ج : من خاطره اي از مرحوم آيت الله بروجردي در اين ارتباط به ياد
دارم كه براي شما نقل ميكنم . ايشان يك روز در صحبتهايشان فرمودند:
جريان مشروطه كه پيش آمد من در نجف بودم، مرحوم آخوند خراساني
كه در جريان مشروطه وارد شد با اينكه استاد من بود من ديگر به منزل
ايشان رفت و آمد نكردم تا اينكه يك روز ايشان مرا در كوچه ديدند و
خيلي با من گرم گرفتند و حال و احوال و معانقه كردند كه شما كجا بوديد،
تشريف نداشتيد و... گفتم آقا من جايي نبودم، همين جا بودم ! ولي از اين
برخورد خيلي شرمنده شدم كه چرا در آن مدت به منزل آخوند نرفته ام .
گو يا ايشان (آقاي بروجردي) در آن موقع ميخواسته اند از جريانات
سياسي كنار باشند و در دسته بنديهاي موافقين و مخالفين مشروطه دخالت
نكنند.
باز يك روز ديگر خدمت ايشان بوديم صحبت از مرحوم آخوند و
جريان مشروطه پيش آمد. البته الان يادم نيست چه كسي مساله را مطرح
كرد، آقاي فاضل -پدر همين آقاي فاضل لنكراني - با لهجه تركي گفتند: در
جريان مشروطه مرحوم آخوند قاصر بودند نه مقصر، ايشان توجه نكردند،
باز آقاي فاضل اين جمله را تكرار كردند، ايشان فرمودند: "چه ميگويي !
مرحوم آخوند نه قاصر بودند نه مقصر، مرحوم آخوند فداكاري كردند،
منتها ديگران با ايشان همراهي نكردند، دنياي آن روز داشت عوض
ميشد و شرايط زمانه ديگر اجازه نمي داد كه يك شاه قلدر و ديكتاتور
بخواهد داروندار مردم را در اختيار داشته باشد و خودسرانه عمل كند،دنيا
داشت عوض ميشد و در ايران هم بايد يك تحولي به وجود ميآمد،
مرحوم آخوند و علما هم فكر ميكردند در اين تحول كه ميخواهد به
وجود بيايد آنها هم نقش داشته باشندتا بتوانند موازين اسلام را پياده
كنند،نظر آقايان اين بود، اينكه اشكالاتي پيش آمد مطلب ديگري است ولي
نظر آنان خدمت بود و حسن نيت داشتند".
البته در همان وقت اين مطلب در ذهن من خطور كرد كه از ايشان بپرسيم
اگر جريان به اين شكل است پس چرا شما آن روز به منزل آخوند
رفت و آمد نمي كرديد و كنار كشيديد؟ البته بعد خودمان جواب ميداديم كه
شايد آن روز هنوز مسائل بر ايشان روشن نبوده و بعدا روشن شده است،
بالاخره ايشان گفتند مرحوم آخوند نه قاصر بودند و نه مقصر بلكه ايشان
فداكاري كردند.
ج1 - 163 