ماجرا تمام شد رفت قندها راداد به صاحبش .بالاخره اوضاع به اين شكل بود و مردم
آنها كه مذهبي بودند ناراحت ميشدند;البته خيلي از اينها توده نفتي بودند
يعني جريانهايي كه انگليسيها راه انداخته بودند به اسم توده اي
(1) و اين
تنديها را ميكردند كه مردم را ناراحت كنند. غارت كردن دكانهاي
نجف آباد را من خودم يادم هست، در يك زمان توده ايهاي اصلي را از
طرف دولت ميگرفتند ولي اين توده ايهاي نفتي وابسته به انگليس جلودار
قضايا بودند، خود من در نجف آباد عليه حزب توده و كمونيستها خيلي
سخنراني كردم .
س : در زمان مرجعيت مرحوم آيت الله بروجردي گو يا در قم تظاهراتي
عليه شخص معممي به نام " برقعي " كه در ارتباط با حزب توده بود صورت
گرفت، حضرتعالي اگر اطلاعاتي از جزئيات اين قضايا داريد بفرماييد.
ج : بله آن وقت حزب توده يك كنگره صلحي گو يا در سوئيس تشكيل
دادند و از آقاي حاج سيد علي اكبر برقعي كه آدم بيسوادي هم نبود -فردي
بود نويسنده موقر و مودب و خوب هم حرف ميزد- دعوت كرده بودند كه
در آن كنگره شركت كند، اينها شعارهاي ظاهر الصلاحي هم داشتند از قبيل
دفاع از حقوق مستضعفين، حقوق محرومين و...، بالاخره ايشان در آن
جلسه شركت كرده بود و كمونيست هم نبود، بعد چپي ها و توده ايها از او
حمايت ميكردند و در قم به نفعش شعار ميدادند، بالاخره در زمان
مرحوم آيت الله بروجردي كاري كردند كه آسيد علي اكبر برقعي تبعيد شد، و
[1] حزب توده درآن زمان چنانكه ازاسمش پيداست شعار حمايت از زحمتكشان و رنجبران را ميداد و با دربار و حاميان آن مبارزه ميكرد. برخي از افراد مسلمان هم صرف نظر از جنبه وابستگي وتفكر حزب توده به ايدئولوژي ماركسيستي،عضو آن بودند;چنانكه مشهوراست حزب توده درسال 1332 بيش از سي هزارعضو در ايران داشت،و راه انداختن تشكيلات "توده ايهاي نفتي " توسط رژيم و در پشت صحنه توسط استعمار پير انگليس براي از بين بردن واز اعتبارانداختن شعارهاي مردمي حزب توده و كمونيسم درايران ازيك طرف و ترسانيدن روحانيت و مردم مذهبي از طرف ديگر بوده است، كه همين امر سبب ميشد مردم و روحانيت عليه مصدق آماده شوند،چون مصدق مسلمان ودشمن انگليس بود ولي از آزادي قانوني همه گروههاو احزاب مذهبي وغيرمذهبي دفاع ميكرد.
ج1 - 159 