صحبت كنم،آنها آمدند به من گفتند، گفتم من تعهد كرده ام كه منزل آقاي بروجردي نروم، آقاي بروجردي
فرموده بودند خير به هر شكل هست برويد ايشان را بياوريد; خلاصه مرا
بردند منزل آيت الله بروجردي ايشان با شوخي فرمودند قهر كرده بوديد؟
تعهد كرده بوديد كه به اينجا نياييد؟! بالاخره خيلي دلجويي كردند و
فرمودند شما فعلا مدتي به نجف آباد برويد و كارهاي مردم و حوزه علميه
آنجا را زير نظر داشته باشيد; و در همين ارتباط بود كه من مدتي به
نجف آباد رفتم، من گاهي قم بودم و گاهي نجف آباد، و بعد مرحوم حاج
شيخ نصرالله قضايي را در آنجا ترويج و تقويت كردم و پس از مدتي
كارها را به دست ايشان سپردم و خودم دو باره به قم برگشتم .