ظاهرا تعبير خواب شاگردان زيادي است كه ايشان تربيت كردند و در قم
و ساير بلاد متفرق ميباشند.
2 - شبي ايشان را در خواب ديدم كه به عنوان تدريس روي يك صندلي
نشسته اند و حدود پنجاه نفر حضور داشتند از جمله مرحوم امام خميني،
من در عالم خواب توجه داشتم كه آيت الله بروجردي فوت كرده اند و مثل
اينكه دو باره زنده شده اند، من به مرحوم امام گفتم : آقاي بروجردي
شانزده سال در قم تدريس كردند و متاسفانه يك نوار درسي به عنوان
يادگار از ايشان گرفته نشد، خوب است ضبط صوتي تهيه كنيم و درس
ايشان را ضبط كنيم، مرحوم امام فرمودند: خوب گفتي، سريع ضبطي تهيه
كن و بياور، كه من دويدم و ضبطي حاضر كردم و درس ايشان را ضبط
نمودم .
3 - شبي ايشان را در خواب ديدم كه در منزلشان به ديوار تكيه كرده
بودند و دامن ايشان پر بود از اسكناس، چشم ايشان كه به من افتاد
فرمودند:آشيخ حسينعلي، بيابه تو پول بدهم، گفتم : نه آقا من لازم ندارم،
بالاخره اصرار كردند و يك مشت پر به من پول دادند، و ظاهرا پولها
شماره نداشت و درهم بود.
ج1 - 184 