فصل چهارم " امام خميني و نهضت روحانيت " (1345 - 1340 ه. ش)

وفات آيت الله العظمي بروجردي و عزاداري چهل روزه مردم

س : از در گذشت مرحوم آيت الله العظمي بروجردي و تحولاتي كه در حوزه در ابعاد اجتماعي، فرهنگي و سياسي مخصوصا در مساله مرجعيت پيش آمد چنانچه خاطراتي داريد بفرماييد.

ج : مساله وفات مرحوم آيت الله بروجردي خيلي عجيب بود ايران يك پارچه عزا شد،(1) در خارج از كشور هم برنامه عزاداري بود، اما در ايران عزاداري به اين گستردگي را كسي پيش بيني نمي كرد. در همه شهرها دسته جات راه افتاد، شعرا در عزاي ايشان نوحه هاي سينه زني و عزاداري مي‎سرودند. من يادم هست از نجف آباد يك دسته دو سه هزار نفري به طرف قم راه افتاد، يك حسن آقا نساج داشتيم كه الان هم حيات دارند، ايشان اين شعر را مي‎خواند و همه مي‎خواندند:
ما نجف آباديان با ناله و آه آمديم
از براي درك فيض آيت الله آمديم
مردمان شهر قم كو سيد و سالار ما
از براي ديدنش ما اين همه راه آمديم

در آن زمان افكار ماركسيستي كمونيستي در جامعه زياد مطرح بود. شركت مردم در اين جلسات و برگزاري اين عزاداري گسترده و اقبال مردم به روحانيت در واقع يك نوع تودهني به تبليغات ماركسيستي كمونيستي آن وقت بود. مردم مي‎فهميدند كه آنها چيزي نيستند و جنبه هاي مذهبي خيلي در مردم نمود پيدا كرد.البته اين تجليل و ابراز تاسف و تاثر مردم از فوت مرحوم آيت الله بروجردي يك چيز طبيعي و خود جوش بود، اين گونه نبود كه تصنعي و ساختگي باشد، مردم بي اختيار راه مي‎افتادند، دسته جات درست مي‎كردند، به سر و سينه مي‎زدند، گريه مي‎كردند و مرثيه مي‎خواندند. تقريبا چهل روز ايران ماتم داشت و در جاهاي مختلف مراسم فاتحه برگزار مي‎شد. بعضي افراد در آن زمان مي‎گفتند فوت مرحوم آيت الله بروجردي
[1] آيت الله العظمي بروجردي در دهم فروردين ماه 1340 شمسي (شوال 1380) به رحمت ايزدي پيوستند و در مسجداعظم قم مدفون گرديدند.
        ج1 - 187