هم نداريم، نجف هم ندارد; چرا بايد اين جور باشد كه ما زبانهاي خارجي را كه ابزار تحقيق و تبليغ است بلد نباشيم و مسئولين ما نتوانند افرادي را زير نظر بگيرند و ضمانت كنند كه اين افراد مورد تاييد هستند! اين مربوط به يك تشكيلات است، الازهر تشكيلات دارد ولي ما فاقد آن هستيم .

س : وظيفه اصلي دارالتقريب در آن زمان چه بود و چه فعاليتهايي انجام مي‎داد؟

ج : سعي مي‎كرد كدورتهايي را كه بين شيعه و اهل سنت و بين علماي فريقين بود حتي المقدور بر طرف كند و آنان را در برابر دشمنان اسلام هماهنگ نمايد و تبليغ مي‎شد كه بايد پنج مذهب مانند پنج انگشت تبديل به مشت واحد شود در برابر دشمنان اسلام و " مجله رساله الاسلام " را نيز چاپ مي‎كرد و به كشورهاي اسلامي مي‎فرستاد، و فتواي معروف شيخ شلتوت كه مذهب شيعه را مذهب رسمي اعلام نمود محصول همين دارالتقريب بود.

س : بعضي مي‎گويند مرحوم آشيخ محمدتقي در آن زمانها با دربار رابطه اي داشته و بعد از انقلاب هم ايشان به همين جهت مورد توجه واقع نشد، اگر توضيحي به نظرتان مي‎رسد بفرماييد.

ج : ايشان رفته بود مصر در الازهر درس بخواند بعد به خاطر برخورد با افكار گوناگون و روحيه انقلابي كه داشته دارالتقريب را راه انداخته بود، و بعد كه دارالتقريب سرو صدايي به هم زد لابد براي ادامه كار كمكهايي مي‎خواسته، و در آن زمان اسم حكومت ايران در مصر كارساز بوده و از اين طريق مي‎توانسته امكاناتي فراهم كند. در آن زمان اگر كسي مي‎خواست در كشورهاي خارج كار بكند ناچار بود از حكومت وقت استفاده كند. آقاي حاج آقا موسي صدر هم در لبنان با دولت ايران مربوط بود، خود ايشان آمد خانه ما گفت من مي‎خواهم بروم پيش شاه، با شاه ملاقات دارم ; و بعد از رفتن آمد و گفت راجع به حنيف نژاد و مجاهدين كه مي‎خواستند اعدامشان كنند با شاه صحبت كردم، راجع به من هم صحبت كرده بود چون مرا مي‎خواستند تبعيد كنند، شاه محول كرده بود به علم و گفته بود با علم صحبت بكنيد;
        ج1 - 157