري كه عقلاي قوم را عصباني كرده بود، ميشد با اين تندي هم برخورد
نكرد، مثلا عده اي جمع بشوند بروند بعضي مسائل را از آقاي بروجردي
بخواهند; اينها مستقيما مسائل را با طلبه هاي جوان و با مردم در ميان
ميگذاشتند به گونه اي كه حوزه را قبضه كرده بودند، بچه طلبه ها نوعا چون
احساساتي بودند دور اينها جمع بودند، من يادم هست كه مرحوم مطهري
خودش براي من نقل كرد و گفت : من بيش از يك ساعت رفتم با آقاي
نواب دنبال رودخانه راه رفتيم و صحبت كرديم، گفتم درست است كه شما
حرفهاي حقي داريد اما بالاخره آقاي بروجردي الان رئيس مذهب
است، رئيس حوزه است، بايد قداست ايشان را حفظ كرد و در پرتو
رياست ايشان كار كرد نه اينكه بياييم همه اينها را با اين تنديها بشكنيم و
به آنان اهانت كنيم، با اين شكل نتيجه اي نمي گيريم، اين را آقاي مطهري
براي من نقل كرد، و صحبتهاي مرحوم مطهري براي اين بود كه آقاي نواب
صفوي را از آن حالت تندي يك قدري بيرون بياورد. حتي آيت الله
خميني من يادم هست كه در خانه ايشان ما پنج شش نفر هم بيشتر نبوديم،
تازه پيش ايشان "زكات " شروع كرده بوديم، آقاي مطهري هم بود، صحبت
فدائيان اسلام شد، ايشان گفتند آخر اين چه برنامه اي است كه اينها دارند،
چهارتا بچه حوزه را به هم ريخته اند،به همه اهانت ميكنند،بايد شهرباني
دخالت كند، كنترل كند، آخه اين تنديها يعني چه ! حتي ايشان هم نظرشان
در آن شرايطاين گونه بود; آن وقت كساني مثل مرحوم رباني شيرازي،
آشيخ علي لر و آقاي حاج شيخ اسماعيل ملايري مبعوث شدند كه به اين
غائله خاتمه بدهند و بالاخره به اين جريان در حوزه علميه قم خاتمه
دادند، البته ما ته دلمان از حركت فدائيان اسلام براي مبارزه با رژيم
شاهنشاهي و پياده شدن دستورات اسلام خوشحال بوديم و حرفهاي آنها
را حرفهاي حقي ميدانستيم، منتها شيوه هاي آنها در حوزه شيوه هاي
تندي بود.
س : اين افرادكه فرموديد آيا از طرف آيت الله بروجردي مبعوث شده بودند؟
ج : بله، ظاهرا از طرف آقاي بروجردي مامور بودند، شرايط جوري شده بود كه حوزه
ج1 - 140 