بروجردي بد فكر مي‎كرديم، خلاف فكر مي‎كرديم ; بعد گفت : بله اين خانه من در گرو طرفداران آقاي مصدق بود،اينها دوازده هزار و پانصد تومان به ما قرض داده بودند و مي‎خواستند خانه را تصرف كنند، من هم نداشتم كه پول آنها را بدهم، به يك نفر گفتم اوهم نداشت، از اين جهت خيلي ناراحت بودم ; يك وقت ديدم حاجي احمد از طرف آيت الله بروجردي آمد دوازده هزار و پانصد تومان پول براي من آورد، همان اندازه كه بدهكار بودم . آقاي عالمي گفت اين براي من خيلي تعجب آور بود، براي اينكه شنيده بودم روابط آقاي بروجردي با آقاي كاشاني خوب نيست، دوازده هزار و پانصد تومان هم آن روز خيلي پول بود. گفت : آمدم قم به حاجي احمد گفتم جريان پول بردن براي آقاي كاشاني چه بوده است ؟ حاجي احمد گفت يك روز آقاي بروجردي مرا صدا زد و گفت برو از آن كيسه كه داخل آن وجوهات است دوازده هزار تومان بردار -آيت الله بروجردي يك كيسه داشت كه مخصوص وجوهات بود، يك كيسه هم داشت كه پولهاي شخصي خودش در آن بود، آقاي بروجردي خودش از وجوهات خرج نمي كرد- گفت برو از آن كيسه ديگر هم كه مال خودش بود و در يك اطاق ديگر بود پانصد تومان بردار، بعد گفت اينها را ببر بده به آقاي كاشاني،من هم بردم دادم ; اين جريان را آقاي عالمي نقل مي‎كرد. البته من اجمالا كمكهاي آيت الله بروجردي به آيت الله كاشاني را مي‎دانستم ولي اين جريان را به اين تفصيل نمي دانستم .(1)

روابط اينجانب با آيت الله كاشاني

من يك داستان با آيت الله كاشاني دارم نمي دانم تاكنون جايي نقل شده است يا نه ؟ من با مرحوم آيت الله كاشاني رفيق بودم ايشان خيلي به من علاقه داشت، گاهي اوقات كه من مي‎رفتم تهران معمولا شبها در مدرسه سپهسالار ( شهيد مطهري فعلي) منزل مي‎كردم گاهي سري هم به آيت الله كاشاني مي‎زدم، يك شب داشتم مي‎رفتم
[1] آيت الله كاشاني در اسفندماه سال 1340 شمسي رحلت فرمود و در كنار مزار حضرت عبدالعظيم حسني در شهرري مدفون گرديد.
        ج1 - 150