‏بسمه تعالي ‏
 
‏" كسوف "‏
 
‏نگاهي به پروژه بولتن سازي عليه آيت الله العظمي منتظري ‏

(طي يك دوره 5 ساله : 1380 - 1385)‏
‏(جلد 1)‏

( و ما يتبع اكثرهم الا ظنا ان الظن لا يغني من الحق شيئا)‏
‏"و جز اين نيست كه اكثرشان از گمان پيروي مي‎كنند; همانا گمان آنها را به حق نمي رساند."‏

(قرآن كريم)‏
 
‏"هر كس بر ضرر مؤمن داستاني بسرايد كه او را آبرو برد تا از چشم مردم افتد، خدا او را از دوستي خود به دوستي شيطان براند و شيطان هم او را‏ ‏نپذيرد."‏

(امام صادق عليه السلام)‏

فهرست مطالب:
‏ ‏اشاره
‏ ‏1 - جلوگيري از برگزاري مراسم شهيد محمد منتظري
‏ ‏2 - جوسازي عليه نمايندگان مجلس (درخواست كنندگان رفع حصر)
‏ ‏3 - پلمب منزل احمد منتظري
‏ ‏4 - خط دهي آيت الله منتظري به نهضت آزادي !
‏ ‏5 - انتشار خاطرات آيت الله منتظري
‏ ‏6 - قتل هاي زنجيره اي
‏ ‏7 - رسيدن به اهداف اصيل انقلاب
‏ ‏8 - چرا انقلاب كرديم ؟
‏ ‏9 - گروههاي فشار در حوزه
‏ ‏10 - نظارت استصوابي
‏ ‏11 - حادثه كوي دانشگاه
‏ ‏12 - قانون اساسي اول و كلمه "مطلقه "
‏ ‏13 - انتخاب رهبر توسط خبرگان
‏ ‏14 - رئيس جمهور پاسخگو اما فاقد قدرت
‏ ‏15 - ولايت فقيه فراقانوني عين استبداد است .
‏ ‏16 - هدف از تأسيس دادگاه ويژه روحانيت
‏ ‏17 - مصوبه عدم نظارت بر نهادهاي زير نظر رهبري
‏ ‏18 - تعطيلي مطبوعات
‏ ‏19 - مجمع تشخيص مصلحت نظام
‏ ‏20 - انكار ضروري دين !
‏ ‏21 - مصاحبه با رسانه هاي خارجي
‏ ‏22 - مستند بودن مطالب خاطرات آيت الله منتظري
‏ ‏23 - درباره نامه ‏1368/1/6‏ امام خميني (ره )
‏‏ ‏24 - توهين به آقاي مصباح يزدي !
‏‏ ‏25 - امام خميني ، كادر انقلاب و...
‏ ‏26 - كينه از مقام رهبري !
‏ ‏27 - سناريوي جلسه گروهك منافقين در رم !
‏‏ ‏28 - سه دروغ شاخ دار ديگر!
‏‏ ‏29 - خلافكاريها به نام امام خميني !
‏ ‏30 - ديدن امام خميني در عالم رؤيا
‏ ‏31 - دخالت نكردن در امور سياسي
‏ ‏32 - خاتمي و تحريك طلاب !
‏‏ ‏33 - عامل حمله به بيت آيت الله منتظري چه كسي بود؟
‏‏ ‏34 - سناريوي دفاع از منافقين !
‏‏ ‏35 - حمايت از رؤساي ساواك !
‏‏ ‏36 - برگزاري مراسم ختم خواهر آيت الله منتظري در قم
‏‏ ‏37 - حمايت از ماهواره !
‏‏ ‏38 - عمليات انتحاري
‏ ‏39 - علل حصر آيت الله منتظري
‏‏ ‏40 - توهين به بسيج و ملت !
‏ ‏41 - مقاله جيمز ولسي رئيس سازمان سيا!
‏ ‏42 - رسانه هاي خارجي و آيت الله منتظري
‏‏ ‏43 - كتاب "پاسداشت حقيقت " در نقد خاطرات آيت الله منتظري
‏‏ ‏44 - ادعاي ارتباط پورزند با بيت آيت الله منتظري
‏ ‏45 - نامه جامعه معلمان ايران به آيت الله منتظري
‏‏ ‏46 - تهيه وصيت نامه توسط اطرافيان آيت الله منتظري !
‏ ‏47 - سخناني عجيب پس از آزادي از حصر!
‏‏ ‏48 - آمريكايي ها و رفع حصر از آيت الله منتظري !
‏ ‏49 - بوسيدن پاي آيت الله منتظري توسط محمدرضا خاتمي !
‏ ‏50 - وزير اطلاعات خاتمي و دخالت نكردن آيت الله منتظري در سياست
‏ ‏51 - خبرسازي اينترنتي با هدف استهزاء
‏ ‏52 - سفر زميني به مشهد مقدس در 18 تير!
‏‏ ‏53 - گفتگوي وزير فرهنگ دولت مصدق با آيت الله منتظري
‏ ‏54 - خروج اطلاعات هسته اي توسط باند مهدي هاشمي !
‏ ‏55 - دستگيري رئيس خبرگزاري ج .ا.ا. در قم
‏ ‏56 - امتناع از گرفتن شهريه آيت الله منتظري !
‏ ‏57 - ستاد استقبال از شيرين عبادي در قم !
‏‏ ‏58 - گروگان گيري در سفارت آمريكا
‏ ‏59 - طرح مجدد سياسي آيت الله منتظري
‏‏ ‏60 - دفاع از سخنراني 13 رجب
‏ ‏61 - رابطه با آمريكا
‏ ‏62 - حضور مذهب در حكومت
‏‏ ‏63 - حكومت آينده عراق
‏‏ ‏64 - يك فتواي ساختگي !
‏ ‏65 - دفاعي ديگر از 13 رجب
‏ ‏66 - جوسازي ناشيانه ديگر عليه فتواي دست دادن
‏ ‏67 - مقتدا صدر و گروه المهدي
‏ ‏68 - خط مشي سياسي الگوي كاري سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي
‏‏ ‏69 - مصاحبه با تلويزيون بي بي سي
‏ ‏70 - رفتار امام علي (ع ) با مخالفان از زبان آيت الله منتظري
‏ ‏71 - نامه آقاي محتشمي به امام خميني درباره نهضت آزادي
‏ ‏72 - جوسازي عليه فتواي حجاب در حال ضرورت
‏ ‏73 - ضدانقلاب هم همنوا با بولتن نويسان
‏‏ ‏74 - تخصص فقيه
‏ ‏75 - پشت رساله حقوق بشر آيت الله منتظري
‏ ‏76 - علت سكوت درباره انتخابات
‏‏ ‏77 - سفر مشكوك اكبر گنجي به قم
‏ ‏78 - ائتلاف ساختگي براي مقابله با آقاي مصباح يزدي !
‏‏ ‏79 - خط دهي سياسي از سوي نهضت آزادي !
 
‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏
‏اشاره
‏ ‏جهان ، جهان رسانه اي است ; به حدي كه در اين دراندشت سر آدم سوت مي‎كشد! اين همه رسانه كه يا گفتاري ، شنيداري ،‏ ‏ديداري و از همه مهم تر نوشتاري اند و خواه يا ناخواه افكار عمومي را سمت و سو مي‎دهند. رسانه ها گاه دولتي گاه غير دولتي‏ ‏هستند; اما در اين ميان گاه رسانه هايي متولد مي‎شوند كه آنان را مي‎توان "رسانه اي در سايه " ناميد. در "سايه " از اين جهت كه‏ ‏در غالب موارد، از مواهب مادي و معنوي نظام بهره برده اما در خدمت تنها يك انديشه ، روش و منش هستند; از آنها نه‏ ‏مي‎توان شكايت كرد و نه تحت نظارت هستند. اخبار آنان گاه از يك منبع و يك اتاق خبر اقتباس مي‎شود و گاه اخبارشان‏ ‏سوخته ، بي اهميت و تكراري است . بولتن ها در چند مشخصه همگون هستند، تحريف زياد، جراحي و مثله كردن مطالب ،‏ ‏انتخاب به دلخواه مطالب با سمت و سوي سياسي و جناحي و ارائه تحليل با عنوان "ملاحظه " با هدف القاي نتيجه گيري خود به‏ ‏مخاطب و سلب هر گونه تحليل اوليه از سوي كاربران .
‏ ‏بولتن ها در اكثر قريب به اتفاق براي افراد تاثيرگذار در جامعه ارسال مي‎شود. چون : ائمه جمعه و جماعات ، مسئولان‏ ‏سياسي امنيتي ، برخي از روحانيون و اساتيد دانشگاه و...تا خميرمايه تحليل ها و اظهارنظرات آنان باشد. طبق قاعده ، اين‏ ‏كاربران بايد حتما در جرگه "خودي " باشند. در غالب موارد خوانندگان يا از روي عدم انگيزه يا عدم توانايي و دسترسي يا‏ ‏اعتماد كامل ، از بررسي صحت و سقم مطالب مندرج ، آنها را مي‎پذيرند; به ويژه آن كه شخصيت هاي حقيقي و حقوقي كه بولتن‏ ‏او را مورد سوژه قرار داده ، به واسطه عدم دسترسي به بولتن از اظهار نظر و تكذيب باز مي‎مانند.
‏ ‏آيت الله العظمي منتظري از شخصيت هايي است كه در طول ساليان متمادي - علاوه بر رسانه هاي مكشوف - از سوي انبوه‏ ‏بولتن هاي طبقه بندي شده ! مورد تعرض قرار گرفته است . "كسوف " قصد دارد فقط به گوشه اي از اين فضاسازي ها بپردازد; در‏ ‏اين تحقيق ميداني ، يك دوره پنج ساله 1380 - 1385 مورد بررسي قرار گرفته است كه به بولتن هاي زير مي‎پردازد:
‏ ‏1 - خبرنامه فرهنگي ، سياسي و اجتماعي جامعه مدرسين
‏ ‏اين بولتن توسط معاونت جامعه و نظام مديريت سياسي اين تشكل روحاني‏ ‏تهيه و منتشر مي‎گردد و مركز آن در قم مي‎باشد. قدمت اين تشكل به دهه پنجاه‏ ‏برمي گردد، كه آيت الله منتظري خود از مؤسسان آن محسوب مي‎شود و تعدادي‏ ‏از اعضاي اين جامعه روزگاري از شاگردان ايشان بوده اند.
‏ ‏2 - خبرنامه خبري ، تحليلي تيپ 83 امام صادق (ع )
‏ ‏اين يگان ، مستقل از فرماندهي سپاه بوده و زير نظر مستقيم نمايندگي ولي فقيه‏ ‏در سپاه اداره مي‎شود. اين بولتن به مدير مسئولي : عبدالرحيم علي زاده ، و‏ ‏سردبيري : سيد عبدالمجيد لطيفي ، و توسط معاونت سياسي تيپ اداره مي‎شود.‏ ‏اين تيپ كه مقر آن در قم مي‎باشد، با هدف سازماندهي نيروهاي پراكنده ‏ ‏روحانيون رزمي - تبليغي در زمان جنگ ، با نظر مساعد برخي از بزرگان تأسيس‏ ‏شد.
‏ ‏3 - خبرنامه شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي
‏ ‏اين تشكل غيرمكشوف پس از دوم خرداد و پس از احساس خطري كه‏ ‏مي‎كردند راه اندازي شد، كه مركز آن در تهران و جز صندوق پستي آدرس‏ ‏ديگري از آن در دست نيست . از موضع گيري هاي اين بولتن به دست مي‎آيد‏ ‏علاوه بر تعلق به جناح تندرو محافظه كار، افراد مختلفي از نهادهاي قضايي ، امنيتي‏ ‏و سياسي درون حاكميت در تهيه و حمايت از آن نقش دارند.
‏ ‏روش ما در اينجا ذكر متن خبر مندرج در برخي از بولتن ها - از باب مشت‏ ‏نمونه خروار - و سپس بررسي آن از نظر سندي و محتوايي است . اميد است اين‏ ‏خدمت ناچيز بتواند زنگارها را زدوده ، و در برملا كردن فضاسازي عليه مرجعيت‏ ‏شيعه موفق ، و عمق مظلوميت آيت الله منتظري را به تصوير كشد."ان شاءالله ".
‏تابستان 1386‏
‏قم - دفتر آيت الله العظمي منتظري ‏
 

‏ ‏توجه: متن بولتن ها با قلم آبي روشن آمده است.
‏ ‏سرآغاز: تيرماه 1380
‏ ‏1 - جلوگيري از برگزاري مراسم شهيد محمد منتظري
‏ ‏بولتن جامعه مدرسين ، ‏80/4/18‏ ، ش 707 ، ص 22:
‏ ‏"حمايت از منتظري ; مراسم شهادت شهيد محمد‏ ‏منتظري به علت سر دادن شعاري انحرافي توسط برخي‏ ‏افراد برگزار نشد. به گزارش خبرنگار ما همزمان با‏ ‏فرارسيدن سالگرد شهادت شهيد بهشتي و 72 تن از ياران‏ ‏باوفاي وي اطلاعيه اي از سوي بيت آقاي منتظري مبني بر‏ ‏برگزاري مراسم شهيد آيت الله بهشتي و شهيد محمد‏ ‏منتظري در سطح شهر قم توزيع شد كه طبيعتا مثل هر سال‏ ‏هيچ مانعي براي انجام اين مراسم وجود نداشت . اما عده اي‏ ‏100 نفره كه از نجف آباد و فعالان سياسي - كه برخي از‏ ‏اعضاي حزب ...بودند - ساعتي قبل از اذان مغرب و عشاء با‏ ‏تجمع در كنار بيت آقاي منتظري اقدام به سر دادن‏ ‏شعارهاي انحرافي كردند... بر اساس اين گزارش عده اي از‏ ‏افراد دستگيرشده كه در ميان آنان يك تبعه خارجي به‏ ‏چشم مي‎خورد. همچنين چند مقام دولتي در اين مراسم‏ ‏شركت داشتند."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : منبع خبري جامعه مدرسين ، روزنامه كيهان ‏80/4/11‏ مي‎باشد.
‏ ‏ب : اطلاعيه خانواده شهيد محمد منتظري در اين باره چنين بود:
‏ ‏"پنجشنبه مصادف با هفتم تير ماه شهر قم يك بار ديگر شاهد هجوم وحشيانه و‏ ‏غير انساني نيروهاي سپاه پاسداران به مردم بود، و اين بار به حكم دادسراي ويژه‏ ‏روحانيت افرادي كه از راههاي دور و نزديك براي برگزاري مراسم شهيد بزرگوار‏ ‏محمد منتظري آمده بودند ناجوانمردانه مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. مراسم يادبود‏ ‏همچون سالهاي گذشته به وسيله اطلاعيه هايي در سطح شهر اعلام گرديد ولي از‏ ‏ساعت 5 بعدازظهر كوچه هاي اطراف محل برگزاري مراسم (منزل شهيد محمد)توسط‏ ‏نيروهاي سپاه و با حضور نيروهاي اطلاعات مسدود گرديد و از ورود افراد و حتي‏ ‏بستگان و خويشان نزديك به منزل شهيد جلوگيري به عمل آمد. پس از چند ساعت به‏ ‏دليل تجمع افراد و برخوردهاي خشونت آميز و زشت مأمورين ، مردم به خشم آمده و‏ ‏با سر دادن شعار "مرجع مظلوم ما آزاد بايد گردد" انزجار خود را اعلام نمودند; كه در‏ ‏اين هنگام گارد ضد شورش وارد صحنه گرديد و با بي رحمي تمام و با خشونتي فراوان‏ ‏با چوب و باطوم به مردم حمله ور شد. شدت تهاجمات به حدي بود كه بدون ملاحظه‏ ‏زن و مرد و بچه هاي كوچك را زير دست و پا و با باطوم له مي‎كردند; و صحنه برخورد‏ ‏نيروهاي اسرائيلي با فلسطينيان را تداعي مي‎نمود. همراه با ضرب و شتم مردم‏ ‏دستگيري ها نيز جريان داشت . در ميان افرادي كه به شدت مضروب و دستگير شدند،‏ ‏افرادي از جانبازان جنگ تحميلي از جمله آقاي حسنعلي نوريها به چشم مي‎خوردند‏ ‏كه هنوز آزاد نشده اند. پس از آن با آوردن نيروهاي به اصطلاح حزب الله توسط‏ ‏ميني بوس (تقريبا 20 نفر) شروع به دادن شعارهايي در حمايت از ولايت فقيه و‏ ‏رهبري و اهانت به آيت الله منتظري نمودند. قابل ذكر است كه اين نيروها از حمايت و‏ ‏پشتيباني كامل سپاه پاسداران برخوردار بودند. حملات و دستگيري ها تا پاسي از‏ ‏شب ادامه داشت و سرانجام از برگزاري مراسم شهيد جلوگيري به عمل آمد; و اين در‏ ‏حالي بود كه مراكز اجرايي شهر (استانداري و فرمانداري ) ضمن اظهار تأسف از‏ ‏اين گونه برخوردها اعلام داشتند كه سپاه پاسداران هيچ گونه حق جلوگيري از برگزاري‏ ‏مراسم را نداشته است . والسلام ; خانواده شهيد محمد منتظري ، ‏1380/4/8‏."
‏ ‏ج : در همان بولتن به نقل از آقاي طالقاني معاون وقت امنيتي استانداري قم - به نقل‏ ‏از روزنامه نوروز ‏80/4/9‏ - آمده است :
‏ ‏"مداخله دادگاه ويژه روحانيت دليل عدم برگزاري‏ ‏مراسم شهيد منتظري بود. وي با اظهار بي اطلاعي از دلايل‏ ‏ارائه شده از سوي اين دادگاه گفت كه سياست شوراي تأمين‏ ‏استان طبق سنوات گذشته با برگزاري مراسم در منزل شهيد‏ ‏موافقت كرده بود."
‏ ‏د: در بولتن وزارت كشور، ‏80/4/11‏، در اين باره آمده است :
‏ ‏"جلوگيري از مراسم سالگرد شهيد محمد منتظري در‏ ‏قم ; براساس خبرهاي دريافتي ، نيروهاي امنيتي سپاه ، بسيج‏ ‏و نيروي انتظامي ساعتها پيش از برگزاري مراسم هفتم تير و‏ ‏سالگرد شهادت دكتر بهشتي و محمد منتظري كه همه ساله‏ ‏در بيت شهيد محمد منتظري برگزار مي‎گرديد، با مسدود‏ ‏كردن دو طرف كوچه منتهي به بيت نامبرده از رفت و آمد‏ ‏مردم جلوگيري كردند. اين مراسم به دعوت قبلي پس از‏ ‏نماز مغرب و عشاء برگزار مي‎گرديد با ممانعت ماموران‏ ‏مواجه شد و مردمي كه جهت حضور در مراسم و به سر دادن‏ ‏شعارهايي با مضمون "لااله الاالله ، مرجع مظلوم ما آزاد بايد‏ ‏گردد و يا حجة ابن الحسن ريشه ظلم را بكن " پرداختند،‏ ‏نيروهاي امنيتي كه مجهز به باطوم و كلاهخود بودند به‏ ‏جمعيت حاضر به ويژه زنان حمله ور شدند، كه در نتيجه‏ ‏عده اي زخمي و تعدادي نيز دستگير شدند.
‏ ‏ملاحظه : ورود نيروهاي انصار حزب الله به اين مراسم و‏ ‏حمله ور شدن آنان به مردم موجب افزايش تشنج و‏ ‏درگيري ها گرديد. نيروهاي انصار همچنين به دادن شعار‏ ‏عليه شركت كنندگان و آيت الله منتظري پرداختند. اين‏ ‏مراسم همه ساله در بيت شهيد محمد منتظري برگزار‏ ‏مي‎گرديد و جمعيت حاضر پس از سخنراني و تذكرات‏ ‏برگزاركنندگان به آرامي پراكنده مي‎شدند."
‏ ‏
‏ ‏2 - جوسازي عليه نمايندگان مجلس (درخواست كنندگان رفع حصر)
‏ ‏بولتن جامعه مدرسين ، ‏80/4/31‏، ش 710، ص 14 - 15:
‏ ‏"نامه سرگشاده جمعيت ايثارگران به رئيس مجلس :‏ ‏بدانيد خانواده معظم شهدا، ايثارگران هرگز اجازه نخواهند‏ ‏داد پنجه خون آلود باند مخوف مهدي هاشمي و منافقين‏ ‏جديد بر سرنوشت اين ملت حاكم گردد. مجلس ، مجلس‏ ‏امام و انقلاب است . جمع آوري امضاء براي دفاع از مطرودين‏ ‏امام و انقلاب چه معنايي دارد؟"
‏ ‏همان ، ص 16:
‏ ‏"مجمع طلاب و فضلاي قمي حوزه علميه قم در نامه اي‏ ‏خطاب به حجت الاسلام كروبي خواستار تذكر به نمايندگان‏ ‏شد. اين مجمع در نامه خود به رئيس مجلس شوراي اسلامي‏ ‏نوشت : (...) امروز پس از 20 سال مردم سلحشور قم اجازه‏ ‏نخواهند داد كه باند منحرف مهدي هاشمي امنيت و آرامش‏ ‏شهر را ملعبه خود قرار دهد. به آقايان محترم تذكر دهيد قم‏ ‏بازيچه سياست كوتوله هاي سياسي واقع نخواهد شد و هر‏ ‏كس در صدد ايجاد ناامني و فتنه و آشوب در شهر قم را‏ ‏داشته باشد اين بار نيز بايستي فرار را بر قرار ترجيح دهد."
‏ ‏همان ، ص 18:
‏ ‏"اطلاعيه اي در خصوص خطر مطرح شدن دوباره باند‏ ‏سيد مهدي هاشمي و حاميان وي در كشور در جريان‏ ‏برگزاري نماز جمعه قم در بين نمازگزاران توزيع شده است .‏ ‏در اين اطلاعيه بدون نام و نشان خطاب به ملت مسلمان‏ ‏ايران آمده است : دست هايي در كار است تا بار ديگر باند‏ ‏سيه روي و آدم كش مهدي هاشمي و حاميان وي را در كشور‏ ‏زنده كند."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : موارد ذكر شده در بولتن جامعه مدرسين از روزنامه رسالت ‏80/4/10‏ و‏ ‏جوان ‏80/4/18‏ و ايران ‏80/4/16‏ نقل شده است .
‏ ‏ب : در كشور ما هنگامي كه تصميم گرفته مي‎شود از فعاليتي جلوگيري شود يا‏ ‏حتي انجام شود، استفاده از جرايد متعلق به حاكميت از يك سو و گروه هاي فشار از‏ ‏سوي ديگر امري معمول و چون آفتاب روشن است . تمامي فضاسازي اي كه چند‏ ‏نمونه آن ذكر شد همزمان با فعاليت بيش از 110 نماينده مجلس بود كه با گردآوري‏ ‏امضاء خواستار رفع حصر آيت الله منتظري شده بودند. اين نامه كه با تلاش آقاي‏ ‏اعلمي نماينده مردم تبريز تهيه و امضاها گردآوري شده بود، مي‎بايد در صحن علني‏ ‏مجلس قرائت مي‎شد كه با قول مساعد آقاي كروبي رئيس وقت مجلس شوراي‏ ‏اسلامي جهت پيگيري مفاد نامه در مجلس قرائت نگرديد.
‏ ‏
‏ ‏3 - پلمب منزل احمد منتظري
‏ ‏بولتن جامعه مدرسين ، ‏80/5/16‏، ش 712، ص 25:
‏ ‏"يك مقام آگاه در قم علت پلمب كردن دفتر احمد‏ ‏منتظري را رفت و آمد افراد مشكوك به اين دفتر اعلام كرد.‏ ‏وي به خبرنگار ما گفت : پس از سخنراني 13 رجب 76 كه‏ ‏منجر به تعطيلي دفتر آقاي منتظري شد، فرزند وي احمد‏ ‏منتظري اتاقي از منزل مسكوني اش را پايگاهي براي رفت و‏ ‏آمد مراجعه كنندگان تبديل كرد. اين اتاق محلي براي رد و‏ ‏بدل شدن اعلاميه و ساير هماهنگي هاي تشكيلاتي تبديل شد‏ ‏اما مدتي بعد يك اتاق تبديل به دو اتاق شد (...) اين مقام‏ ‏مطلع افزود: روز يكشنبه هفته گذشته پس از بازرسي ،‏ ‏اعلاميه هاي مختلفي از اين منزل به دست آمد كه طبقه‏ ‏زيرزمين منزل پلمب شد، اما پلمب را شكستند و طبقه پائين‏ ‏دوباره محل رفت و آمد افراد مشكوك شد. وي در خاتمه‏ ‏افزود درهاي طبقه زيرزمين نيز مسدود شد. اين مقام آگاه‏ ‏سپس بازداشت 4 نفر از اعضاي باند مهدي هاشمي در اين‏ ‏رابطه را اعلان كرد." (به نقل از روزنامه كيهان ، ‏80/4/31‏).
‏ ‏در همان بولتن آمده است :
‏ ‏"روزنامه لوموند فرانسه از دستگيري چهار تن از‏ ‏نزديكان آقاي منتظري خبر داد. اين روزنامه جرم افراد‏ ‏دستگير شده را فعاليت مخفي عليه امنيت ملي ايران اعلام‏ ‏كرد و آنان به مخالفت خود با جمهوري اسلامي اعتراف‏ ‏كردند." (به نقل از روزنامه قدس ، ‏80/5/3‏).
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : در اين شاهكار اطلاع رساني همين بس كه يكي خبر دستگيري را از يك مقام‏ ‏آگاه و ديگري از يك روزنامه فرانسوي نقل مي‎كند; حال آن كه در آن ماجرا اصلا كسي‏ ‏دستگير نشد!
‏ ‏ب : در بولتن پيام وزارت كشور، ‏80/5/1‏، ش 14، در اين باره آمده است :
‏ ‏"اظهارات احمد منتظري ; راديو بي بي سي در تاريخ‏ ‏‏80/4/26‏ گفت : از ايران خبر مي‎رسد كه ديروز منزل احمد‏ ‏منتظري ، فرزند آيت الله حسينعلي منتظري روحاني ناراضي ،‏ ‏با حكم دادگاه ويژه روحانيت بازرسي و مهر و موم شده‏ ‏است . اين راديو افزود: احمد منتظري در نامه اي خطاب به‏ ‏خبرگزاري جمهوري اسلامي - ايرنا - نوشته ، اعلام كرده كه‏ ‏مأموران اين دادگاه پس از ضبط بسياري از اموال ، خساراتي‏ ‏را نيز به منزل وارد كردند. بي بي سي در گفتگويي با احمد‏ ‏منتظري ، نخست توضيح بيشتري از او خواست كه وي گفت :‏ ‏ديروز حكمي از دادگاه ويژه روحانيت به منزل من آوردند‏ ‏كه بايد آنجا را بازرسي و پلمب كنند، كه من به اين حكم‏ ‏اعتراض كردم و گفتم كه افراد معاند به اينجا رفت و آمد‏ ‏نمي كنند بلكه طلبه ها براي شهريه و افرادي براي دريافت‏ ‏كتاب و سؤالات شرعي مراجعه مي‎كنند. وي افزود: من‏ ‏اعتراض كردم و آنجا را ترك كردم و بدون حضور من آنجا‏ ‏بازرسي شد و هر چه از دفتر و حساب و كتاب و وجوهات‏ ‏شرعيه بود را جمع كردند، و حال ما نمي دانيم اگر بخواهيم‏ ‏اقدام كنيم چه كنيم ، يعني از دادگاه ويژه روحانيت به خود‏ ‏دادگاه ويژه روحانيت شكايت كنيم كه اين اصلا عاقلانه‏ ‏نيست ."

‏ ‏ج : مشروح دو نامه حجت الاسلام احمد منتظري به خبرگزاري جمهوري اسلامي :
‏باسمه تعالي ‏
‏مديريت محترم خبرگزاري جمهوري اسلامي دامت توفيقاتهم
‏ ‏پس از سلام به اطلاع مي‎رسانم : در روز دوشنبه ‏80/4/25‏ ساعت 3 بعدازظهر‏ ‏گروهي 12 نفره به سرپرستي شخصي به نام سيدجعفر سبط احمدي و با حكم‏ ‏دادسراي ويژه روحانيت به منزل اينجانب مراجعه كردند. در حكم نوشته شده بود كه‏ ‏چون افراد معاند در طبقه پايين منزل رفت و آمد مي‎كنند اين محل بايد پلمب گردد.
‏ ‏اينجانب با اعتراض به اين كه چون منزل شخصي است و من شرعا راضي نيستم ،‏ ‏محل را ترك كردم . بنابراين ضبط اموال و اشياء مربوطه بدون حضور اينجانب انجام‏ ‏شد و هيچ گونه صورت جلسه اي را من امضاء نكردم . اموال مفقود شده عبارتند از:
‏ ‏1 - بيش از 2 ميليون تومان پول نقد مربوط به شهريه طلاب .
‏ ‏2 - دفاتر شهريه طلاب (3 دفتر).
‏ ‏3 - دفتر ثبت وجوهات شرعيه .
‏ ‏4 - دفتر ثبت نماز و روزه استيجاري .
‏ ‏5 - مقداري بيانيه هاي حضرت آيت الله العظمي منتظري و كتاب واقعيت ها و‏ ‏قضاوت ها.
‏ ‏6 - كمدهاي مربوط به دفاتر شهريه و وجوهات شرعيه (3 عدد).
‏ ‏7 - گوشي تلفن (1 عدد).
‏ ‏لازم به ذكر است كه اين عمليات حدود 45 دقيقه طول كشيد. پس از ضبط اموال‏ ‏كليه دربها و پنجره ها و حتي دريچه كولر پلمب گرديد.
‏ ‏كليه اين مراحل با عجله و به طور ضربتي صورت گرفت و مأمورين قفل دربها و‏ ‏كمدها را شكستند و گوشي هاي آيفون و دربازكن را در حالي كه از جا كنده بودند در‏ ‏كنار آن باقي گذاشتند.
‏ ‏خداوند همه را هدايت فرمايد. والسلام .
‏ ‏‏80/4/26‏ - احمد منتظري
‏ ‏رونوشت : ساير خبرگزاري ها
‏باسمه تعالي ‏
‏مديريت محترم خبرگزاري جمهوري اسلامي دامت توفيقاتهم
‏ ‏پس از سلام - پيرو نامه مورخ ‏80/4/26‏ اينجانب به آن خبرگزاري مبني بر ضبط‏ ‏اموال موجود در طبقه پايين منزل اينجانب (از قبيل كمدها - دفاتر شهريه طلاب و‏ ‏دفاتر وجوهات شرعيه و بيش از دو ميليون تومان پول نقد مربوط به آنها كه در يكي از‏ ‏اتاقها نگهداري مي‎شد) و پلمب نمودن دربها و پنجره ها و حتي دريچه كولر، ساعت 2‏ ‏بعدازظهر چهارشنبه ‏80/4/27‏ مجددا شخصي به نام سيدجعفر سبط احمدي با‏ ‏حكم دادگاه ويژه روحانيت مبني بر مسدود نمودن كامل دربهاي طبقه پايين وارد منزل‏ ‏شد. اينجانب اعتراض كردم كه طبقه پايين منزل فقط دفتر آيت الله العظمي منتظري‏ ‏نيست بلكه اتاق پذيرايي است و اموال شخصي مانند لباس ، رختخواب ، يخچال ،‏ ‏وسايل آشپزخانه و غيره در طبقه پايين است ، و از او خواستم از اين كار خودداري‏ ‏كند. او گفت اگر تعهد كني كه هيچ كس را به عنوان مراجعه كننده دفتر به منزل راه ندهي‏ ‏ما دربها را مسدود نمي كنيم . من گفتم شما مي‎توانيد مأمور بگذاريد و افراد را راه ندهيد،‏ ‏كه او قبول نكرد. سپس من گفتم شما به قول خودتان در اينجا افراد معاند رفت و آمد‏ ‏مي‎كنند پس بايد همه جا را مسدود كنيد. ثانيا من براي نشان دادن حسن نيت تعهد‏ ‏مي‎كنم حتي كساني را كه شما به عنوان معاند معرفي كنيد به منزل راه ندهم ، كه در اينجا‏ ‏هيچ جوابي نداشت و به مقام بالاتر خود كه در كيوسك داخل كوچه مستقر بود مراجعه‏ ‏كرد و پس از يك دقيقه برگشت و دستور جوشكاري و مسدود نمودن كامل دربها را‏ ‏صادر كرد، و درب اتاقها به وسيله شبكه هاي آهني از قبل آماده شده جوشكاري شد.
‏ ‏لازم به ذكر است كه از زمان حصر غيرقانوني حضرت آيت الله العظمي منتظري‏ ‏دامت بركاته و تصرف دفتر و حسينيه ايشان - با وجود تضييقاتي براي خانواده -‏ ‏مقلدين و علاقه مندان معظم له به منزل اينجانب مراجعه مي‎نمودند و به مسائل شرعي و‏ ‏وجوهات آنان پاسخ گفته مي‎شد. پرداخت شهريه به طلاب و همچنين مساعدت به‏ ‏نيازمندان در همين محل انجام مي‎شد. حال تعطيلي اين محل چه نفعي براي نظام‏ ‏جمهوري اسلامي خواهد داشت نمي دانم .
‏ ‏طي اين دو روز گذشته اقشار مختلف مردم مراجعه مي‎كنند و چون وضع را‏ ‏اين گونه دلخراش مي‎بينند با تأسف و تأثر شديد برمي گردند.
‏ ‏به راستي با يك مرجع تقليد شيعه در هيچ زماني و در حال حاضر هم در هيچ‏ ‏كشوري چنين برخورد ناشايستي نشده و نمي شود. اينها همه در مورد شخصيتي است‏ ‏كه از پايه گذاران اين نظام بوده است و همواره با انتقادات سازنده خود دوست واقعي‏ ‏نظام و انقلاب بوده است . گناه عمده ايشان نزد آقايان اين است كه هيچ گاه بر عيب ها و‏ ‏اشكالات سرپوش نگذاشته بلكه با تبيين آنها قصد بهبود اوضاع را داشته و در بيان‏ ‏شفاف نظرات خود و انجام وظيفه الهي امربه معروف و نهي ازمنكر پيوسته مصالح‏ ‏اسلام و مسلمين را در نظر داشته است . خداوند همه را هدايت فرمايد. ان شاءالله .
‏ ‏‏1380/4/29‏ - احمد منتظري
‏ ‏رونوشت : ساير خبرگزاري ها
‏ ‏
‏ ‏4 - خط دهي آيت الله منتظري به نهضت آزادي !
‏ ‏بولتن جامعه مدرسين ، 31 / 4 0/ 8، ش 710، ص 15- 16:
‏ ‏"براساس اعترافات تعدادي از متهمان دستگير شده‏ ‏اخير، اكثر فعاليت هاي مسئولين نهضت آزادي با اشاره و‏ ‏هماهنگي مستقيم آقاي منتظري صورت مي‎گرفته است ; به‏ ‏نحوي كه يكي از متهمان اظهار داشته است كه رابطه ما با‏ ‏ايشان رابطه يك مرجع تقليد يا يك رهبر بود، ايشان براي‏ ‏ما مشخص مي‎كرد كه در كجا چه اقدامي انجام دهيم . در‏ ‏همين راستا قابل ذكراست بر اساس گزارشات واصله مقادير‏ ‏زيادي كمك مالي بالغ بر صدها ميليون تومان در قالب هاي‏ ‏مختلف توسط آقاي منتظري به اين گروه صورت گرفته‏ ‏است . البته كمك هاي ارائه شده اختصاص به اين گروه‏ ‏نداشته است ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : خداي را سپاس بيكران ، از آغاز تا انجام خلقت ، كه تا به حال هرچه‏ ‏مي‎گفتند و ما مجبور به شنيدن بوديم ، اين كه "آقاي منتظري ساده لوح است ، و دفتر و‏ ‏بيتش را لانه ليبرالها كرده و آنها به او سرمشق مي‎دهند و...!" اما با گذشت چندين سال‏ ‏معلوم شد جمله : "دروغگو فراموشكار است " باز هم راست از كار در آمد و به‏ ‏قربانيانش اضافه كرد! سالها بر طبل ساده لوحي كوبيدن و تحت تأثير ليبرالها بودن‏ ‏كجا و اين جملات كجا: "اكثر فعاليت هاي مسئولين نهضت آزادي با اشاره آقاي‏ ‏منتظري صورت مي‎گرفته است ." يا "ايشان مشخص مي‎كرد كي و كجا چه كنيم ."
‏ ‏ب : در بدو امر اين خبر ساختگي را كه مدرك و سندي در پي ندارد را با يك‏ ‏"تلخند" بدرقه كرديم ، ولي با اين حال اگر مراد اصحاب بولتن جامعه مدرسين ، از‏ ‏اعطاي صدها ميليون تومان كمك مالي به نهضت آزادي ، كمك به آنها به عنوان حزب‏ ‏است - علاوه بر كذب بودن اين مطلب -، بايد گفت آقاي دكتر يزدي دبير كل اين تشكل‏ ‏از امام خميني اجازه اخذ وجوهات شرعيه را دارد. (صحيفه امام ، ج 1، ص 512).‏ ‏علاوه بر اين كه مي‎تواند در مواردي كه مصلحت مي‎داند مصرف نمايد. اين اجازه حتي‏ ‏پس از انقلاب تا درگذشت امام ادامه داشت ; قطعا بر اساس اجازه كلي امام به آقاي‏ ‏يزدي ، او اجازه دارد حتي مبالغي را صرف حزبش نمايد. اما اگر مراد از كمك مالي‏ ‏آيت الله منتظري ، كمك مالي به خانواده هاي اين بازداشت شدگان است ، تصديق شده‏ ‏و عملي انساني است كه از ساليان قبل از انقلاب تا به حال ادامه داشته و دارد. بي شك‏ ‏خانواده زندانيان سياسي از خانواده قاتلان ، قاچاقچيان و سارقان اگر بهتر نباشند بدتر‏ ‏نيستند; و همان گونه كه نهادهاي دولتي چون كميته امداد يا انجمن حمايت از خانواده‏ ‏زندانيان به غير سياسيون كمك مالي و معنوي مي‎كنند، به طريق اولي مي‎توان به آنها كه‏ ‏بر اساس عقيده خود در بند شده اند كمك كرد. تازه مبلغ ادعاشده در بولتن (صدها‏ ‏ميليون تومان ) را خشت مال مي‎فهمد چقدر است !!
‏ ‏
‏ ‏5 - انتشار خاطرات آيت الله منتظري
‏ ‏بولتن جامعه مدرسين ، همان ، ص 16:
‏ ‏"انتشار خاطرات آقاي منتظري در سطح وسيع در جهان‏ ‏و برخي اطلاعيه هاي اخير نامبرده لطمات جدي به وضعيت‏ ‏انقلاب اسلامي ، شخص امام خميني زده ; اگر چه تعداد كثيري‏ ‏از شخصيت هاي حوزوي و غير حوزوي در مورد صحت نقل‏ ‏مطالبي كه از سوي آقاي منتظري به آنها نسبت داده شده‏ ‏بود اعلام موضع نموده و برخي با صراحت اظهار داشتند‏ ‏انتسابات نامبرده به آنها كذب مي‎باشد."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : اگر مهم ترين دليل اساسي انتشار خاطرات آيت الله منتظري را دفاع از خود و‏ ‏از آن مهم تر ذكر تاريخ بدون سانسور بدانيم ، نمي توان از اين ناحيه به ايشان خرده‏ ‏گرفت . در اين باره به يك پرسش و پاسخ توجه مي‎كنيم :
‏ ‏"سؤال : جنابعالي به دفعات يكي از اهداف مكاتبه با حضرت امام خميني (ره ) و‏ ‏يكي از انگيزه هاي اصلي جلوگيري از اشتباهات حاكميت را حفظ حيثيت معظم له و‏ ‏ممانعت از مخدوش شدن چهره ملكوتي استاد عظيم الشأن خودتان ذكر مي‎كرديد; آيا‏ ‏انتشار بعضي مطالب در كتاب "خاطرات " كه مربوط به اقدامات امام خميني است و به‏ ‏نظر شما اشتباه مي‎باشد، از اهداف اوليه و انگيزه هاي اصلي حضرتعالي فاصله ندارد؟
‏ ‏جواب : آري حفظ حرمت معظم له - چون هم استاد من بودند و هم رهبر انقلاب و‏ ‏هم ذاتا مرد پاك و مخلصي بودند - براي من اهميت داشته و دارد، اما آنچه من در‏ ‏خاطرات گفته ام به دليل رعايت اصل مهم تري چون بيان حقايق و دفع شبهات بود.‏ ‏احترام بزرگان به جاي خود محفوظ ولي آشكارشدن حقايق مهم تر است . با همه اينها‏ ‏اشاره به دو نكته را در اينجا لازم مي‎دانم :
‏ ‏1 - حفظ حيثيت و حرمت ايشان به معناي معصوم دانستن و مطلق انگاشتن‏ ‏ايشان نيست ، ايشان و همه ما خود را پيرو پيامبراكرم (ص ) و حضرت امير(ع )‏ ‏مي‎دانيم . پيامبر(ص ) در مسائل اجتماعي و سياسي به اصحاب خويش مي‎فرمودند:‏ ‏"اشيروا علي ". شما توجه داريد كه كلمه "علي " براي استعلاء و اشراف است ، پس مفاد‏ ‏كلام ايشان اين است كه بر من و كارهاي من اشراف داشته باشيد و مرا راهنمايي كنيد.
‏ ‏از حضرت امير(ع ) در خطبه 216 نهج البلاغه كلامي نقل شده كه ترجمه آن چنين‏ ‏است : "آن گونه كه با زمامداران ستمگر سخن مي‎گوييد با من سخن نگوييد، آن گونه كه‏ ‏نزد حكام تندرو و بدزبان خود را جمع و جور مي‎كنيد با من عمل نكنيد، با تصنع و‏ ‏حالت ساختگي با من رفتار منماييد; و گمان نكنيد نسبت به حقي كه به من گفته‏ ‏مي‎شود سنگين و ناراحت مي‎شوم يا در پي بزرگ ساختن خويش مي‎باشم ; زيرا كسي‏ ‏كه شنيدن حق يا عرضه عدالت بر او سنگين باشد، عمل به آنها براي او مشكل تر‏ ‏است . پس از گفتن حق يا مشورت عدالت آميز خودداري نكنيد، زيرا من - به عنوان‏ ‏يك انسان - خود را بالاتر و ايمن از خطا نمي پندارم مگر اين كه خدا مرا كفايت‏ ‏فرمايد."
‏ ‏هنگامي كه آن بزرگواران - با اين كه از نظر ما معصوم مي‎باشند - مردم را به انتقاد و‏ ‏نصيحت دعوت مي‎كنند، چگونه جمعي آيت الله خميني را غير قابل انتقاد مي‎دانند و‏ ‏هر سخن انتقادي و خيرخواهي را با تهمت و اهانت پاسخ مي‎دهند؟! آيا معظم له‏ ‏راضي بودند كه عده اي به نام هواداري ، ايشان را غيرقابل نقد و در عداد معصومين‏ ‏معرفي نمايند؟ آيا چنين معرفي از امام خميني - به ويژه پس از رحلت ايشان - تعظيم و‏ ‏تمجيد از ايشان است و يا ضربه زدن به معظم له و استفاده ابزاري از نام ايشان ؟
‏ ‏2 - اگر كارهاي خلافي به نام اسلام يا معظم له انجام شده و موجب بدبيني و سستي‏ ‏پايه هاي اعتقادي اقشار زيادي - به ويژه نسل جوان و غيرمعاصر با انقلاب و امام -‏ ‏گشت ، آيا نقد اين خلافكاري ها و كوشش در تبرئه دامن پاك اسلام و ايشان از آنها‏ ‏موجب مخدوش شدن چهره ايشان است ؟!" (ديدگاهها، ج 1، ص 401 - 402).
‏ ‏ب : بولتن سازان خوب بود حداقل يكي از افرادي كه مطالب انتسابي به خود در‏ ‏خاطرات را تكذيب كرده اند با اسم و رسم همراه با ذكر موردي كه تكذيب شده ذكر‏ ‏مي‎كردند. البته برخي در مقام نقادي بر آمده اند چون آقايان بادام چيان ، سليمي نمين و‏ ‏سيد حميد روحاني ، كه آنها هم قدرت تكذيب ندارند چون مطلبي در خاطرات درباره‏ ‏آنها نيست تا موارد انتسابي را تكذيب كنند و هم اين كه وزنه تاريخي آنان قابل مقايسه‏ ‏با وزنه سياسي و تاريخي آيت الله منتظري نيست .
‏ ‏ج : فرض كنيم افرادي باشند كه مطالب مندرج در خاطرات را در مواردي تكذيب‏ ‏كرده اند، اما مگر اسناد مندرج در خاطرات كه حدود 800 صفحه را به خود‏ ‏اختصاص داده است مي‎توان انكار كرد به ويژه دست خطهاي امام خميني را؟!!
‏ ‏
‏ ‏6 - قتل هاي زنجيره اي
‏ ‏بولتن جامعه مدرسين ، ‏80/6/15‏، ش 720:
‏ ‏در اين شماره از بولتن جامعه مدرسين ، طي 49 صفحه به عملكرد آيت الله‏ ‏منتظري پس از پايان زندان خانگي مي‎پردازد، در اينجا به برخي از مطالب طرح شده‏ ‏آن بولتن مي‎پردازيم :
‏ ‏"آقاي منتظري در اين پيام [به مناسبت قتل هاي فجيع‏ ‏پائيز 77] ضمن تعريف و تمجيد از داريوش فروهر و‏ ‏همسرش ، كشته شدن وي را شهادت مظلومانه !!! دانسته و از‏ ‏خداوند طلب محشور شدن وي را با اولياءالله خواستار‏ ‏شدند."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏در پيام آيت الله منتظري "خبر ناگوار قتل فجيع و مظلومانه " آمده و عبارت‏ ‏"شهادت مظلومانه " وجود ندارد و توسط بولتن نويسان اضافه شده است . (ديدگاهها،‏ ‏ج 1، ص 67).
‏ ‏
‏ ‏7 - رسيدن به اهداف اصيل انقلاب
‏ ‏"آقاي منتظري در پاسخ به سؤالي مبني بر اين كه آيا پس‏ ‏از گذشت دو دهه از انقلاب اسلامي به اهداف خود رسيده‏ ‏است ؟ ابراز مي‎دارد: اصل انقلاب اسلامي اقدامي غير قابل‏ ‏انكار، ولي مردم كه با هماهنگي همه طبقات يكپارچه انقلاب‏ ‏كردند به همه خواسته هاي خود دست نيافتند، و لذا برخي‏ ‏بي تفاوت شده و كنار رفتند. ظاهرا آقاي منتظري‏ ‏راهپيمايي ها و حمايت هايي كه مردم در طول انقلاب به‏ ‏مناسبت هاي مختلف صورت مي‎پذيرد را همكاري و روي‏ ‏صحنه بودن مردم نمي دانند."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : مطالب فوق به دلخواه و مثله شده انتخاب شده است ، اصل عبارت چنين‏ ‏است :
‏ ‏"اصل انقلاب اسلامي اقدامي است اصيل ، عظيم ، باشكوه و غير قابل انكار; ولي‏ ‏متأسفانه در رسيدن به اهداف موعود به طور كامل موفق نبوده ، و مردمي هم كه با‏ ‏هماهنگي همه طبقات و يكپارچه انقلاب كردند به همه خواسته هاي خود دست‏ ‏نيافتند، و لذا برخي بي تفاوت شده و كنار رفتند." (ديدگاهها، ج 1، ص 77).
‏ ‏ب : ايراد بولتن به اظهارات آيت الله منتظري خالي از اشكال نيست ، چون ايشان‏ ‏تظاهرات خياباني را به عنوان حمايت همه جانبه از عملكردها محسوب نكرده است .‏ ‏وجود آراي خاموش و معني دار در بسياري از انتخابات نشان از پيام خاص مردم در‏ ‏اين زمينه دارد.
‏ ‏
‏ ‏8 - چرا انقلاب كرديم ؟
‏ ‏"همچنين آيت الله منتظري يكي از دلايل انقلاب و قيام‏ ‏مردم عليه رژيم طاغوت را وجود گروههاي فشار، خشونت و‏ ‏ارعاب مي‎داند و تلويحا بيان مي‎دارند كه در ايران هم اين‏ ‏گروهها وجود دارند."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : جملات فوق مطابق با متن نيست و تحريف شده است . عبارت اصلي چنين‏ ‏است :
‏ ‏"مردم ما در آغاز انقلاب در شعارهاي خود مي‎گفتند: "استقلال ، آزادي ، جمهوري‏ ‏اسلامي "، در زمان شاه نفت ما به قيمت خوب فروخته مي‎شد و پول ما نيز در جهان‏ ‏ارزش داشت ، ولي چيزي كه مردم را رنج مي‎داد و آنان را به سوي انقلاب سوق مي‎داد‏ ‏استبداد شاهانه و اختناق ، قانون شكني ، فشار ساواك ، سلب آزاديها و غارتگريها و‏ ‏فساد اجتماعي بود; مردم در برابر اين خصلت ها براي كسب آزادي ، عدالت‏ ‏اجتماعي ، رفع تبعيضات و تشكيل جمهوري اسلامي يعني حكومتي مردمي توأم با‏ ‏موازين اسلامي قيام كردند; در نظر مردم استبداد استبداد است ، خواه از ناحيه شاه‏ ‏باشد خواه از ناحيه روحانيت . مردمي كه شعارشان "جمهوري اسلامي " بود معلوم بود‏ ‏حاكميت اسلام را پذيرفته اند و مقصودشان از آزادي ، آزادي بيان و اظهارنظر در‏ ‏مسائل سياسي و اجتماعي در چهارچوب مقررات آميخته به محبت و عاطفه اسلامي‏ ‏مي‎باشد، نه آزادي جنسي و اشاعه فحشا; و بالاخره مردم مي‎ديدند رسانه هاي گروهي‏ ‏بخصوص راديو و تلويزيون در انحصار گروهي خاص مي‎باشد و اختناق در جامعه‏ ‏حكم فرماست ، لذا براي نجات از اين وضعيت به انقلاب روي آوردند." (ديدگاهها، ج‏ ‏1، ص 79).
‏ ‏ب : آيت الله منتظري وجود گروههاي فشار را يكي از علل انقلاب نمي داند بلكه از‏ ‏مظاهر بي قانوني و علل شكست رژيم دانسته است :
‏ ‏"يكي از مظاهر بي قانوني در رژيم گذشته كه در شكست رژيم نقش بسزايي داشت‏ ‏ايجاد گروههاي فشار و جو خشونت و ارعاب بود." (همان ، ص 80).
‏ ‏ج : اين كه در حال حاضر هم اين گروهها هستند يا خير؟ گفته اند:
‏ ‏"متأسفانه اين شيوه غلط و ضد قانوني در جمهوري اسلامي توسط عده اي معمول‏ ‏شده و با استفاده از گروههاي شبه نظامي و افراد خام به اسامي مختلف به دانشگاهها،‏ ‏روزنامه ها... و حتي به نمازجمعه ها و بزرگان حمله مي‎كنند و امنيت جامعه را سلب و‏ ‏كشور اسلامي را در جهان زير سؤال مي‎برند; و متأسفانه برخي از نيروهاي انتظامي و‏ ‏اطلاعات به جاي مقابله با آنان ، يا با آنان همكاري و يا در برابر آنان سكوت مي‎كنند."‏ ‏(همان ).
‏ ‏د: جالب اين كه آيت الله منتظري نوشته اند: "گروههاي فشار به نماز جمعه حمله‏ ‏مي‎كنند." اما بولتن سازان با تحريف آورده اند "از نماز جمعه حمله مي‎كنند."
‏ ‏
‏ ‏9 - گروههاي فشار در حوزه
‏ ‏"و در ادامه حوزه علميه را هم مورد اهانت و توهين قرار‏ ‏داده و اظهار مي‎دارند: و متأسفانه حوزه علميه قم كه بايد‏ ‏محل اجتهاد و معنويت و الگو براي جامعه باشد نيز گرفتار‏ ‏اين بلاي خانمانسوز شده است ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏اگر نبود حملات سازمان يافته به بيت آيت الله منتظري پس از سخنراني 23 آبان‏ ‏76 و اشغال حسينيه و دفتر ايشان - كه حتي مورد اعتراض برخي بزرگان حوزه قرار‏ ‏گرفت - كه از سوي برخي از مدارس علميه با حمايت برخي نهادهاي حكومتي انجام‏ ‏شد، و اگر نبود برخي فشارهاي ديگر چون حمله به آقاي سيد هادي خامنه اي در سال‏ ‏1376 در مسجد محمديه و حتي حمله بخشي از طلاب به حسينيه دراويش گنابادي‏ ‏و حتي تشنج و بر هم زدن سخنراني آقاي هاشمي رفسنجاني توسط برخي از طلاب‏ ‏مؤسسه امام خميني - تحت اشراف آقاي مصباح يزدي - و موارد ديگر، شايد در آنچه‏ ‏بولتن نويسان مبني بر اتهام و توهين به حوزه گفته اند تأمل مي‎كرديم !
‏ ‏
‏ ‏10 - نظارت استصوابي
‏ ‏"آيت الله منتظري مي‎گويند: در قانون اساسي اوليه‏ ‏نظارت استصوابي هيچ گاه مطرح نبوده و كسي آن را در نظر‏ ‏نداشته است ، و اين تفسير نسبت به اين اصل صددرصد‏ ‏تفسير به رأي مي‎باشد."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏اين جمله با حذف صدر و ذيل نظر ايشان در اين باره و به دلخواه انتخاب شده‏ ‏است و اصل پاراگراف مربوط به نظارت استصوابي و نقد آن است . ايشان فرموده اند:‏ ‏"تصويب كنندگان اصل 99 كه يكي از آنان خود من هستم هيچ گاه هنگام تصويب اين‏ ‏اصل به اين گونه نظارت استصوابي كه مبناي عمل آقايان مي‎باشد نظر نداشتيم . با‏ ‏مراجعه به صورت مشروح مذاكرات مجلس بررسي قانون اساسي ، جلد 2، صفحه‏ ‏965 راجع به اين اصل و تصويب آن در جلد 3، صفحه 1762 روشن مي‎گردد كه‏ ‏نظارت استصوابي ...".‏

‏ ‏11 - حادثه كوي دانشگاه
‏ ‏"آقاي منتظري به حادثه كوي دانشگاه اشاره مي‎نمايد كه‏ ‏با مجوز شرعي اين كارها صورت مي‎گيرد."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : جمله آيت الله منتظري در اين باره چنين است :
‏ ‏"من نمي دانم به چه مجوز شرعي بعضي از آقايان گروههايي را تحريك مي‎نمايند‏ ‏كه بندگان خدا را به بهانه اين كه با آنان همفكر نيستند مورد شتم و اهانت و ضرب و‏ ‏جرح قرار دهند و يا گروهها را تشويق و يا از آنان دفاع مي‎نمايند؟!" (ديدگاهها، ج 1،‏ ‏ص 15).
‏ ‏ب : از جمله فوق كه حالت استفهام انكاري است ، به دست مي‎آيد كه آيت الله‏ ‏منتظري تهاجم به دانشجويان بي دفاع را شرعي نمي داند. برخلاف آنچه كه بولتن‏ ‏سازان جامعه مدرسين نوشته اند به هيچ وجه از اين جمله برداشت نمي شود كه ايشان‏ ‏اعتقاد دارد اين عمل با مجوز شرعي بوده است . به نظر مي‎رسد در ميان بولتن سازان‏ ‏جامعه مدرسين يا غير طلبه ها هستند يا اگر طلبه اند درس "استفهام انكاري " را خوب‏ ‏نخوانده اند!!
‏ ‏
‏ ‏12 - قانون اساسي اول و كلمه "مطلقه "
‏ ‏"در پاسخ به سؤالات كتبي خبرگزاري رويترز و روزنامه‏ ‏گاردين آقاي منتظري گفته است : كلمه "مطلقه " در اصل‏ ‏قانون اساسي نبود و در بازنگري به آن اضافه شده است كه‏ ‏جمع بسياري به آن رأي ندادند."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏مطلب فوق عين واقعيت است و در قانون اساسي اوليه لفظ "مطلقه " نبود و در سال 1368‏ ‏در ماجراي بازنگري اضافه شد و بيش از 50 درصد به آن رأي نداده اند. بنابراين در جمله فوق‏ ‏اشكالي وجود ندارد.
‏ ‏
‏ ‏13 - انتخاب رهبر توسط خبرگان
‏ ‏"آقاي منتظري گفته است : تجربه 20 ساله (انتخاب رهبر‏ ‏توسط خبرگان ) خيلي موفق نبوده و براي اكثريت ملت كه‏ ‏اساس حكومت مي‎باشند مورد ترديد و ابهام است ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏جمله فوق كه مدعاي ايشان است به تمامي نقل نشده و در ذيل خود 4 دليل دارد كه‏ ‏كاملا تحريف شده است . (رك : ديدگاهها، ج 1، ص 156 - 157).
‏ ‏
‏ ‏14 - رئيس جمهور پاسخگو اما فاقد قدرت
‏ ‏به نقل از آيت الله منتظري آمده است : "همه انتظارات و‏ ‏توقعات جامعه متوجه او (رئيس جمهور) مي‎باشد و سيل‏ ‏نامه ها و درخواست ها و شكايت ها به طرف او سرازير و در‏ ‏برابر همه مسئوليت دارد، ولي نهاد و نيروها (قدرت ) در‏ ‏اختيار مقام رهبري است و هيچ گونه مسئوليتي ندارد."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : صدر و ذيل جمله فوق حذف شده است . در سطر پاياني پاسخ آمده است :‏ ‏"...ولي نهادها و نيروها در اختيار مقام رهبري است كه به گفته برخي از آقايان ، فوق‏ ‏قانون است و هيچ گونه مسئوليتي ندارد." (ديدگاهها، ج 1، ص 158).
‏ ‏ب : مطلب فوق بر اساس اصل 121 قانون اساسي است كه علي رغم مسئوليت‏ ‏اجرايي رئيس جمهور فاقد ابزارهاي قدرت ، اما رهبري كه مجري نيست واجد تمام‏ ‏ابزار قدرت ! اين مطلب نظري و انتقادي است .
‏ ‏
‏ ‏15 - ولايت فقيه فراقانوني عين استبداد است .
‏ ‏در بولتن به نقل از ايشان آمده : "ولايت فقيهي كه از‏ ‏حضرت امام شروع گشت دوام نخواهد داشت ; زيرا "كل‏ ‏شي ء تجاوز عن حده انقلب الي ضده ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏جمله فوق جراحي شده و اصل عبارت چنين است :
‏ ‏"ولايت مطلقه فقيه و اين كه ولي فقيه فراقانوني است و در همه كارها بدون چون و‏ ‏چرا مي‎تواند دخالت كند و حتي حق قانون گذاري نيز دارد، در فرهنگ ملت و جهان‏ ‏عين استبداد است و حكومت استبدادي در جهان امروز قابل دوام نيست ; و اصرار بر‏ ‏آن علاوه بر اين كه موجب نارضايتي عمومي است زمينه نظارت فقيه بر روند اجرا و‏ ‏اداره كشور را نيز از بين مي‎برد; و در نتيجه ولايت فقيهي كه از حضرت امام شروع‏ ‏گشت ..."‏.

‏ ‏16 - هدف از تأسيس دادگاه ويژه روحانيت
‏ ‏بولتن به نقل از آيت الله منتظري : "بالاخره آنچه از‏ ‏عملكرد اين دادگاه به دست مي‎آيد اين است كه هر چند به‏ ‏بهانه اصلاح و تطهير روحانيت تأسيس شده ولي در پشت‏ ‏آن اهداف سياسي وجود داشته و ابزاري براي سركوب‏ ‏مخالفين سياسي است ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : دو سطر فوق نتيجه گيري آيت الله منتظري از حدود 33 سطر مطلب در مورد‏ ‏دادگاه ويژه و تاريخچه آن است . (ديدگاهها، ج 1، ص 215 - 216). كه تنها دو سطر‏ ‏پاياني ذكر شده تا در مخاطب بدون توجه به دلائل ، تاثيرگذار باشد.
‏ ‏ب : و آنچه كه ذكر شده نيز مثله شده و ذيل آن نقل نشده است . اصل عبارت چنين‏ ‏است :
‏ ‏"آنچه از عملكرد اين دادگاه در مراحل سه گانه آن به دست آمد اين است كه هرچند‏ ‏به بهانه اصلاح و تطهير روحانيت تأسيس شده ولي در پشت آن اهداف سياسي وجود‏ ‏داشته و ابزاري براي سركوب مخالفين سياسي بوده است ; وگرنه افراد به ظاهر‏ ‏روحاني كه متهم به فساد مالي يا اخلاقي مي‎باشند چه لزومي دارد كه براي محاكمه آنان‏ ‏دادگاه مستقلي وجود داشته باشد؟! آنان همچون ساير مردم در دادگستري محاكمه‏ ‏مي‎شدند، چنين افرادي احترام ويژه اي ندارند تا براي آنان امتياز قائل شويم و برفرض‏ ‏لازم باشد دادگاه جدا داشته باشند، چرا جزو تشكيلات دادگستري نباشد؟!" (همان ، ص‏ ‏217).
‏ ‏
‏ ‏17 - مصوبه عدم نظارت بر نهادهاي زير نظر رهبري
‏ ‏"آقاي منتظري ضمن تشكر از نشريه وزين !! پيام هاجر‏ ‏پاسخي را براي نشريه ارسال مي‎دارند كه متأسفانه ضمن‏ ‏توهين به مقام معظم رهبري ...
."‏ ‏توضيح :
‏ ‏ما اصل عبارت ايشان را مي‎آوريم تا مشخص شود چنين برداشت القايي درست‏ ‏است يا خير:
‏ ‏"فساد اين مصوبه و مخالفت آن با عقل و منطق به حدي واضح است كه هر شنونده‏ ‏را به تعجب وا مي‎دارد، بودجه كشور مال ملت و مجلس نماينده ملت است . چگونه‏ ‏نمايندگان ملت حق دارند ميلياردها تومان از بودجه كشور و مال ملت را به مصرف‏ ‏نهادهاي مربوط به مقام رهبري برسانند ولي حق ندارند كار و روش آنان را زير نظر‏ ‏داشته باشند و جلوي خودسريهاي آنان را بگيرند؟! "ان هذا لشيء عجاب". تصويب‏ ‏كنندگان اين مصوبه دانسته يا ندانسته مقام رهبري را در نظر ملت يك مقام مستبد‏ ‏خودسر معرفي كرده اند، به گونه اي كه حتي نهادهاي مربوط به او نيز انتقادپذير نيستند;‏ ‏در صورتي كه با فرض اين كه خود رهبر هرچند با واسطه منتخب ملت است و قدرت‏ ‏و اختيارات او از ناحيه ملت مي‎باشد، طبعا خود او نيز بايد انتقادپذير و در برابر ملت‏ ‏و نمايندگان آنان پاسخگو باشد تا چه رسد به نهادهاي زير نظر او." (همان ، ص‏ ‏245).
‏ ‏
‏ ‏18 - تعطيلي مطبوعات
‏ ‏"متأسفانه ايشان در اين مصاحبه [ با رايو فرانسه ]‏ ‏توقيف مطبوعات را نسنجيده و شتابزده دانسته و مقام معظم‏ ‏رهبري را مورد حمله قرار داده است ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏عبارت فوق برداشت سطحي بولتن سازان است كه با هدف القا به مخاطب چينش‏ ‏شده است ; اصل عبارت چنين است :
‏ ‏"در كشوري كه متعهد به قانون است توقيف مطبوعات آبرومند با شتاب و عجله و‏ ‏عدم طي مراحل قانوني كار درستي نيست ; به ويژه اين كه غالب متصديان و نويسندگان‏ ‏مطبوعات افراد مخلص و متعهد و با سابقه در انقلاب اسلامي مي‎باشند و تعبير از آنان‏ ‏در گفتارها به "دشمن " يا "قلم به دستان مزدور" تهمتي است ناروا و گناهي است بزرگ .‏ ‏مجرد اين كه اينان در برخي مسائل سياسي يا اقتصادي برخلاف برخي مسئولين فكر‏ ‏مي‎كنند مجوز اين همه برخوردهاي تند نمي شود. متأسفانه اين برخوردها به نام اسلام‏ ‏و دين انجام مي‎شود و طبعا به عقايد اسلامي نسل جوان ضربه سنگين مي‎زند و‏ ‏پايه هاي انقلاب اسلامي را سست مي‎نمايد." (همان ، ص 249 - 250).
‏ ‏ب : مهم ترين دليل بر شتاب زده بودن توقيف مطبوعات در سال 79 - كه شامل‏ ‏100 نشريه مي‎شد - اين است كه با گذشت 6 سال هنوز تكليف برخي از آنها مشخص‏ ‏نيست ، گذشته از اين كه بسياري از آنها تبرئه شده اند.

‏ ‏نقل ديگر بولتن از آيت الله منتظري :"بر خلاف ميل‏ ‏مسئولين است كه به بهانه هاي واهي و از جمله به بهانه احتمال‏ ‏دخالت دشمنان در آنها(مطبوعات ) تعطيل شدند و مي‎شوند‏ ‏... آقايان مايل اند بر كشور سكوت گورستاني حاكم باشد و‏ ‏هيچ نحو تذكر و انتقادي در بين نباشد."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏با حذف صدر، ميان و ذيل عبارت بدترين خيانت صورت گرفته است ، به گونه اي‏ ‏كه پاراگراف اول تا نقطه چين كاملا بي معني است و با آنچه آيت الله منتظري گفته اند‏ ‏متفاوت است ; اصل عبارت چنين است :
‏ ‏"مفاد اصل بيست و چهارم قانون اساسي آزادي نشريات و مطبوعات است مگر‏ ‏اين كه مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشد; ولي عملا نشرياتي كه توجيه كننده‏ ‏رفتار مسئولين باشند آزادند، ولي نشريات انتقادي و نشرياتي كه حاكي از خواسته هاي‏ ‏ملت يا متضمن اخباري باشد كه برخلاف ميل مسئولين است به بهانه هاي واهي و از‏ ‏جمله به بهانه احتمال دخالت دشمنان در آنها تعطيل شدند و مي‎شوند. در صورتي كه‏ ‏حكومت بايد جلوي دشمنان احتمالي را بگيرد، نه اين كه بي جهت بندگان خدا را متهم‏ ‏نمايند و جلوي مطبوعات ملي را بگيرند. همان گونه كه قبلا هم گفتم هيچ گاه جلوي‏ ‏شبكه آبرساني را كه حيات ملت به آن وابسته است به بهانه اين كه ممكن است دشمن‏ ‏آن را مسموم نمايد نمي گيرند. آقايان مايل اند بر كشور سكوت گورستاني حاكم باشد و هيچ‏ ‏نحو تذكر و انتقادي در بين نباشد. شعار ملت ايران در آغاز انقلاب سه ركن داشت : "استقلال ،‏ ‏آزادي ، جمهوري اسلامي ." (همان ، ص 277).
‏ ‏
‏ ‏19 - مجمع تشخيص مصلحت نظام
‏ ‏"آقاي منتظري (...) دچار تناقض گويي در اين مصاحبه (با‏ ‏نشريه چشم انداز ايران ) شده و در يك جا عامل اصلي در‏ ‏تشكيل مجمع تشخيص مصلحت نظام را حضرت امام (ره )‏ ‏دانسته و در جاي ديگري آيت الله محمد يزدي را عامل آن‏ ‏مي‎داند."
‏ ‏سپس بولتن نويسان با هدف به تصوير كشيدن اين تناقض گويي نوشته اند:
‏ ‏" نگاه اول ; امام مايل بودند با انجام تحول در انديشه و‏ ‏بافت شوراي نگهبان [...] ولي با نظر شيخ محمد يزدي و‏ ‏شوراي بازنگري قانون اساسي در سال 68 اين مجمع‏ ‏تصويب و تشكيل گرديد كه ايشان گفته بودند: شوراي‏ ‏نگهبان حق مصلحت انديشي ندارد. نگاه دوم ; به دليل‏ ‏اختلاف شديد بين مجلس و شوراي نگهبان در دهه اول‏ ‏جنگ ، مرحوم امام (ره ) به ناچار به تشكيل مجمع تشخيص‏ ‏مصلحت نظام روي آوردند."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏پس از بررسي متن اصلي مشخص شد اولا: مطلب نگاه اول در متن وجود ندارد،‏ ‏بلكه در عبارات سؤال كننده يعني آقاي ميثمي مدير مسئول نشريه چشم انداز ايران‏ ‏آمده است ، و ثانيا: اصلا چنين مطلبي با ترتيب ذكر شده در آن نشريه هم وجود ندارد و‏ ‏كاملا بولتن سازان از جيب خود خرج كرده اند!
‏ ‏نقل يك عبارت آن هم با دو اشتباه فاحش ما را به ياد خاطره اي از يك بسيجي‏ ‏انداخت . او به طنز مي‎گفت : "من يك آيه از قرآن بيش نمي دانم آن هم "النظافة من‏ ‏الايمان "، يعني در كارهايتان نظم داشته باشيد"! خدايش رحمت كند جنازه اش پس از‏ ‏مدتها يافت شد.
‏ ‏اصل عبارت پرسش كننده چنين است :
‏ ‏"در رابطه با ضرورت شكل گيري مجمع تشخيص مصلحت ، امام (ره ) طي نامه اي‏ ‏در تاريخ ‏66/11/17‏ به سران سه قوه به اين نكته اشاره مي‎كنند كه اين مجمع براي‏ ‏حل اختلاف مجلس شوراي اسلامي و شوراي نگهبان مي‎باشد. با اين حال در ذيل‏ ‏همين نامه مي‎گويند: "اعضاي اين شورا (نگهبان ) بايد قبل از اين مصلحت نظام را در‏ ‏نظر بگيرند." كه مي‎تواند به اين معنا باشد كه امام مايل بوده اند با انجام تحول در‏ ‏انديشه و بافت شوراي نگهبان ، مصلحت نظام در خود اين مجموعه در نظر گرفته شود‏ ‏و كار به تشكيل نهادي به اسم مجمع تشخيص مصلحت نكشد; در حالي كه آقاي شيخ‏ ‏محمد يزدي در شوراي بازنگري قانون اساسي در سال 68 مي‎گويد: "شوراي نگهبان‏ ‏حق مصلحت انديشي ندارد." (صورت مشروح شوراي بازنگري ، ج 2، ص 838).‏ ‏پرسش اين است كه با توجه به ويژگي هاي قانون اساسي آيا شوراي نگهبان ماهيتا مي‎تواند‏ ‏محل تشخيص مصلحت باشد، به گونه اي كه در تطبيق مصوبات مجلس با قانون اساسي و شرع‏ ‏عنصر مصلحت لحاظ گردد؟" (ديدگاهها، ج 1، ص 280).
‏ ‏
‏ ‏20 - انكار ضروري دين !
‏ ‏نقل بولتن نظر آيت الله منتظري را درباره حكم آقاي يوسفي اشكوري :
‏ ‏"بايد گفت كه سؤال غير از انكار ضروري دين است ... به علاوه انكار ضروري‏ ‏دين به تنهايي موجب كفر و ارتداد نيست مگر اين كه طرف بداند كه چيزي جزء‏ ‏دين است ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏با اين كه حكم مسأله مهمي چون اعدام مطرح است آيا نبايد بولتني كه متعلق به‏ ‏يك تشكل روحاني است آن را به طور كامل نقل كند؟! اصل عبارت كه توسط اصحاب‏ ‏بولتن مثله شده است چنين است :
‏ ‏"اين كه ايشان از علما و فقهاي اسلامي راجع به مسائلي سؤال كرده اند كه آيا قابل‏ ‏تغيير هستند يا نه ، بايد گفت كه سؤال غير از انكار ضروري دين است . ما اگر راه سؤال‏ ‏و پرسش را سد نماييم سؤالها در دلها به صورت عقده و شك باقي مي‎ماند، و با شك و‏ ‏ترديد هيچ گاه ايمان و اعتقاد حاصل نمي شود; افراد بايستي مشكلات و سؤالات خود‏ ‏را بپرسند تا شك آنان برطرف شود. به علاوه انكار ضروري دين به تنهايي موجب كفر‏ ‏و ارتداد نيست ، مگر اين كه طرف بداند كه چيزي جزو دين است به گونه اي كه انكار آن‏ ‏به انكار توحيد و رسالت برگردد. مرحوم آيت الله خميني (ره ) در كتاب طهارت‏ ‏خويش (ج 3، ص 328) مي‎فرمايند: "اگر مي‎دانيم كسي اجمالا به اصول دين و آنچه‏ ‏پيامبر(ص ) آورده اعتقاد دارد ليكن براي او شبهه شده و خيال نمود كه نماز و حج در‏ ‏اول اسلام واجب بوده اند نه در زمان ما، نمي توانيم او را غيرمسلمان به حساب آوريم ;‏ ‏زيرا اسلام شهادت به توحيد و رسالت است ." در صورتي كه واجب بودن نماز و حج‏ ‏از مسأله حجاب بسيار واضح تر است . گذشته از همه اينها ارتداد وقتي موجب اعدام‏ ‏است كه با جحود و عناد و جبهه گيري در برابر حق ملازم باشد، و مجرد شك و ترديد موجب‏ ‏اعدام نيست بلكه عقوبتي در پي ندارد و جاي راهنمايي و ارشاد است ." (همان ، 316).
‏ ‏
‏ ‏21 - مصاحبه با رسانه هاي خارجي
‏ ‏"آقاي منتظري كه موقعيت را مناسب ديده ضمن تعريف‏ ‏و تمجيد از خود، مصاحبه با راديوهاي خارجي را حق طبيعي‏ ‏و وظيفه شرعي خود دانسته كه بتواند نظرات و صداي‏ ‏حق طلبانه خود را به گوش همگان برساند. و در ادامه ضمن‏ ‏مقايسه حكومت ايران با رژيم سابق در پاسخ سؤال - كه چرا‏ ‏با رسانه هاي خارجي مصاحبه و گفتگو مي‎نماييد - خود را با‏ ‏حضرت امام مقايسه نموده است ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : عبارت نقل شده توسط بولتن با متن اصلي مطابقت ندارد و تنها عبارتي كه از‏ ‏آن تعريف و تمجيد برداشت شده اين است :
‏ ‏"اينجانب به لحاظ وظيفه اسلامي و نقش مؤثري كه در اصل انقلاب و تأسيس‏ ‏نظام داشته ام ."
‏ ‏راستي آيت الله منتظري با آن سابقه درخشان حق ندارد تا اين حد هم از خود‏ ‏تعريف كند؟ گويا فقط برخي انقلابيون بعد از انقلاب كه برخي هم از اعضاي جامعه‏ ‏مدرسين اند، حق دارند از سابقه نداشته يا غير مؤثر خويش سخن بگويند!
‏ ‏ب : اين كه ايشان معتقد است - با توجه به بايكوت شديد خبري درباره انعكاس‏ ‏نظرات ايشان توسط رسانه هاي داخلي - حق دارد كه از باب ضرورت از رسانه هاي‏ ‏خارجي بهره برد، مطلب مهم و داراي توجيه منطقي است كه مجال ديگري مي‎طلبد;‏ ‏اما اين كه ايشان آن را "وظيفه شرعي " بداند، در عبارات ايشان از نظر متني و حتي‏ ‏محتوايي وجود ندارد و تنها گفته اند: "خود را عقلا و شرعا موظف مي‎دانم كه نظر و‏ ‏اعتراض خود را اعلام نمايم ."
‏ ‏ج : آيت الله منتظري در پاسخ به پرسشي مبني بر علت مصاحبه با رسانه هاي‏ ‏خارجي از جهت حلي و نقضي پاسخ داده است :
‏ ‏"اينجانب به لحاظ وظيفه اسلامي و نقش مؤثري كه در اصل انقلاب و تأسيس‏ ‏نظام داشته ام نمي توانم نسبت به برخي انحرافات و مظالمي كه بسا اصل نظام و حتي‏ ‏اسلام عزيز را در بين ملت - به ويژه نسل جديد - مخدوش مي‎كند بي تفاوت و تماشاگر‏ ‏باشم و خود را عقلا و شرعا موظف مي‎دانم كه نظر و اعتراض خويش را اعلام نمايم .‏ ‏از سوي ديگر مشاهده مي‎شود كه بسياري از روزنامه هايي را كه حتي نامي از من‏ ‏مي‎بردند يكباره و به طور فله اي تعطيل كردند و كار را به جايي رساندند كه هيچ‏ ‏روزنامه اي جرأت نكند كلمه اي از من منتشر نمايد، در صورتي كه برخي نشريات‏ ‏وابسته بيش از ده سال است كه از هر گونه اهانت و هتاكي و اشاعه دروغ و تهمت‏ ‏نسبت به اينجانب و شاگردان و وابستگان به من دريغ نكرده اند; و هيچ گاه براي ما‏ ‏امكان دفاع - كه حداقل حق هر انساني است - فراهم نبوده است . با چنين بايكوت و‏ ‏تحريم مطلقي آيا آقايان به اينجانب حق نمي دهند كه ولو از باب "الضرورات تبيح‏ ‏المحظورات " نظريات و صداي حق طلبانه خود را با استفاده از وسائل ممكن اعلام‏ ‏نمايم ؟! شما توجه داريد كه در رژيم گذشته نسبت به رهبر فقيد انقلاب نيز به همين‏ ‏شيوه عمل مي‎شد و ايشان به ويژه در پاريس ناچار بودند نظريات خودشان را به وسيله ‏ ‏رسانه هاي خارجي و از طريق مصاحبه با آنها منعكس نمايند، آيا مديران آن رسانه ها‏ ‏از قبيل سلمان و ابوذر بودند؟! به علاوه بسياري از مسئولين و شخصيت هاي فعلي‏ ‏كشور نيز با اين كه رسانه ها و نشريات داخلي را در اختيار دارند با رسانه هاي خارجي‏ ‏نيز مصاحبه مي‎نمايند. ضمنا متصديان اين قبيل خفقانها و بايكوتها بدانند كه سياست‏ ‏ظالمانه و غلط آنان سبب شده است كه مردم اعتمادشان از رسانه هاي داخلي سلب و‏ ‏به رسانه هاي خارجي بيشتر توجه نمايند.".(همان ، ص 326).
‏ ‏
‏ ‏22 - مستند بودن مطالب خاطرات آيت الله منتظري
‏ ‏"بعد از مطالعه و بررسي كتاب خاطرات مي‎توان دريافت‏ ‏كه مطالب اين خاطرات بسيار دو پهلو و به دور از حقايق‏ ‏بوده و مؤلف هيچ شاهدي بر مدعاي خود ارائه نكرده ، لذا‏ ‏تنها شاهد بر اين ادعاها خود آقاي منتظري است و بس ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : صرف ادعا درباره دو پهلو بودن مطالب خاطرات كافي نيست ، مواردي را هم‏ ‏كه مطرح كرده بودند وخواهند كرد پاسخ داديم .
‏ ‏ب : درباره ادعاي مستند نبودن خاطرات ، محض اطلاع بولتني ها عرض مي‎كنيم كه‏ ‏در جلد دوم اين كتاب 1599 صفحه اي بيش از 255 سند پيوستي وجود دارد كه‏ ‏حدود 800 صفحه را به خود اختصاص داده است ، اسنادي منحصر به فرد و غير‏ ‏قابل انكار.
‏ ‏ج : بولتن سازان معتقدند هستند:"تنها شاهد مطالب ادعاشده در خاطرات خود‏ ‏آقاي منتظري است و بس "; علاوه بر اين كه در خاطرات اسناد غير قابل انكاري وجود‏ ‏دارد، با اين حال با بولتن سازان موافق هستيم كه اگر اسنادي هم ذكر نمي شد اعتبار‏ ‏شخص خاطره گو براي ما كفايت مي‎كرد.بر همين مبنا مشاهده مي‎كنيم كه مركز اسناد‏ ‏انقلاب در توليد انبوه چه از نظر عنوان و چه از نظر شمارگان ، مبادرت به اخذ‏ ‏خاطرات افراد مي‎كنند بدون اين كه از آنها مطالبه شاهد، سند يا مدركي نمايند و تنها‏ ‏وثاقت گوينده را كافي مي‎دانند.
‏ ‏د: بولتن سازان - چون اكثر منتقدان آيت الله منتظري - تعريف و تمجيد برخي از‏ ‏رسانه هاي خارجي از خاطرات آيت الله منتظري را موجب وهن و ضعف خاطرات‏ ‏مي‎دانند، اما در اين رابطه ذكر چند نكته مهم لازم است :
‏ ‏1- درست است كه رسانه ها اعم از داخلي وخارجي همگي به دنبال منافع خود‏ ‏هستند، اما اين نتيجه گيري كه تمجيد آنها نقطه ضعف محسوب مي‎شود نمي تواند‏ ‏كليت داشته باشد; چون علاوه بر اين كه آنها با همين شگرد به دنبال ايجاد اختلاف‏ ‏هستند، ما مشاهده مي‎كنيم كه برخي از موفقيت هاي ما در زمينه هاي گوناگون را پوشش‏ ‏مي‎دهند و از ما تعريف وتمجيد مي‎كنند; مثلا در باب مبارزه با مواد مخدر و كشف آن‏ ‏ما را موفق ترين مي‎دانند، بنابر نظريه آقايان از اين به بعد ما به خودمان شك مي‎كنيم و‏ ‏نه تنها با مواد مخدر مبارزه نمي كنيم بلكه خودمان توليد و مصرف مي‎كنيم ! يا حالا كه‏ ‏از ما به واسطه "نهضت سوادآموزي " تقدير مي‎كنند، زين پس "نهضت بي سوادي "راه‏ ‏مي‎اندازيم ! يا اين كه برخي از آنها از پيشنهاد اخير بلند پايه ترين مقام نظام با عنوان‏ ‏"اوپك گازي " تعريف و تمجيد كردند، پس ...!
‏ ‏
‏ ‏23 - درباره نامه ‏1368/1/6‏ امام خميني (ره )
‏ ‏"آقاي منتظري در كتاب خاطراتش تلاش فراواني به عمل‏ ‏آورده تا نامه ‏68/1/6‏ حضرت امام (ره ) را جعلي جلوه‏ ‏داده ، و در اين راه از هيچ كوششي فروگذار ننموده ، حتي‏ ‏نسبت دروغگويي به حضرت امام (ره ) داده است . در اين‏ ‏رابطه در صفحه 664 مي‎خوانيم : اشكال ديگري كه به اين‏ ‏نامه هست همان گونه كه گفتيم گذشته از دستخط، اضطراب‏ ‏متن آن است . به عنوان مثال در اين نامه آمده است كه از‏ ‏اول با نخست وزيري مهندس بازرگان و رئيس جمهوري‏ ‏بني صدر مخالف بودم ; در حالي كه اين حرف درست نيست‏ ‏و امام نه تنها با آنان مخالف نبودند بلكه از آنان حمايت هم‏ ‏مي‎كردند."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : نامه ‏68/1/6‏ در زمان امام خميني اجازه انتشار نيافت اما پس از سخنراني‏ ‏13رجب - 23 آبان 76 - آيت الله منتظري با دو متن متفاوت پخش گرديد. مؤسسه‏ ‏نشر آثار امام خميني يكي را غير اصلي معرفي و ديگري را در صحيفه امام ، ج 21،‏ ‏ص 330 به چاپ رساند.
‏ ‏ب : آنچه كه در اين نامه درباره آيت الله منتظري و موضع امام خميني آمده در‏ ‏تعارض شديد با نامه ‏68/1/8‏ خطاب به آيت الله منتظري است . همچنين همين‏ ‏تعارض درباره آقاي بازرگان و بني صدر وجود دارد كه اسناد حمايت امام خميني از‏ ‏اين دو در صحيفه امام خميني محفوظ است . دراينجا امر دائر است بين ارائه‏ ‏تصويري دوگانه از امام خميني آن هم به اين شدت ، يا اين كه براي صيانت از اعتبار‏ ‏ايشان در برابر تاريخ ، با قرائن ثابت كنيم كه اين نامه نمي تواند از امام صادر شده باشد.‏ ‏هنگامي عزم بر اين راهكار جزم مي‎شود كه در اين نامه از قسم جلاله "والله " استفاده‏ ‏شده است . (به مصاحبه آقاي هاشمي با شبكه سوم سيما در برنامه فوق العاده كه‏ ‏همزمان با بيست و هفتمين سالگرد پيروزي انقلاب پخش شد مراجعه شود تا حمايت شديد‏ ‏امام از بني صدر بهتر مشخص شود).
‏ ‏ج : براساس نامه ‏68/1/6‏ امام (ره ) با قائم مقامي آيت الله منتظري مخالف بوده‏ ‏است . اگر اين نامه مستند باشد اين سؤال مطرح مي‎شود كه پس چرا براي امر به اين‏ ‏مهمي و همزمان با انتخاب ايشان نه تنها ابراز مخالفتي صورت نمي گرفت بلكه‏ ‏ارجاعات فقهي و سياسي به ايشان پس از قائم مقامي از سوي امام خميني بيشتر‏ ‏مي‎شود؟!
‏ ‏آقاي جنتي كه در خبرگان انتخاب كننده قائم مقام رهبري حضور داشته است‏ ‏اعتقاد دارد:
‏ ‏"حدس من اين بود - كه به آن اطمينان داشتم - اين است كه ايشان در اين كار‏ ‏دلخوشي نداشتند و از اين قضيه خوشحال نبودند. به هر حال خبرگان اين اقدام را‏ ‏انجام دادند و امام نفي نكردند كه چرا اين كار را كردند." (مجله حكومت اسلامي ، سال‏ ‏11، شماره سوم ، ص 107).
‏ ‏در اينجا آيت الله جنتي مشخص نمي فرمايند كه اين اعتقاد ايشان به مخالفت امام ،‏ ‏چرا امروز مطرح مي‎شود كه ديگر كار از كار گذشته است ؟ و چرا همان روزها ايشان‏ ‏چنين اعتقادي را مطرح نكردند تا حداقل درباره آن از سوي خبرگان تحقيق صورت‏ ‏گيرد؟!
‏ ‏اما برخي از اعضاي خبرگان وقت كه بيشتر از آقاي جنتي ارتباط با امام داشته اند‏ ‏و نقش اساسي در اجراي اصل 107 قانون اساسي و انتخاب قائم مقام رهبري‏ ‏داشته اند قطعا بهتر مي‎توانند جو آن روز را به تصوير كشند.
‏ ‏آقاي هاشمي رفسنجاني در پاسخ اين پرسش كه : آيا بهتر نبود خبرگان در مسأله‏ ‏قائم مقامي حداقل از امام كسب نظر مي‎كردند؟ چون امام بعدا فرمودند: من مخالف‏ ‏بودم . مي‎گويد:
‏ ‏"شايد[!] فرموده باشند من موافق نبودم ، ايشان مي‎دانستند كه ما بنا داريم اين كار‏ ‏را انجام بدهيم و اگر به ما مي‎گفتند "اين كار را نكنيد" ما هم انجام نمي داديم ."
‏ ‏سپس آقاي هاشمي در پاسخ به اين سؤال كه : آيا برداشتتان اين بود كه امام با اين‏ ‏مسأله موافق هستند؟ مي‎گويد:
‏ ‏"فكر مي‎كرديم امام موافق هستند. چون اولا: امام احتياطاتشان را به آقاي منتظري‏ ‏ارجاع داده بودند. ثانيا: امام بعضي از اختياراتشان را به ايشان داده و محول كرده‏ ‏بودند. ايشان عملا در بعضي از موارد قائم مقام بود، يعني عمل مي‎كرد و ما هم‏ ‏مي‎دانستيم كه امام به آقاي منتظري اعتماد دارند. پيش قدمي اين موضوع هم با حاج‏ ‏احمد آقا و من بود. شرط مرجعيت هم كه در قانون اساسي آمده بود، ارجاع احتياطات‏ ‏امام به ايشان را واجد شرط كرده بود." (همان ، شماره دوم ، ص 34).
‏ ‏يكي از نكات مهم اظهارات آقاي هاشمي اين كه : با وجود اطلاع ايشان از نامه‏ ‏‏68/1/6‏ و اين جمله "والله من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم ." با ترديد به آن‏ ‏نگريسته و مي‎گويد: "شايد فرموده باشند من موافق نبودم "!
‏ ‏وانگهي بنابر گفته آقاي هاشمي احمد آقا هم در اين ماجرا پيش قدم بوده است ;‏ ‏به طور قطع با توجه به موقعيت خاص ايشان نزد امام به طور قطع اگر مخالفت ضمني‏ ‏از امام مشاهده مي‎شد، احمد آقاي خميني متوجه مي‎شد و آن را منتقل مي‎كرد. (بحث‏ ‏در اين باره در اين مختصر نمي گنجد.)
‏ ‏
‏ ‏24 - توهين به آقاي مصباح يزدي !
‏ ‏"آقاي منتظري هم متأسفانه توهين و اهانت هايي را به‏ ‏آيت الله مصباح يزدي داشته اند كه راديوهاي بيگانه هم‏ ‏بهره هاي بسياري از اين اهانت ها نمودند. آقاي منتظري‏ ‏درباره نظرات آيت الله مصباح يزدي اظهار مي‎دارند:
‏ ‏"...(تعبيرات آقاي مصباح ) قضاوتي است ظالمانه و بر‏ ‏خلاف عقل و شرع ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏آنچه اصحاب بولتن نقل كرده اند نه صدر مطلب است نه ذيل آن و به طور كلي‏ ‏ناقص است . پرسش و پاسخ چنين است : "آيت الله مصباح يزدي در نماز جمعه ديروز‏ ‏گفتند روشنفكران ديني و ملي مذهبي ها علي رغم اعتقاد به خداوند و توحيد او، از آنجا‏ ‏كه در اوامر خداوند چون و چرا مي‎كنند همچون ابليس اند و "هر حكمي كه براي‏ ‏ابليس جايز است بايد براي اينها نيز قائل بود". پرسش : همسان شمردن روشنفكران‏ ‏ديني و افراد ملي مذهبي با ابليس از نظر جنابعالي از نظر ديني قابل قبول است ؟‏ ‏پرسش : مجازات ابليس طرد و سنگسار است ، آيا سخنان آيت الله مصباح يزدي را‏ ‏مي‎توان به عنوان فتواي قتل عليه روشنفكران ديني و افراد ملي مذهبي تلقي كرد؟
‏ ‏پاسخ پرسش اول : گفته ايشان هيچ قابل پذيرش نيست ، ايشان متأسفانه به محض‏ ‏اين كه بسا يك فرد ناآگاه در يك مورد تعبير ناروايي داشته باشد همه آزاديخواهان‏ ‏متعهد را با سابقه خوب و درخشاني كه در دفاع از اسلام و انقلاب داشته اند به‏ ‏تهمت هاي ناروا متهم مي‎نمايد، و طبعا احكام ناعادلانه دادگاه انقلاب را در حق آنان‏ ‏تأييد مي‎كند; در صورتي كه در دين مقدس اسلام و سيره پيامبر(ص )‏ ‏و اميرالمؤمنين (ع ) اين قبيل محاكمات سياسي به منظور تصفيه حسابهاي شخصي يا‏ ‏گروهي وجود ندارد. اين قبيل محاكمات سياسي در رژيم سابق نيز وجود داشت و همه‏ ‏ما آنها را محكوم مي‎كرديم ، و چون فعلا به نام اسلام انجام مي‎شود موجب دين گريزي‏ ‏ملت خواهد بود.
‏ ‏پاسخ پرسش دوم : اگر ايشان در تعبيراتشان چنين قصدي داشته باشند قضاوتي‏ ‏است ظالمانه و برخلاف عقل و شرع ; اين گونه قضاوتهاست كه دين را كانون خشونت‏ ‏معرفي مي‎كند و نسل جوان را از دين بيزار مي‎نمايد." (ديدگاهها، ج 1، ص 343 -‏ ‏344).
‏ ‏
‏ ‏25 - امام خميني ، كادر انقلاب و...
‏ ‏بولتن سازان جامعه مدرسين ضمن اشاره به مصاحبه‏ ‏كتبي آيت الله منتظري با روزنامه داچ هلند در تاريخ‏ ‏‏79/12/20‏ از قول ايشان آورده اند:
‏ ‏"نه ايشان (امام ) و نه طرفداران ايشان تجربه حكومت‏ ‏داشته و نه موازين و مقررات ديني متناسب بوده و نه‏ ‏متصديان و كادر مجهزي بوده است ، و اين باعث گرديده كه‏ ‏فرصت طلبان و طالبان جاه و مقام از فرصت استفاده نمايند;‏ ‏و از طرفي شخص امام هر چند مرد پاك و مخلص بود ليكن‏ ‏در امور اجرايي اشراف نداشته و با اخبار ضد و نقيض مواجه‏ ‏بوده و در اواخر عمر جدا مريض بودند و ديگران بيت‏ ‏ايشان را اداره مي‎كردند و همه اينها موجب بروز ضايعات‏ ‏فراواني در نظام شد."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏عبارت ذكر شده سلاخي شده ، با حذف صدر، ذيل و ميان - بدون اين كه با‏ ‏نطقه چين مشخص شود جمله حذف شده دارد - نقل شده و موجب اضطراب در متن‏ ‏شده است . ما هم مجبوريم عبارت را گرچه طولاني است نقل نماييم :
‏ ‏"انقلاب اسلامي هنگامي به پيروزي رسيد كه نه ايشان و طرفداران ايشان تجربه‏ ‏حكومت داشتند، و نه موازين و مقررات حكومت ديني متناسب با زمان و شرايط‏ ‏جهان تبيين شده بود، نه به متصديان گذشته اعتماد داشتند، و نه خود كادر مجهزي را‏ ‏در رشته هاي مورد نياز تربيت كرده بودند. از باب نمونه حداقل به هزار قاضي مجتهد‏ ‏عادل عاقل كارآزموده دلسوز و مهربان نياز داشتيم ، كه ده نفر واجد شرايط نيز نداشتيم .‏ ‏و در اين ميان كساني كارها را در دست گرفتند كه هرچند مسلمان و داراي روحيه‏ ‏انقلابي بودند ولي به موازين اسلامي و حقوق انسانها آشنا نبودند، و بسا در بسياري از‏ ‏دلها عقده هاي فراواني نسبت به متصديان سابق وجود داشت . و از طرف ديگر‏ ‏گروههاي فرصت طلب و طالب مقام با عضوگيريهاي سريع وارد ميدان عمل شدند و‏ ‏براي قبضه نمودن قدرت دست به تندرويها و فعاليتهاي مسلحانه زدند و طبعا‏ ‏زمينه ساز عكس العمل افراد ناآزموده و قضات ناوارد احساساتي شدند، و شخص‏ ‏آيت الله خميني هرچند مرد پاك و مخلصي بودند ليكن بر همه امور و جزئيات اشراف‏ ‏نداشتند و بسا با گزارشهاي ضد و نقيض مواجه مي‎شدند، و در اواخر جدا مريض‏ ‏بودند و ديگران بيت ايشان را اداره مي‎كردند، و همه اين امور موجب بروز ضايعات‏ ‏فراواني شد. و بالاخره حكومت اسلامي ساده مبتني بر اقامه قسط و عدل و احقاق‏ ‏حقوق همه طبقات جامعه و عفو و گذشت عملا از مسير اصلي خود منحرف شد. و‏ ‏متأسفانه همان روش غلط الگو شده و هنوز ادامه دارد; كه البته گناه اين انحرافات را‏ ‏نبايد به حساب اسلام يا اصل ولايت فقيه گذاشت ، بلكه به حساب عدم تجربه و عدم‏ ‏تربيت كادر لازم و جهالت ها و سوءمديريت ها و انحصارطلبي ها و فرصت طلبي ها و‏ ‏عدم مشورت در امور و احاله كارهاي مهم به افراد ناوارد تازه كار بايد گذاشت ."‏ ‏
(ديدگاهها، ج 1، ص 383).
‏ ‏
‏ ‏26 - كينه از مقام رهبري !
‏ ‏"آقاي منتظري كينه خود از مقام معظم رهبري را‏ ‏فراموش نداشته و مي‎گويند: و بالاخره حكومت اسلامي و‏ ‏مبتني بر اقامه اعتدال ، قسط و عدل و...و عفو و گذشت عملا‏ ‏از مسير خود منحرف شد و هنوز ادامه دارد، كه البته گناه‏ ‏اين انحرافات را نبايد به حساب اسلام و يا اصل ولايت فقيه‏ ‏گذاشت بلكه به حساب جهالت و انحصارطلبي ها و‏ ‏فرصت طلبي ها و عدم مشورت در امور و احاله كارهاي مهم‏ ‏به افراد ناوارد تازه كار بايد گذاشت ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏علي رغم نقل اشتباه يا حذف عبارات چه نشانه اي از كينه ورزي در همين عبارات‏ ‏مثله شده وجود دارد؟ و اصلا چه نوع كينه اي در آيت الله منتظري نسبت به رهبر‏ ‏مي‎تواند وجود داشته باشد؟!
‏ ‏
‏ ‏27 - سناريوي جلسه گروهك منافقين در رم !
‏ ‏"در پايان يقينا نتيجه اي كه مي‎توان از مطالب اين جزوه‏ (ويژه نامه بولتن جامعه مدرسين ، ش 720) به دست آورد‏ ‏همان نتيجه اي است كه در نشست گروهك منافقين در‏ ‏ايتاليا گرفته شده است كه حساب منتظري با بقيه آخوندها‏ ‏سواست . در اين جلسه گروهك منافقين در يكي از‏ ‏پايگاههاي خود در رم ضمن تمجيد از آقاي منتظري به‏ ‏خاطر سوابقش در زمان شاه كه به مدت زيادي زنداني بوده‏ ‏و ندامت ننوشته و در دوران اعدامها، شجاعت اعتراض‏ ‏نسبت به اعدامها و تجاوز به زنان باردار داشته ، باعث شده‏ ‏تشكيلات نسبت به وي ، ميان او و بقيه آخوندها تفاوت قائل‏ ‏شود. همچنين مسئولين تشكيلاتي منافقين در پاسخ به‏ ‏سؤالي كه آيا احتمال دارد منتظري به عنوان عضو شورا در‏ ‏آيد عنوان مي‎دارد: آقاي منتظري از پايگاه علمي در حوزه‏ ‏برخوردار است و هر چند ما شعار نه شيخ نه شاه را داديم اما‏ ‏درب شورا به روي ايشان باز است ".
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : جملات فوق در بولتن جامعه مدرسين به استناد جزوه "پيچك انحراف " در‏ ‏قالب "نمايشگاه مجاهدتهاي خاموش وزارت اطلاعات "است ; اين نمايشگاه در سال‏ ‏1377 به ابتكار آقاي دري نجف آبادي وزير وقت اطلاعات دولت اصلاحات شهر به‏ ‏شهر مي‎گشت .
‏ ‏ب : در سيستم هاي اطلاعاتي بستن يك كيس ، بر اساس برخي داده ها و سازه ها،‏ ‏امري طبيعي است ، چه از كشوري با حاكميت اسلامي و چه لائيك ! پيش فرض اين‏ ‏است : "در بيت آيت الله منتظري منافقان نفوذ كرده اند"، فايل هاي اين كيس‏ ‏نيوفولدرهاي ساختگي دارند كه نياز به فايل هاي پشتيبان دارند و كيس ما خود به خود‏ ‏چنين تواني را ندارد، پس خود دست به كار مي‎شويم ، به كسي هم كه قرار نيست‏ ‏آدرس دقيق بدهيم - چون جو را آنقدر امنيتي مي‎كنيم كه كسي جرأت ندارد قبول نكند!‏ ‏و همه بايد ما را موثق بدانند!
‏ ‏ج : خبر مذكور از چند نظر مشكل دارد; يكي اين كه : بنا بر خبر ذكر شده ، در جزوه‏ ‏وزارت اطلاعات ، مجاهدين خلق در رم پايتخت ايتاليا پايگاه دارند; حال آنكه تنها‏ ‏جايي كه به آنها پايگاه داده شد عراق بود، آن هم براي اين كه از آنان براي حمله به‏ ‏ايران در زمان جنگ بهره برند; و تا به حال هيچ دولت اروپايي بجز اعطاي پناهندگي‏ ‏سياسي حاضر نشده به آنها حتي مكان ثابتي براي ميتينگ ها بدهند، چه اين كه پايگاه‏ ‏نظامي در اختيار آنها قرار دهند. دوم اينكه : در جزوه وزارت اطلاعات آمده است : وي‏ ‏[رئيس گروه رجوي در رم ] در حين سخنراني از لفظ "آقا" براي آقاي منتظري استفاده‏ ‏مي‎نمود. اين شگرد خوبي است ، چون آيت الله منتظري چه در زمان امام چه پس از‏ ‏آن به اين عنوان معروف شده بود و سازندگان خبر به اين نكته اشراف داشته اند به‏ ‏همين دليل از اين شگرد براي تخريب ايشان استفاده كرده اند، و الا سازندگان خبر‏ ‏به خوبي مي‎دانند آيت الله منتظري از دهه پنجاه در زندان بر سر بحث تغيير ايدئولوژي‏ ‏و به تبع آن پاكي و نجسي با مجاهدين چالشي عميق داشته اند. سازندگان خبر خوب‏ ‏مي‎دانند فرزند آيت الله منتظري به دست همين جماعت به شهادت رسيد و... با اين‏ ‏اوصاف چه كسي ممكن است بدون تأمل زير بار اين اخبار جعلي برود آيا در ميان‏ ‏كارشناسان سيستم امنيتي ما فرد مستقل و منصفي نيست كه بگويد: مجاهدين به دنبال‏ ‏ايجاد اختلاف هستند و چون ما روي تحليل هاي آنان حساب باز مي‎كنيم و برخي از‏ ‏كج فهم هاي داخلي را به اشتباه مي‎اندازد، پس شروع به تعريف و تمجيد مي‎كنند تا‏ ‏نيروهاي اصيل انقلاب را به جان هم انداخته و به كمك خودمان ريشه ها را بزنند! اگر‏ ‏كارشناسان امنيتي از اين موضوع ظريف غافل باشند، بي شك بولتن سازان جامعه‏ ‏مدرسين در دام نيرنگ مجاهدين خواهند افتاد آن هم به طريق اولي !
‏ ‏
‏ ‏سپس بولتن ويژه جامعه مدرسين ‏1380/6/15‏، ش 720 با عنوان "عملكرد و‏ ‏مواضع آيت الله منتظري پس از حصر" جدولهايي را بر اساس موضوع بندي رسم‏ ‏كرده كه حاوي مطالب مثله و تحريف شده و گاه بي ربط به مواضع ايشان است ، كه ما‏ ‏تنها به چند نمونه از آنها اشاره خواهيم كرد و نتايج بررسي را با عنوان توضيح خواهيم‏ ‏آورد:
‏ ‏
‏ ‏28 - سه دروغ شاخ دار ديگر!
‏ ‏بولتن به نقل از آيت الله منتظري : "امام در اداره حكومت‏ ‏ضعف داشت ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏چنين مطلبي از ناحيه آيت الله منتظري گفته نشده است و با اصل مطابقت و‏ ‏همخواني ندارد، اصل عبارت چنين است :
‏ ‏"انقلاب اسلامي هنگامي به پيروزي رسيد كه نه ايشان و طرفداران ايشان تجربه‏ ‏حكومت داشتند، و نه موازين و مقررات حكومت ديني متناسب با زمان و شرايط‏ ‏جهان تبيين شده بود، نه به متصديان گذشته اعتماد داشتند، و نه خود كادر مجهزي را‏ ‏در رشته هاي مورد نياز تربيت كرده بودند. از باب نمونه حداقل به هزار قاضي مجتهد‏ ‏عادل عاقل كارآزموده دلسوز و مهربان نياز داشتيم ، كه ده نفر واجد شرايط نيز نداشتيم .‏ ‏و در اين ميان كساني كارها را در دست گرفتند كه هرچند مسلمان و داراي روحيه‏ ‏انقلابي بودند ولي به موازين اسلامي و حقوق انسانها آشنا نبودند، و بسا در بسياري از‏ ‏دلها عقده هاي فراواني نسبت به متصديان سابق وجود داشت . و از طرف ديگر‏ ‏گروههاي فرصت طلب و طالب مقام با عضوگيريهاي سريع وارد ميدان عمل شدند و‏ ‏براي قبضه نمودن قدرت دست به تندرويها و فعاليتهاي مسلحانه زدند و طبعا‏ ‏زمينه ساز عكس العمل افراد ناآزموده و قضات ناوارد احساساتي شدند، و شخص‏ ‏آيت الله خميني هرچند مرد پاك و مخلصي بودند ليكن بر همه امور و جزئيات اشراف‏ ‏نداشتند و بسا با گزارشهاي ضد و نقيض مواجه مي‎شدند، و در اواخر جدا مريض‏ ‏بودند و ديگران بيت ايشان را اداره مي‎كردند، و همه اين امور موجب بروز ضايعات‏ ‏فراواني شد." (ديدگاهها، ج 1، ص 383).
‏ ‏
‏ ‏بولتن به نقل از آيت الله منتظري : "امام تير خلاصي به‏ ‏ارتش زد."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏چنين جمله اي با اين لحن وجود ندارد. اصل مطلب از نامه اي گرفته شده كه ايشان‏ ‏به امام خميني در تاريخ ‏64/7/16‏ نوشته است :
‏ ‏"در مورد حكم اخير حضرتعالي به تأسيس قواي سه گانه در سپاه ، به نظر مي‎رسد‏ ‏در شرايط جنگي و آمادگي ، بسياري از افراد ارتش براي اخلال و فرار و عصيان اين‏ ‏تصميم بسا عوارض نامطلوبي را به دنبال داشته باشد. از اول ممكن بود ارتش را‏ ‏بتدريج و بدون سروصدا تصفيه و با سرمايه گذاري فكري و تربيتي جاذب و صحيح‏ (نه با اين سياسي عقيدتي فعلي ) اصلاح و آماده كرد و به افراد جوان و فعال آن‏ ‏آموزشهاي ديني و انقلابي داد، با حفظ بافت و نظامي كه از مزاياي ارتش است ، ولي‏ ‏متأسفانه همه تشويق و تقديرها متوجه سپاه با همه خطبازيها و جنگهاي سياسي‏ ‏موجود در آن شد، و ارتش روز به روز تحقير شده ، و حكم اخير حضرتعالي علاوه بر‏ ‏مشكلات اقتصادي آن و نداشتن ارز كافي و تجربه پنجاه ساله به منزله تير خلاصي‏ ‏بود كه آخرين اميد ارتش را از جمهوري اسلامي قطع نمود، و فعلا در اين شرايط سخت نه‏ ‏ارتش دلگرم داريم نه سپاه قوي ." (خاطرات ، ص 580).
‏ ‏
‏ ‏بولتن به نقل از آيت الله منتظري : "امام عامل جنگ بود."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏انتساب فوق به آيت الله منتظري كاملا دروغ و خلاف واقع است و چنين عبارتي نه‏ ‏با خاطرات همخواني دارد نه مطابقت . اصل ماجرا درباره گفتگوي ايشان با بني صدر‏ ‏است :
‏ ‏"به او گفتيم (همراه آقاي طاهري اصفهاني ): "آخر اين چه وضعي است ! چرا جلوي‏ ‏عراقي ها را نمي گيريد؟ شما كه مي‎ديديد صدام دارد رجز مي‎خواند چرا مرز را‏ ‏سنگربندي نكرديد و آماده نشديد؟" آقاي بني صدر گفت : "همه اينها تقصير آقاي‏ ‏خميني است ، ايشان مي‎گفت صدام جرأت نمي كند به ايران حمله كند!" گفتيم : "اين‏ ‏چه حرفي است كه مي‎زنيد، امام كجا چنين حرفي گفته اند، چرا تقصير را مي‎خواهي‏ ‏به گردن ايشان بيندازي ؟" (خاطرات ، ص 569).
‏ ‏
‏ ‏29 - خلافكاريها به نام امام خميني !
‏ ‏بولتن به نقل از آيت الله منتظري : " امام مستوجب آتش‏ ‏جهنم است ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏اين عبارت به دلخواه و با شگرد حذف عبارات و از گفتگوي آيت الله منتظري با‏ ‏مرحوم حاج سيداحمد خميني اخذ شده است :
‏ ‏"شبي آقاي محتشمي از اراك برگشته بود و شب نماز مغرب و عشاء را در منزل با‏ ‏من خواندند و من راجع به تعويض بعضي از استانداران اعتراض كردم و به ايشان‏ ‏گفتم : مردم به ولايت فقيه رأي دادند نه به ولايت حاج احمدآقا; تا اين كه در جريان‏ ‏قضاياي سيدمهدي ، روزي كه حاج احمدآقا نزد من آمدند و ملاقاتي سه ساعته با من‏ ‏داشتند و در حقيقت از من بازجويي مي‎كردند از جمله گفتند: شما به آقاي محتشمي‏ ‏گفته ايد مردم به ولايت فقيه رأي داده اند نه به ولايت احمدآقا، و باز مي‎گفت : شما به‏ ‏آقاي خامنه اي هم گفته ايد من حاضرم با امام تا لب جهنم بروم ولي حاضر نيستم به‏ ‏جهنم بروم - معلوم شد هر دونفر صحبت مرا منتقل كرده اند!- من به احمدآقا گفتم :‏ ‏واضح است كه مردم به ولايت فقيه رأي دادند نه به ولايت شما; احمدآقا گفت : آيا امام‏ ‏مي‎خواهند جهنم بروند؟ من گفتم : ايشان نمي خواهند جهنم بروند ولي اين كارها كه در‏ ‏زندانها به نام امام انجام مي‎شود به عقيده من جهنم دارد و من نمي توانم روي آنها صحه‏ ‏بگذارم ." ( خاطرات ، ص 534 - 535).
‏ ‏
‏ ‏بولتن به نقل از آيت الله منتظري : "امام از دروغ خوشش‏ ‏مي‎آمد."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏عبارت ذكر شده غير واقعي است ، اصل عبارت خاطرات چنين است :
‏ ‏"به ياد دارم فرداي آن روز(‏68/1/6‏)در همان بحران آقاي (...)به من گفت : شما كه‏ ‏زندگي خودتان را وقف امام كرده ايد الان هم چون ايشان نوشته اند اداره منزل شما در‏ ‏اختيار منافقين است شما اين را قبول كنيد و بنويسيد كه حرف امام زمين نخورد و در‏ ‏راه ايشان فداكاري كرده باشيد! من از اين پيشنهاد خيلي تعجب كردم ; من حرف دروغ‏ ‏و تهمتي را به خود بخرم تا حرف ناصحيح ديگري زمين نخورد، اين چه منطقي‏ ‏است ؟"
‏ ‏
‏ ‏30 - ديدن امام خميني در عالم رؤيا
‏ ‏بولتن به نقل از آيت الله منتظري : "اظهار ندامت امام در‏ ‏برخورد با منتظري ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏چنين مطلبي با اين صراحت در اظهارات آيت الله منتظري وجود ندارد، در‏ ‏خاطرات آمده است :
‏ ‏"سؤال : شنيده شده است كه آقاي توسلي كه در دفتر امام مي‎باشند مرحوم امام را‏ ‏در خواب مي‎بينند كه ايشان با ناراحتي به آقاي توسلي مي‎گويند: "برويد قم و مسأله‏ ‏مرا با آقاي منتظري حل كنيد." آيا اين موضوع صحت دارد؟
‏ ‏جواب : اين خواب خيلي مشهور بود و همه جا آن را نقل مي‎كردند، از جمله‏ ‏مرحوم حاج غلامرضا قديري براي من اين موضوع را نقل كرد و گفت كه آقاي توسلي‏ ‏اين خواب را براي حاج احمدآقا نقل مي‎كند و او مي‎گويد: "تو خواب ديده اي و به تو‏ ‏گفته اند برو حل كن ، به من كه نگفته اند." (همان ، ص 747).
‏ ‏
‏ ‏31 - دخالت نكردن در امور سياسي
‏ ‏بولتن به نقل از آيت الله منتظري : "وقتي امام مي‎گويند در‏ ‏سياست دخالت نكن يعني دين نداشته باش ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏عبارت نقل شده گرچه تا حدي همخواني دارد اما مثله شده است . ايشان در مقام‏ ‏نقد محتوايي نامه ‏68/1/6‏ اعتقاد دارد:
‏ ‏"در اين نامه به من نوشته شده : "در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد"! درحالي كه‏ ‏اولا: ايشان در بحث نماز جمعه از تحريرالوسيله - مسأله 9 - نوشته اند: "فمن توهم ان‏ ‏الدين منفك عن السياسة فهو جاهل لم يعرف الاسلام و لا السياسة (...): "هركس توهم‏ ‏كند كه دين از سياست جداست ، او جاهل است كه نه اسلام را شناخته و نه سياست‏ ‏را." بنابراين اگر ايشان به كسي بنويسد در سياست دخالت نكن ، بدين معناست كه به‏ ‏كسي بگويد دين نداشته باش . چهارتا بچه سيوطي خوان ساكن يك مدرسه در قم با‏ ‏يك نام عوضي كه روي آنان گذاشته اند حق دارند در سياست دخالت كنند و حوزه‏ ‏علميه قم را با عظمتي كه داشت بازيچه سياستهاي غلط خود قرار دهند، و من كه چهل‏ ‏سال است در متن سياست هستم با همه سوابق مبارزاتي كه دارم حق ندارم در‏ ‏سياست دخالت كنم ؟! "ان هذا لشيء عجاب "! (همان ، ص 665).
‏ ‏
‏ ‏32 - خاتمي و تحريك طلاب !
‏ ‏بولتن به نقل از آيت الله منتظري : "خاتمي محرك طلاب‏ ‏در شركت نكردن درس منتظري ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏چنين مطلبي در خاطرات وجود ندارد و توسط بولتن سازان با هدف ايجاد‏ ‏اختلاف ساخته شده است .
‏ ‏
‏ ‏33 - عامل حمله به بيت آيت الله منتظري چه كسي بود؟
‏ ‏بولتن به نقل از آيت الله منتظري : "عامل حمله به بيت‏ ‏منتظري آيت الله جوادي آملي "!
‏ ‏توضيح :
‏ ‏نقل فوق نه مطابقت با اصل دارد نه همخواني ، و تنها برداشت اصحاب بولتن است‏ ‏كه با هدف ايجاد اختلاف و القاء مطالب كذب به مخاطب ساخته و پرداخته شده‏ ‏است . در اصل عبارت سخن از "محرك " به ميان آمده است نه "عامل ":
‏ ‏"گروههاي متشكل از بچه هاي هتاك و بي باك و خرابكار را از اصفهان و تهران و‏ ‏جاهاي ديگر جمع آوري كردند و به زور و تهديد برخي محصلين و شاگردان بيگناه‏ ‏مدارس را نيز اغفال كردند و يك راهپيمايي از طلاب جوان و محصلين و گروههاي‏ ‏فشار به راه انداختند و به بازار هم فشار آوردند تعطيل شود، هرچند بازاريها مقاومت‏ ‏كردند. راهپيمايي را به طرف مسجد اعظم هدايت كردند و پس از سخنراني‏ ‏تحريك آميز آقاي جوادي آملي ، جمعيت را به طرف حسينيه شهدا و دفتر و بيت من‏ ‏سرازير كردند، و تعدادي از آنان كه كاملا سازماندهي شده بودند با شكستن دربها و‏ ‏قفلها حسينيه را اشغال كردند و هرچه توانستند از اشياي حسينيه و دفتر شكستند و‏ ‏پاره كردند و غارت نمودند و حتي قرآن ها و كتب ادعيه و كتب علمي را نيز پاره كردند‏ ‏و حدود سه هزار عدد نوار كاست و ويدئويي از فقه و نهج البلاغه و اصول كافي را با‏ ‏خود بردند و جمعي از فضلا و طلاب را كه در دفتر مشغول نماز جماعت ظهر و عصر‏ ‏بودند پس از كتك زدن و هتاكي بازداشت نمودند." (همان ، ص 775).
‏ ‏
‏ ‏34 - سناريوي دفاع از منافقين !
‏ ‏ادعاي ديگر بولتن جامعه مدرسين : " دفاع منتظري از‏ ‏منافقين ".
‏ ‏توضيح :
‏ ‏بنابر آدرسي كه بولتن نويسان داده اند به خاطرات آيت الله منتظري مراجعه كرديم‏ ‏اين كه از عبارت زير چنين برداشتي مي‎شود يا خير؟! قضاوت با خوانندگان :
‏ ‏"...هر قاضي طبق برداشت و نظر خود به يك شكل حكم مي‎كرد، قضات بسيار‏ ‏بي تجربه بودند، مثلا يك پرونده را پيش من آوردند كه قاضي زير آن نوشته بود:‏ ‏"بسم الله الرحمن الرحيم ، اعدام " حالا براي چي اعدام ! چه كسي اعدام ؟! اين كه علت و‏ ‏دليل حكم را بنويسد به جاي خود، حتي اسم متهم را ننوشته بود، فقط خودش زير آن‏ ‏امضاء كرده بود، خوب با اين حكم مي‎شود هر كس را گرفت اعدام كرد! خلاصه وضع‏ ‏قضايي به اين شكل بود، افراد را تندتند مي‎گرفتند و هر كسي را كه مي‎گرفتند بعضي‏ ‏افراد و جريانها تظاهرات و سروصدا مي‎كردند كه اعدام بايد گردد!
‏ ‏آقاي حاج سيد جعفر كريمي به من مي‎گفت من يك پرونده را ديدم كه يك قاضي‏ ‏به او شش ماه زندان داده بود و پرونده مشابه آن را ديدم كه قاضي ديگر آن را به اعدام‏ ‏محكوم كرده بود. ناهماهنگي تا اين حد بود!
‏ ‏من يك وقت در همان زمانها در اطراف نجف آباد بودم آمدند به من گفتند دونفر‏ ‏حكم اعدام آنها صادر شده است ، يكي دختر خواهر آقاي حاج تقي رجايي ، دختر‏ ‏سيزده ساله اي كه من خانواده او را به خوبي مي‎شناختم و از افراد متدين نجف آباد‏ ‏بودند، و ديگر آقاي لساني كه با مرحوم محمد ما خيلي رفيق بود و از افراد فعال انقلابي‏ ‏بود، گفتند مجاهدين خلق اينها را تحت تأثير قرار داده اند و با آنها همكاري داشته اند‏ ‏و لذا به اعدام محكوم شده اند.
‏ ‏بالاخره آمدند گفتند اين دونفر محكوم به اعدام شده اند، گفتم جرم اينها چه بوده ؟‏ ‏گفتند به آن دختر سيزده ساله در زندان گفته اند: مگر امام را قبول نداري كه اين حرفها‏ ‏را مي‎زني ؟ و او هم روي همان غرور نوجواني گفته بوده : نه ، من امام را هم قبول ندارم .‏ ‏خوب در جدل و جر و بحث اين حرفها پيش مي‎آيد. يك روز من به مرحوم امام گفتم :‏ ‏اگر فرضا كسي بگويد من از مسعود رجوي خوشم مي‎آيد و از آخوند جماعت حتي‏ ‏آقاي خميني خوشم نمي آيد ولي با سياست كار ندارم و مي‎خواهم به كسب و كار‏ ‏مشغول باشم و مي‎دانيم راست مي‎گويد، آيا بايد او را زنداني كرد؟! ايشان فرمودند: نه ،‏ ‏چرا او را زنداني كنيم ؟ و بالاخره از من انتظار داشتند كه براي پيشگيري از اعدام آن‏ ‏دونفر اقدامي انجام دهم ; من فكر نمي كردم كه آنها را به همان زودي بخواهند اعدام‏ ‏كنند; چون در زمان سابق اگر كسي را مي‎خواستند اعدام كنند، دادگاه اول ، دادگاه دوم ،‏ ‏حق فرجام خواهي ، ديوان عالي كشور و گاهي تا شخص شاه امضاء نمي كرد كسي را‏ ‏اعدام نمي كردند. در ذهن من اين بود كه فرصت هست و ما بعدا مسأله را پيگيري‏ ‏مي‎كنيم ; فرداي همان روز آمدند گفتند: "آن دونفر را ديشب اعدام كرده اند!" من خيلي‏ ‏تعجب كردم ، خدا شاهد است همان طور خشكم زد!" (همان ، ص 519 - 520).
‏ ‏
‏ ‏35 - حمايت از رؤساي ساواك !
‏ ‏ادعاي بولتن : "حمايت منتظري از يكي از رؤساي‏ ‏ساواك ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏مطلب مورد ذكر در بولتن درباره مقدم رئيس ساواك است ; بدون ترديد ذكر‏ ‏جهات مثبت ديگران چه ساواكي و چه غير آن به معني حمايت از آنان نيست ، اصل‏ ‏مطلب چنين است :
‏ ‏"نصيري يك خصوصياتي داشت مقدم يك جور خصوصيات ديگري ، مقدم‏ ‏خودش مي‎گفت من سابقا طلبه بوده ام ، از صحبت هايش هم پيدا بود كه مقداري درس‏ ‏طلبگي خوانده ، يك عرق مذهبي هم داشت ، با كمونيست ها خيلي بد بود و براي‏ ‏روحانيت احترام قائل بود; يك داستان را آقاي قاضي خرم آبادي نقل مي‎كرد و‏ ‏مي‎گفت : "قبل از انقلاب كه من در خرم آباد بودم يكي از علماي لرستان كه نفوذ محلي‏ ‏هم داشت مقداري در رابطه با ترويج از امام و مسائل انقلاب فعاليت مي‎كرد و با ما‏ ‏همراه بود، ساواك لرستان از طريق شنود تلفن هاي او كشف كرده بود كه گويا با زني‏ ‏مربوط است او را صيغه كرده يا بنا بوده صيغه كند، خلاصه ساواك خرم آباد براي مقدم‏ ‏كه رئيس ساواك بود گزارش كرده بود كه اين سوژه خوبي است و ما مي‎توانيم با افشاي‏ ‏اين قضيه آبروي فلاني را ببريم ، مقدم گفته بود نه اين كار را نكنيد، براي اين كه اصل‏ ‏روحانيت كه محفوظ باشد ما مردم را حفظ كرده ايم ، اگر در امور ديني بدبيني در‏ ‏جامعه درست شود اين به ضرر است و باعث مي‎شود كه ماركسيست ها و كمونيست ها‏ ‏در منطقه تقويت شوند." بالاخره بعضي از آنها كه افراد فهميده اي بودند روي اين‏ ‏مسائل حساب مي‎كردند، خود مقدم در زندان هم كه با ما صحبت مي‎كرد مي‎گفت : من‏ ‏با مشي نصيري و پاكروان مخالفم ; ولي بالاخره آقاي خلخالي مقدم را نيز اعدام كرد."‏ ‏
(همان ، ص 417 - 418).
‏ ‏
‏ ‏36 - برگزاري مراسم ختم خواهر آيت الله منتظري در قم
‏ ‏بولتن شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي
‏ ‏نيمه اول فروردين 81، ش 6، ص 8 -10:
‏ ‏پس از درج خبر مراسم ختم يگانه خواهر آيت الله‏ ‏منتظري در قم با تيتر: تلاش براي قرار دادن مجدد منتظري‏ ‏در كانون بحران ، آورده است ; "ملاحظه : علي رغم سكوت‏ ‏اخير آقاي منتظري در پي آزادي فرزندان وي و مجادله آنها‏ ‏با وي صورت مي‎گيرد و فرصت هاي قانوني براي دادگاه‏ ‏ويژه براي او، به نظر مي‎رسد دست هايي در تلاشند به هر‏ ‏قيمت ممكن مجددا او را كانون بحران مبدل ساخته و به‏ ‏عنوان خبرساز براي رسانه هاي بيگانه تبديل كنند."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : از فرزندان آيت الله منتظري تنها سعيد منتظري بازداشت شده بود كه در آبان‏ ‏1380 - پس از تحمل يازده ماه بازداشت موقت كه ده ماه آن در سلول انفرادي آن هم‏ ‏زندان 57 سپاه بود - آزاد شد.
‏ ‏ب : علي رغم اين ادعا كه ايشان به واسطه آزادي فرزندشان ديگر از طرح افكار‏ ‏خويش سر باز زدند - تا به خواننده القا نمايد ايشان معامله كرده است - كذب است ،‏ ‏چون تا زمان درگذشت خواهر ايشان در ‏1380/12/26‏ شش اطلاعيه از ايشان‏ ‏صادر گرديد. (رك : ديدگاهها، ج 1).
‏ ‏ج : هيچ گونه مجادله اي با ايشان توسط فرزندان و اطرافيان صورت نگرفته است .
‏ ‏د: در پي برگزاري مراسم ختم خواهر آيت الله منتظري در حسينيه صفائيه قم‏ ‏دادسراي ويژه روحانيت قم پيغام دادند كه ايشان اجازه (!!) دارند در اين مراسم‏ ‏شركت نمايند. علت شركت نكردن ايشان در مراسم فوق از زبان آقاي احمد منتظري‏ ‏چنين است :
‏ ‏"درست است كه دادگاه ويژه موافقت كرده بود كه شركت كنند ولي ايشان در واقع‏ ‏نخواستند زير بار منت بروند و مدت دو سه ساعت از منزل خارج شوند و دوباره به‏ ‏حصر باز گردند و در واقع اختيارشان در دست دادگاه ويژه باشد." (نقل از همان‏ ‏بولتن ، ص 9).
‏ ‏
‏ ‏37 - حمايت از ماهواره !
‏ ‏بولتن شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي
‏ ‏نيمه دوم فروردين 81 ،ش 7:
‏ ‏"منتظري حامي ماهواره شد; حسينعلي منتظري در پاسخ‏ ‏به سؤالي راجع به استفاده از اينترنت پاسخ داده است :‏ ‏"مبارزه با آلات مفيد كار غلطي است . ابزار و آلات كه گناه‏ ‏ندارند، با وسعت ارتباطات جهاني و استقبال جهاني از‏ ‏ابزارهايي مانند: اينترنت و ماهواره تحريم آنها عقب ماندگي‏ ‏است ." منتظري در عين حال گفته است : "استفاده از اين‏ ‏ابزارها بايد در مسير صحيح آن هدايت شود." ولي توضيح‏ ‏نداده است كه چگونه مي‎توان استفاده از ماهواره را كه بعضا‏ ‏تصاوير مستهجن و غيراخلاقي پخش مي‎كند در مسير‏ ‏صحيح هدايت كرد؟!"
‏ ‏توضيح :
‏ ‏بولتن سازان عبارات را جراحي و مثله كرده اند، اصل عبارت اين است :
‏ ‏"اين كه با ابزارآلات مفيد مبارزه كنيم كار غلطي است . ابزارآلات كه گناه ندارند; و‏ ‏مبارزه با آنها يك حركت قسري و موقت است و با وسعت ارتباط جهاني امروز و‏ ‏استقبال جهان از آنها تحريم جز شكست و عقب ماندگي در پي ندارد، بلكه بايد آنها را‏ ‏توسعه داد و تكميل كرد، ولي لازم است دانشمندان و نخبگان و رهبران جامعه آنها را‏ ‏در مسير صحيح قرار دهند و براي آنها برنامه هاي خوب و سازنده و با ارزش تهيه‏ ‏نمايند و در راه پيشرفت علم و فرهنگ و منافع مادي و معنوي جامعه آنها را به كار‏ ‏گيرند و با تبليغات صحيح و عاقلانه نه آمرانه و خشونت بار جامعه را متوجه سوء‏ ‏استفاده ها نمايند ; و اگر كساني علنا سوءاستفاده كنند جلوي آنها را بگيرند."‏ ‏
(ديدگاهها، ج 1، ص 562).
‏ ‏
‏ ‏38 - عمليات انتحاري
‏ ‏بولتن شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي
‏ ‏نيمه اول خرداد 81، ش 10، ص 33:
‏ ‏در ذيل خبري با عنوان سياست استفتاء از راه دور از نشريه اي دانشجويي راه‏ ‏توسعه سؤالي را درباره ياسر عرفات نقل مي‎كند سپس درباره عمليات انتحاري‏ ‏مي‎گويد: البته در پيامي كه از وي منتشر شده است در اين مورد آمده است :
‏ ‏"آيا مردمي كه دستشان از همه امكانات كوتاه است‏ ‏چاره اي جز توسل به كارهاي انتحاري دارند؟!"
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : مدركي و سندي از سؤال نشريه نامبرده وجود ندارد.
‏ ‏ب : درباره عمليات انتحاري و استشهادي مطلب كاملا تحريف شده و واقعيت اين‏ ‏است كه در تاريخ ‏1381/3/18‏ توسط پايگاه اينترنتي چهارده معصوم (ع ) از سوي‏ ‏برنامه "ديدار ماه " سؤالاتي براي ايشان ارسال شد كه در خلال آنها هفتمين سؤال اين‏ ‏است :
‏ ‏نظر جنابعالي در مورد عمليات استشهادي كه در فلسطين و جنوب لبنان جريان‏ ‏دارد چيست ؟
‏ ‏آيت الله منتظري در خلال پاسخ خويش گفته اند:
‏ ‏"حضور در صحنه جهاد معمولا مستلزم نوعي فداكاري و استشهاد مي‎باشد.‏ ‏عمليات استشهادي كه در سؤال به آن اشاره شده داراي اقسام مختلفي است . آن قسمي‏ ‏كه از مصاديق جهاد در مقابل دشمن متجاوز مي‎باشد قهرا مشمول جهاد اسلامي‏ ‏خواهد شد." سپس ايشان مسئول مصائب دردناك ملت مظلوم فلسطين را، سران‏ ‏كشورهاي استعماري كه باعث ايجاد اسرائيل شدند و سپس دولت هاي اسلامي و‏ ‏غيرمتعهد مي‎دانند كه با وجود در اختيار داشتن منابع عظيم نفتي و ديگر منابع‏ ‏خدادادي در دفاع از اسلام و قدس كوتاهي مي‎كنند." (همان ، ص 586).
‏ ‏عبارتي كه ناقص توسط بولتن نقل شده اين چنين است :
‏ ‏"آيا مردمي كه دستشان از همه امكانات كوتاه است و خانه و كاشانه و هستي آنان‏ ‏غارت شده و مورد تجاوز و حملات وحشيانه دشمن قرار گرفته اند و سران كشورها و‏ ‏محافل پر طمطراق جهاني و سازمانهاي بين المللي نيز جز حرف و شعار تحويل آنان‏ ‏نمي دهند چاره اي جز توسل به كارهاي انتحاري دارند؟" (همان ، ص 569).
‏ ‏بولتن فوق الذكر پس از تحريف آشكار نظر ايشان آورده است :
‏ ‏"گروههاي ضد انقلاب هم تلاش مي‎كنند از طريق استفتاء‏ ‏پاسخ هاي ضد نظام براي تبليغ خود دريافت كنند."
‏ ‏با ملاحظه ديدگاه آيت الله منتظري درباره فلسطين و عمليات انتحاري مشخص‏ ‏خواهد شد كه آيا ايشان ضد نظام موضع گيري كرده اند تا از طريق استفتاء از ايشان‏ ‏عليه نظام بهره برداري شود؟! آيا نام اين نوع بولتن را چه مي‎توان گذاشت ؟
‏ ‏
‏ ‏39 - علل حصر آيت الله منتظري
‏ ‏بولتن شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي
‏ ‏نيمه دوم خرداد81، ص 26:
‏ ‏"حصر منتظري به خاطر دخالت وي در امور سياسي به‏ ‏نفع گروهك هاي محارب ضد انقلاب و منافقين صورت‏ ‏گرفته و اين كار نيز با تصويب شوراي عالي امنيت ملي بوده‏ ‏است ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏سخنراني معروف آيت الله منتظري در 23 آبان 1377 به اين موضوعات‏ ‏اختصاص داشت :
‏ ‏1- لزوم صيانت از مرجعيت شيعه و عدم دخالت سياست بازي و نيروهاي‏ ‏سازمان يافته و حكومتي در آن .
‏ ‏2- لزوم صيانت از آراي مردم در خرداد 76 توسط آقاي خاتمي و جلوگيري وي‏ ‏از دخالت مناصب انتصابي .
‏ ‏3- گروههاي فشار و سازماندهي شده .
‏ ‏هيچ يك از موضوعات فوق "دخالت در امور سياسي به نفع گروههاي محارب و‏ ‏ضد انقلاب و منافقين " نيست و با هدف اصلاح و انتقادات سازنده ابراز گرديد.
‏ ‏
‏ ‏40 - توهين به بسيج و ملت !
‏ ‏بولتن شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي
‏ ‏نيمه دوم خرداد 81، ص 16 - 17:
‏ ‏ضمن انتقاد شديد از آيت الله منتظري نسبت به حكم نهضت آزادي و بازداشت‏ ‏سيامك پورزند و نحوه اعتراف گيري از وي آورده است :
‏ ‏"وي با اهانت و توهين آشكار به اكثريت قريب به اتفاق‏ ‏مردم متدين و انقلابي كشور به مهرانگيز كار گفت : ملت فقط‏ ‏يك عده بسيجي و سپاهي و گروههاي خاص كه با تبليغات‏ ‏وسيع و مكرر و رسانه ها به خيابانها كشيده مي‎شوند و‏ ‏شعارهاي تلقيني را تكرار مي‎كنند نيستند. همه اينها ظاهرا‏ ‏از يك دهم ملت نيز كمتر مي‎باشند و در دنياي پيچيده‏ ‏امروز مشي سياسي كشور در خيابانها مشخص نمي شود. وي‏ ‏در خصوص اصلاحات افزود: توسعه اقتصادي كشور مرهون‏ ‏ايجاد امنيت براي اقشار مردم و سرمايه است .(...) حسين‏ ‏علي منتظري در اين نامه به طور واضح و آشكار نيت باطني‏ ‏خود را آشكار ساخت و مرز ميان خود و ملت را با توهين و‏ ‏اهانت به آنها تعميق بخشيد."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : انتقاد آيت الله منتظري به سياسي كاري در امور قضايي و امنيتي است و‏ ‏نحوه بازداشت ها، بازجويي ها، اعتراف گيري و احكام صادره ; و اين به معني حمايت‏ ‏از افراد خاص و تفكرات آنان نيست . به عنوان مثال نگراني حضرت علي (ع ) از‏ ‏كشيدن خلخال از پاي يك دختر مسيحي توسط ياران معاويه به اين معني نيست كه‏ ‏خداي نكرده علي (ع ) مسيحي شده است !! بلكه از نحوه برخورد و پايمال شدن حقوق‏ ‏انساني او اظهار ناراحتي شديد مي‎كنند و مي‎فرمايند: اگر مسلماني از اين غصه دق كند‏ ‏و بميرد بر او سرزنشي نيست .
‏ ‏ب : حمايت آيت الله منتظري از سپاه و بسيج به گونه اي كه فرزندش محمد منتظري‏ ‏از مؤسسين اين نهاد بود و به ويژه در زمان جنگ و حمايت هاي معنوي و مادي از اين‏ ‏دو نهاد بر كسي پوشيده نيست ، آنچه مورد انتقاد آيت الله منتظري است استفاده از‏ ‏صداقت آنها و بهره برداري جناحي و سياسي از اين نهاد انقلابي است به گونه اي كه‏ ‏اين نهاد را تنها مختص گروه خاصي از ملت با تفكر خاص فرض كنيم ، حال آن كه‏ ‏سپاه و به ويژه بسيج در اوائل انقلاب جوشيده از متن ملت و در خدمت همه آنها بوده‏ ‏است .
‏ ‏ج : بولتن سازان نيروهاي بسيج و سپاه را قريب به اتفاق ملت مي‎دانند; اگر فرض‏ ‏كنيم آرزوي رهبر فقيد انقلاب اسلامي مبني بر ارتش 20 ميليوني هم محقق شده است‏ ‏به نسبت جمعيت 70 ميليوني ايران آنها قريب به اتفاق نخواهند بود.
‏ ‏
‏ ‏41 - مقاله جيمز ولسي رئيس سازمان سيا!
‏ ‏بولتن شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي
‏ ‏نيمه اول مهرماه 1381، ش 18، ص 24:
‏ ‏"جيمز ولسي رئيس سازمان سيا در روزنامه وال استريت‏ ‏ژورنال نوشت : روحانيان ايران بايد حكومت را رها كنند. وي‏ ‏در ادامه نوشت : روحانيون ايران توصيه هاي آيت الله‏ ‏منتظري ... را بشنوند و از كوشش براي پيوند دادن مسجد و‏ ‏حكومت دست بردارند."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : شگردهاي مختلف خبرسازي ، فضاسازي در دنياي بي پروايان سياسي بسيار‏ ‏است . يكي از شگردهاي اين بولتن سازان نقل اخبار از خارجي ها و خبرسازي و گاه‏ ‏نظرسازي است . آدرس هم مي‎دهند، اما چه كسي حال و حوصله دارد مثلا بداند‏ ‏"جيمز ولسي " كيست ؟ يا روزنامه "وال استريت ژورنال " چه نشريه اي است ؟ و اين كه‏ ‏اصلا چنين اظهارنظري در آنجا چاپ شده يا نه ؟ به ويژه اگر برخي كاربران و‏ ‏بهره برداران اين بولتن ها افرادي مشخص باشند كه گاه اطلاعاتي از امثال "ولسي " يا‏ ‏"وال استريت ژورنال " ندارند!
‏ ‏ب : يا "مستر ولسي " درست نفهميده كه چه گفته يا مترجم درست ترجمه نكرده يا‏ ‏بولتن نگاران وطني تحريف كرده اند يا بولتن نگاران سازمان سيا اطلاعات درست به‏ ‏"ولسي " نداده اند، چون اگر واقعا او از روحانيون ايران خواسته باشد حكومت را رها‏ ‏نمايند قطعا به دنبال آن توصيه نمي كند كه نظرات آيات منتظري و طاهري را بشنوند و‏ ‏از كوشش براي پيوند دادن حكومت و مسجد دست بردارند، چون كه اين دو فقيه هر‏ ‏دو از طرفداران نظريه ولايت فقيه - نه مطلقه آن - و دخالت روحانيون در حكومت‏ ‏هستند.
‏ ‏ج : جالب توجه اين كه : در بولتن ‏81/6/4‏، ش 10، معاونت سياسي تيپ 83 امام‏ ‏صادق (ع )، اظهارات فوق را به آقاي "جيمز ولفويي " بر خلاف بولتن شوراي هماهنگي‏ ‏كه به ولسي نسبت داده ، نسبت مي‎دهد كه به رهبران جمهوري اسلامي سفارش كرده‏ ‏بود: "توصيه آيت الله منتظري و آيت الله طاهري را بشنوند و...در ادامه آمده است :‏ ‏رئيس سازمان سيا تهديد كرده است كه روحانيون در صورت عمل نكردن به سفارش‏ ‏مذكور، همه چيز و از جمله جان خود را از دست خواهند داد."
‏ ‏بولتن تيپ اين اظهارات را در پي : "خط سازمان سيا در برخي از محافل افراطي‏ ‏قم " ارزيابي كرده است . ما در اين رابطه توضيحي نمي دهيم چون از فرط ساختگي‏ ‏نيازي به نقد ندارد، به ويژه اين جمله خنده دار كه اگر طرفدار آقايان منتظري و طاهري‏ ‏نشديد، خونتان گردن خودتان ! گفته باشم . (حتماآقاي "ولسي " يا "ولفويي " وقتي اين‏ ‏حرفها را زده است ژست تهديدآميزي گرفته تا اصحاب بولتن ايراني خوب به عمق‏ ‏تهديد وي پي برده و اين خبر را جدي فرض كنند!)
‏ ‏اما يك نكته جالب در پي اين خبر اين كه :
‏ ‏بولتن سازان تيپ 83 گويا اين خبر خيلي به دلشان چسبيده است براي همين‏ ‏مجددا آن را در ‏81/6/25‏ با تيتري ديگر با كمي تغيير در عبارات آورده اند كه :‏ ‏"تحليل رئيس پيشين سازمان سيا از اوضاع ايران ".
‏ ‏اما جالب تر اين كه باز هم اين خبر دلچسب ! بايد توسط تيپ 83 جاي ديگري هم‏ ‏نقل شود اما براي بار سوم آن هم اينجا هماهنگ با بولتن شوراي هماهنگ نيروهاي‏ ‏انقلاب اسلامي شماره 18، كه خبر را از زبان "جيمز ولسي " نقل كرده بود و نه "جيمز‏ ‏ولفويي ". در بولتن تيپ براي رعايت امانتداري كه اين خبر از كجا گرفته شده اين گونه‏ ‏درج شده است : (18.KH.B) كه يعني : "بولتن خبري شوراي هماهنگي نيروهاي‏ ‏انقلاب اسلامي ، شماره 18". اين خود نشان از آن دارد كه بولتن مذكور پس از يك ماه‏ ‏به دست تيپ 83 رسيده است .
‏ ‏
‏ ‏بولتن جامعه مدرسين ، ويژه اولين اجلاس منطقه اي جامعه مدرسين
‏ ‏حوزه علميه قم و علماي بلاد (استان خراسان )، تير ماه 1381
‏ ‏اين بولتن كه با هدف انعكاس مهم ترين محورهاي رسانه هاي بيگانه از ‏80/4/1‏‏ ‏الي ‏81/4/1‏ در 44 صفحه تهيه و تنظيم شده است به موارد زير از زبان رسانه‏ ‏خارجي با موضوع آيت الله منتظري پرداخته است :
‏ ‏
‏ ‏42 - رسانه هاي خارجي و آيت الله منتظري
‏ ‏1 - محافظه كاران از مرجعيت ديني و پيشينه مبارزات‏ ‏آقاي منتظري درهراسند.(بي بي سي )
‏ ‏2 - به رغم افزايش مقبوليت مردمي آقاي منتظري‏ ‏تلاشها براي رفع حصر وي بي نتيجه مانده است .(همان )
‏ ‏3 - اتهام رفت و آمد معاندين به منزل احمد منتظري‏ ‏صرفا بهانه اي براي افزايش فشارها عليه آقاي منتظري‏ ‏است . (راديو فرانسه )
‏ ‏4 - به دليل داشتن مقام مرجعيت احتمال محاكمه آقاي‏ ‏منتظري وجود ندارد. (الجزيره )
‏ ‏5 - متهم شدن آقاي منتظري از سوي رهبر انقلاب به‏ ‏خيانت موجب يورش به خانه وي در قم شد.(كلن )
‏ ‏6 - حصر خانگي آقاي منتظري مغاير با حاكميت قانون‏ ‏آزادي بيان است . (بي بي سي )
‏ ‏7 - محافظه كاران با توجه به ديدگاه آقاي منتظري ، رفع‏ ‏حصر وي را به منزله تضعيف موقعيت رهبر انقلاب‏ ‏مي‎دانند.(بي بي سي )
‏ ‏8 - آقاي منتظري با رفع حصر مرحله اي خود مخالف‏ ‏است .(پارس تي وي )
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : مستند بودن موارد فوق با توجه به موارد بي شمار جراحي و مثله شده در‏ ‏مورد اظهار نظرات آيت الله منتظري يا آنچه در مورد ايشان اظهار مي‎شود و ما‏ ‏دسترسي سهل الوصول به آنها داشتيم ، نشان از آن دارد كه اين شگرد درباره رسانه هاي‏ ‏خارجي هم طي يك برنامه با هدف خاص ادامه خواهد داشت و تحريف در آنها به‏ ‏طور ويژه تري وجود دارد.
‏ ‏ب : با اين حال برخي از موارد فوق الذكر واقعيت است و نمي توان آن را انكار كرد‏ ‏و به صرف اين كه رسانه هاي خارجي مطلبي واقعي را انعكاس مي‎دهند نمي توان به‏ ‏آنان و آيت الله منتظري خرده گرفت ; چون موارد: 1، 2، 3، 4، 6 و 8. البته برخي از‏ ‏موارد هم كذب است چون : 5. براي اين كه آقاي خامنه اي در سخنراني معروف خود‏ ‏اين اتهامات را مطرح كردند: ساده لوح معمم ، بيچاره و مفلوك ; و از اتهام خيانت‏ ‏استفاده نكرد، و سخنراني ايشان در جمع سپاهيان و بسيجيان درباره سخنراني‏ ‏آيت الله منتظري يك هفته پس از سخنراني و يورش به دفتر، بيت ، حسينيه و اشغال‏ ‏آن بود. و ايشان خواهان قطع حملات و تظاهرات شده بودند.
‏ ‏از ديگر موارد كذب شماره 7 است كه بي بي سي مدعي شده رفع حصر از آيت الله‏ ‏منتظري از ديدگاه محافظه كاران ، تضعيف موقعيت رهبري است . كذب بودن به اين‏ ‏دليل است كه آيت الله منتظري در سخنراني 13 رجب به رهبريت رهبري ايرادي‏ ‏نداشتند.
‏ ‏به نظر مي‎رسد رسانه انگليسي در حال ارسال "سيكنال " براي مهره هاي خود در‏ ‏ميان تندروهاي محافظه كار بوده است و حداقل اگر مهره اي هم در كار نباشد با اين‏ ‏نوع تحليل به دنبال ايجاد فضاي ترس براي محافظه كاران است تا مبادا به رفع حصر‏ ‏از آيت الله منتظري رضايت دهند; مطلبي كه در محافظه كاران عاقل تاثيرگذار نبود.
‏ ‏
‏ ‏43 - كتاب "پاسداشت حقيقت " در نقد خاطرات آيت الله منتظري
‏ ‏بولتن تيپ 83 امام صادق (ع )، ‏81/5/10‏، ش 84، ص 17:
‏ ‏"كتاب پاسداشت حقيقت رديه اي مشروح به خاطرات‏ ‏آيت الله منتظري با صدور مجوز از سوي مؤسسه تنظيم نشر‏ ‏آثار امام خميني امكان انتشار يافت . كتاب مزبور كه از سوي‏ ‏دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران تحقيق و تحرير شده‏ ‏است ، پاسخي مستدل و مستند به خاطرات منتشر شده آقاي‏ ‏منتظري در اينترنت است . اين كتاب سال گذشته به اتمام‏ ‏رسيده و براي اخذ مجوز به اداره كتاب وزارت ارشاد ارسال‏ ‏شد كه با مخالفت وزارت ارشاد مواجه شد و نتوانست مجوز‏ ‏انتشار را اخذ نمايد. اين امر در حالي است كه سي دي‏ ‏خاطرات آيت الله منتظري اجازه يافت كه در تيراژي وسيع‏ ‏به طور رايگان توسط باند مهدي هاشمي در نمايشگاه‏ ‏بين المللي كتاب تهران (ارديبهشت 1381) توزيع شود."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : علي رغم اين كه كتاب خاطرات آيت الله منتظري اجازه انتشار رسمي نيافت و‏ ‏رايزني ها هم به جايي نرسيد، نقد آن اجازه انتشار گرفته است ; آن هم از سوي يك‏ ‏مرجعي كه از نظر قانوني اجازه صدور مجوز چاپ كتاب ندارد! (به اين مي‎گويند‏ ‏عدالت در اطلاع رساني !)
‏ ‏ب : اما پخش سي دي خاطرات آيت الله منتظري ; پخش آن در نمايشگاه جعلي و‏ ‏دروغ است ، چون وقتي كتابي مجوز چاپ نيافت قطعا سي دي آن هم اجازه پخش‏ ‏ندارد.
‏ ‏
‏ ‏44 - ادعاي ارتباط پورزند با بيت آيت الله منتظري
‏ ‏بولتن تيپ 83 امام صادق (ع )، ‏81/4/6‏، ش 85، ص 13:
‏ ‏در اين بولتن تحت عنوان : حمايت منتظري از پورزند، ناراحتي از افشاي ارتباط‏ ‏ضدانقلاب با بيت آورده اند:
‏ ‏"مهرانگيز كار - همسر پورزند - چندي پيش در نامه اي به‏ ‏منتظري از مصاحبه مطبوعاتي پورزند و اعترافات وي اظهار‏ ‏نگراني كرده بود. در بخشي از اعترافات سيامك پورزند،‏ ‏وي از ارتباطات خود با بيت منتظري پرده برداشته است ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : تمامي اعترافات گرفته شده از سيامك پورزند از سيماي جمهوري اسلامي‏ ‏پخش شد و وي در ميان اعترافات خود مطالبي درباره ارتباط با بيت آيت الله منتظري‏ ‏اظهار نكرد و اين خبر به كلي توسط بولتن تيپ 83 ساخته شده است .
‏ ‏ب : مشروح علل مخالفت آيت الله منتظري با چگونگي بازداشت و اعتراف گيري‏ ‏از امثال سيامك پورزند در كتاب ديدگاههاي ايشان آمده است .
‏ ‏
‏ ‏45 - نامه جامعه معلمان ايران به آيت الله منتظري
‏ ‏بولتن تيپ 83 امام صادق (ع )، ‏81/8/14‏، ش 12، ص 34:
‏ ‏"اخيرا گروهي موسوم به جامعه معلمان ايران با ارسال‏ ‏نامه اي به آقاي منتظري ضمن تعريف از وي ، خواستار ارائه‏ ‏راه و روش مبارزاتي عليه نظام از نامبرده شده و با‏ ‏درخواست تعيين تكليف سؤال كرده اند كه چه بايد كرد.
‏ ‏آقاي منتظري در بخشي از پاسخ گفته است : "من‏ ‏متخصص و كارشناس فعاليت هاي سياسي و تاكتيك هاي‏ ‏مبارزاتي كه با هزينه هاي كمتر نتيجه بخش باشد نيستم تا‏ ‏بتوانم در اين قبيل مسائل سياسي نظر بدهم ." (... ) جالب اين‏ ‏است آقاي منتظري اين بار در پاسخ خود صريح تر از گذشته‏ ‏ضمن تجويز تلويحي مقابله با نظام اعلام مي‎كند كه متخصص‏ ‏ارائه راهكار و تاكتيك هاي مبارزاتي كم هزينه نتيجه بخش‏ ‏نيست ، و اين نكته قابل تأمل و توجهي براي كساني است كه‏ ‏ساده لوحانه اين گونه مي‎انديشند كه آقاي منتظري با نظام‏ ‏است ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : نامه فوق كه در تاريخ ‏1380/6/22‏ از سوي اعضاي جامعه معلمان ايران‏ ‏ارسال شده هيچ گونه تعريف و تمجيدي در آن مشاهده نشده ، مگر اين كه عنوان‏ ‏"حضور محترم " را تعريف و تمجيد محسوب نمائيم !
‏ ‏ب : بولتن سازان تيپ رزمي - تبليغي 83 هم سؤال را تحريف كرده اند و هم پاسخ‏ ‏را به طور ويژه ! پرسش اين است : چون تشريح مظالم رژيم در داخل و خارج كشور آن‏ ‏هم به نام مبارزه كوچكترين درد را دوا نمي كند، جنابعالي با تجربياتي كه در طول‏ ‏مبارزات خود آموخته ايد براي استقرار حاكميت اراده ملت بر كشور و محو مظالم و‏ ‏جنايات و فساد از جامعه ، چه طرح و برنامه عملي ارائه مي‎فرمائيد؟
‏ ‏در پاسخ كه ‏1380/6/30‏ با عنوان "راههاي عملي اصلاح وضع موجود" ارسال‏ ‏شده آمده است :
‏ ‏"به نظر مي‎رسد در شرايط فعلي اصلاح ساختار نظام و استقرار حاكميت مردم و‏ ‏احقاق حقوق آنان متوقف بر آگاه كردن مردم به حقوق خود، اطلاع رساني صحيح‏ ‏توسط رسانه هاي مستقل ، تشكل احزاب سياسي قوي ، انتخاب نمايندگان شجاع و‏ ‏آگاه ، تصويب قوانين راهگشا توسط مجلس و بالاخره پافشاري مردم بر استيفاء‏ ‏حقوق خود و استقامت در اين راه مي‎باشد."
‏ ‏اين كه چه برداشتي از عبارت فوق به دست مي‎آيد و آيا اين عبارات نيز براندازي‏ ‏"دفرم " يا اصلاح "رفرم " است ، قضاوت با صاحبان انديشه سياسي و انصاف است نه‏ ‏بولتن سازان ! كه به راحتي حكم مي‎دهند و ضدانقلاب مي‎سازند و اين اظهارات را‏ ‏مقابله و براندازي برمي شمارند.
‏ ‏نكته جالب توجه اين كه :
‏ ‏عين خبر فوق الذكر در بولتن جامعه مدرسين : ‏1381/8/30‏، ش 788، ص 35،‏ ‏به چاپ رسيده است بدون اين كه ذيل آن ذكر گردد. به نظر مي‎رسد يا منبع هر دو بولتن‏ ‏يكي باشد كه در بولتن تيپ با كد: (23.BR) آمده و يا منبع نقل بولتن جامعه مدرسين ،‏ ‏تيپ 83 امام صادق (ع ) باشد.
‏ ‏
‏ ‏46 - تهيه وصيت نامه توسط اطرافيان آيت الله منتظري !
‏ ‏بولتن جامعه مدرسين ، ‏81/11/3‏، ش 796، ص 26:
‏ ‏"سوء استفاده از بيماري آقاي منتظري ; شنيده شده‏ ‏برخي پزشكان معالج آقاي منتظري تأييد كرده اند كه ايشان‏ ‏به بيماري فراموشي مبتلا شده است و مسائل گذشته را به‏ ‏خاطر نمي آورد، اما به رغم تأييد تيم پزشكي معالج وي‏ ‏برخي از اطرافيان از تأييد اين مطلب به شدت پرهيز دارند.‏ ‏بر اساس يك خبر موثق تلاشهايي در هفته هاي اخير صورت‏ ‏گرفته و در شرايطي كه آقاي منتظري به گفته فرزند ارشدش‏ ‏از چند بيماري مهم رنج مي‎برد، برخي از نزديكان وي در‏ ‏حال تهيه وصيت نامه سياسي براي آقاي منتظري بوده و‏ ‏برخي مطالب را كه در حال حاضر طرح آن وجود ندارد‏ ‏مي‎خواهند در قالب نوشته و تصوير از زبان آقاي منتظري و‏ ‏براي دوران پس از وي آماده كنند. در اين زمينه اخباري‏ ‏وجود دارد كه پس از بررسي هاي بيشتر منتشر خواهد شد."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏طرح اين خبر كه آيت الله منتظري دچار بيماري فراموشي و آلزايمر شده است در‏ ‏حالي صورت مي‎گرفت كه فشار بسياري از سوي اقشار مختلف مردم اعم از حوزوي و‏ ‏دانشگاهي و حتي از سوي 110 نماينده مجلس صورت مي‎گرفت تا از ادامه حصر‏ ‏ايشان جلوگيري به عمل آيد. بولتن سازان به دنبال اين سناريو بودند كه ايشان را كه در‏ ‏آستانه آزادي است فردي فراموش كار معرفي كنند تا از اعتبار نظرات فقهي ، سياسي و‏ ‏اجتماعي ايشان پس از آزادي بكاهند. هدفي كه از همان صبحدم آزادي - 10 بهمن‏ ‏1381 - عقيم ماند.
‏ ‏ب : طرح شايعه فوت آيت الله منتظري يا اين كه در آستانه آن است ، براي محك‏ ‏زدن جامعه صورت مي‎گرفت . همچنين انتشار خبر تنظيم وصيت نامه از سوي‏ ‏اطرافيان آن هم از نوع سياسي آن ، تنها به دنبال اين سناريوي نخ نما صورت مي‎گرفت‏ ‏كه اختيار امور سياسي ايشان به دست اطرافيان است . اين تئوري از ساليان قبل تا به‏ ‏حال بارها تكرار شده به گونه اي كه سازندگان آن هم به همين باور خودساخته‏ ‏رسيده اند.
‏ ‏ج : در بولتن جامعه مدرسين آمده : "كه پس از بررسي هاي بيشتر مطالبي درباره اين‏ ‏وصيت نامه منتشر مي‎شود." به نظر مي‎رسد با توجه به اين كه در قالب جامعه مدرسين‏ ‏تيمي با قابليت بررسي صحت و سقم اين گونه اخبار وجود ندارد، اين خبر عينا از‏ ‏روي بولتن ديگري رونويسي و منتشر شده است ! و به هر حال اخبار تكميلي ادعا شده‏ ‏تابه حال منتشر نشده ، تا مشخص شود اصل خبر بولتن سازان ساختگي است .
‏ ‏
‏ ‏47 - سخناني عجيب پس از آزادي از حصر!
‏ ‏بولتن جامعه مدرسين ، ‏81/11/17‏، ش 798، ص 29-30:
‏ ‏"اهم سخنان آقاي منتظري در مورخه ‏81/11/12‏‏ ‏ساعت 10 صبح : دولتي ها فساق مؤمنين هستند كه خيابان‏ ‏مي‎كشند و كارهاي ديگر مي‎كنند، اگر فقيه قدرت نداشت‏ ‏عدول موئمنين هم قدرت نداشتند فساق مؤمنين بايد كار‏ ‏كنند."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏آيت الله منتظري در تاريخ ‏81/11/10‏ از حصر آزاد شد و دو روز پس از آزادي ،‏ ‏چه مناسبتي دارد كه چنين اظهاراتي از سوي ايشان مطرح گردد؟! اين خود دليل است‏ ‏كه خبر كاملا ساختگي است ، حداقل سازندگان اين گونه اخبار بايد خبري جعل‏ ‏نمايند كه خواننده بداند با موقعيت زماني مناسبت دارد. به ويژه اين كه اصل چنين‏ ‏اظهاراتي در تاريخ فوق الذكر از سوي آيت الله منتظري ايراد نشد و خلاف به عرض‏ ‏رسانيده اند تا ايشان را بيمار توصيف نمايند!
‏ ‏
‏ ‏48 - آمريكايي ها و رفع حصر از آيت الله منتظري !
‏ ‏بولتن شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي
‏ ‏نيمه دوم بهمن 1381، ش 27، ص 13:
‏ ‏"دشمنان انقلاب اسلامي و در رأس آن آمريكا از هر‏ ‏كسي كه با نظام جمهوري اسلامي مخالفت كنند حمايت‏ ‏مي‎كنند. با رفع حصر آيت الله منتظري آمريكايي ها تصور‏ ‏مي‎كنند وي در جهت خواست آنها در مقابل نظام خواهد‏ ‏ايستاد، و به همين دليل رسانه هاي آمريكايي از رفع حصر‏ ‏آيت الله منتظري استقبال مي‎كنند."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏بولتن سازان به دنبال ساختن يك صغري و كبراي خود ساختي هستند:
‏ ‏صغري : آمريكا از مخالفان نظام حمايت مي‎كند.
‏ ‏كبري : آيت الله منتظري مخالف نظام است .
‏ ‏نتيجه : پس آمريكايي ها از آيت الله منتظري حمايت مي‎كنند.
‏ ‏بولتن سازان مختلف و مخالف آيت الله منتظري از هنگامي كه حوادث 68 به اين‏ ‏طرف پديد آمد به دنبال اين سناريو هستند كه : "آيت الله منتظري ضد انقلاب است ."‏ ‏سناريويي كه بيشترين طرفدار را در ميان نيروهاي غيرانقلابي دارد كه به واسطه منافع‏ ‏حزبي و انحصاري خويش انتقادات آيت الله منتظري به خود را مخالف با نظام و‏ ‏انقلاب قلمداد و بر طبل اين سناريو مي‎كوبند. و انقلابي هاي پس از انقلاب ! براي دست‏ ‏و پا كردن هويت جديد چاره اي جز حذف نيروهاي اصيل با انگ ضديت با انقلاب را‏ ‏ندارند. در نظامهاي مبتني بر ساز و كارهاي دموكراسي خواهانه و مردمي و نه‏ ‏استبدادي ، انتقاد از عملكرد مسئولان در هر رده باشند ضديت با اصل آن نظام‏ ‏محسوب نمي شود.
‏ ‏
‏ ‏49 - بوسيدن پاي آيت الله منتظري توسط محمدرضا خاتمي !
‏ ‏بولتن جامعه مدرسين ، ‏81/12/8‏، ش 800، ص 15:
‏ ‏"سايت يه خبر در تاريخ ‏81/11/15‏، از ملاقات بي تابانه‏ ‏محمدرضا خاتمي با منتظري خبر مي‎دهد، در اين خبر كه با‏ ‏عنوان "محمدرضا خاتمي پاي منتظري را بوسيد" آمده است :‏ ‏در اين ملاقات محمدرضا خاتمي با منتظري ، وي آنقدر‏ ‏بي تاب شده بود كه به جاي دست پاي منتظري را بوسيد." در‏ ‏ادامه خبر تصريح شده است : محمدرضا خاتمي نائب رئيس‏ ‏مجلس در اين ملاقات با شتاب به سمت منتظري رفت و در‏ ‏مقابل او تعظيم كرد و به زانو افتاد. خاتمي آنقدر بي تاب شده‏ ‏بود كه پاي منتظري را بوسيد، و اين رفتار خاتمي موجب‏ ‏تعجب و خنده حاضرين شد."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : سايت "يه خبر" متعلق به آقاي لاريجاني بود، اين خبر با توجه به وجود‏ ‏تصاوير و فيلم ديدار آقاي سيد محمدرضا خاتمي (نايب رئيس وقت مجلس ) و‏ ‏به ويژه ممانعت شديد آيت الله منتظري از بوسيدن دست چه برسد به پا! كذب محض‏ ‏است . خبرسازان پس از آزادي آيت الله منتظري از حصر و عدم موفقيت تندروان‏ ‏محافظه كار از بايكوت ايشان و به ويژه كارساز نبودن تمام جوسازي ها و همچنين‏ ‏استقبال كم نظير از آزادي ايشان ، با ساختن اين خبرها به دنبال لوث كردن آزادي ايشان‏ ‏از حصر و ديدار مقامات كشوري و حوزوي با ايشان بر آمده اند.
‏ ‏ب : چاپ چنين خبر كذبي در بولتن جامعه مدرسين حوزه علميه قم قبيح به نظر‏ ‏مي‎رسد.
‏ ‏
‏ ‏50 - وزير اطلاعات خاتمي و دخالت نكردن آيت الله منتظري در سياست
‏ ‏همان بولتن ، ص 15:
‏ ‏"سايت بازتاب در خبري از وزير اطلاعات مي‎نويسد:‏ ‏يونسي وزير اطلاعات در جلسه خانه احزاب گفت : به كسي‏ ‏اجازه نمي دهيم منتظري را وارد فعاليت سياسي كند.‏ ‏صحبت هاي امام براي ما حجت است و اجازه نمي دهيم كسي‏ ‏منتظري را وارد فعاليت هاي سياسي كند. اين عمل جرم‏ ‏است و با شدت با آن برخورد مي‎كنيم . و از احزاب خواسته‏ ‏كه به ديدار آقاي منتظري نروند."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : با توجه به اين كه آقاي يونسي وزير اطلاعات دولتي بود كه با شعار "توسعه‏ ‏سياسي " بر سر كار آمد از چنين وزيري بسيار دور از انتظار است كه چنين نظراتي را‏ ‏بفرمايند; و دخالت در امور سياسي حق هر يك از شهروندان جامعه است و نمي توان‏ ‏چنين حقي را از كسي گرفت .
‏ ‏ب : ارزيابي وزيري كه امور امنيتي و اطلاعاتي يك كشور پهناور چون ايران را به‏ ‏دست گرفته كاملا قابل تأمل است ; مگر تا به حال احزاب سياسي آيت الله منتظري را‏ ‏وارد فعاليت هاي سياسي كرده بودند كه با حكم امنيتي و اطلاعاتي ايشان اين عمل‏ ‏"جرم " محسوب شده و ممنوع مي‎باشد!
‏ ‏ج : در خبر آمده وزير اطلاعات خواسته است احزاب به ديدار آقاي منتظري‏ ‏نروند. اگر اين دستور صحت داشته باشد نشان از بي تاءملي است . اگر قرار بر اين بود كه‏ ‏كسي به ديدار ايشان نرود پس آزادي ايشان از حصر چه معني دارد؟! اين كه يك وزير‏ ‏امنيتي در امور ديدارهاي يك مرجع تقليد دخالت كند، قابل تعجب است . البته آقاي‏ ‏يونسي هم خوب مي‎دانند كه با اين توصيه يا دستور ايشان ملاقاتهاي آيت الله منتظري‏ ‏با احزاب و گروههاي سياسي كاهش نمي يابد; البته اين مقام امنيتي شايد به دنبال‏ ‏ايجاد ترس از ملاقات با ايشان است !
‏ ‏د: درباره حجت بودن صحبت هاي امام براي آقاي وزير اطلاعات وقت ، حرف و‏ ‏حديث هاي بسياري داريم كه مجال واسع مي‎طلبد.
‏ ‏
‏ ‏51 - خبرسازي اينترنتي با هدف استهزاء
‏ ‏بولتن خبري و تحليلي شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي
‏ ‏نيمه اول اسفند 81، ش 28، ص 8:
‏ ‏"حسينعلي منتظري در مراسمي كه به مناسبت عيد قربان‏ ‏برگزار شد براي حاضرين سخنراني كرد. به گزارش سايت‏ ‏اينترنتي "يه خبر" وي گفت : روايت داريم كه مراسم حج مثل‏ ‏فيلم است ، يعني بايد همه اش پشت سر هم باشد، اگر قرباني‏ ‏كردن در ايران باشد فيلم به هم مي‎خورد. اين اظهارات‏ ‏منتظري موجب تعجب حاضرين شد."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏نقل چنين اخبار كذبي - همان گونه كه قبلا متذكر شديم - از سوي سايت "يه خبر"‏ ‏متعلق به آقاي لاريجاني با هدف استهزاء و سبك كردن ساخته و پرداخته مي‎شد،‏ ‏به ويژه پس از آن كه از ساختن اخبار جدي خود طرفي نبستند.
‏ ‏
‏ ‏52 - سفر زميني به مشهد مقدس در 18 تير!
‏ ‏بولتن جامعه مدرسين ، ‏82/4/19‏، ش 815:
‏ ‏"شنيده شده است آرمين ، تاج زاده ، محمدرضا خاتمي و‏ ‏ميردامادي كه با منتظري در قم ملاقات داشته اند قرار شده‏ ‏است در تيرماه وي را از راه زميني به مشهد برود و در مسير‏ ‏شهرها برنامه استقبال و سخنراني از او برگزار گردد.‏ ‏افراطيون تلاش دارند همزمان با 18 تير ماه كه برنامه اي‏ ‏براي درگيري احتمالي داشته باشند اين برنامه را اجرا‏ ‏كنند."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : سناريوي چيده شده اين كه : "آيت الله منتظري تحت تأثير ديگران است و‏ ‏آنها به ايشان خط مي‎دهند." چنين تئوري روزگاري با عنوان باند سيد مهدي هاشمي‏ ‏مطرح مي‎شد، حتي پس از سالها اين تحليل - كه بيشتر از سوي چپ ها به آن دامن زده‏ ‏شد - وجود داشت ، گو اين كه بايد پرده ديگري از اين نمايش را كنار زد. پس از سالها و‏ ‏پس از دوم خرداد و تأسيس حزب مشاركت ايران اسلامي ، به دليل مخالفت حزب‏ ‏مشاركت با محافظه كاران از يك سو و علاقه مندي برخي از آنان به آيت الله منتظري ،‏ ‏بايستي از منظر بولتن سازان نقش دروغين خط دهي را به آنها داد. حال آن كه رمز‏ ‏ماندگاري آيت الله منتظري بر مواضع خويش فراحزبي و فراجناحي بودن ايشان‏ ‏است .
‏ ‏ب : بولتن سازان جامعه مدرسين نبايد خلاف واقعي را ساخته منتشر نمايند كه به‏ ‏هيچ وجه امكان وقوعي و فرضي هم ندارد. آنها و ما خوب مي‎دانيم كه با وجود برخي‏ ‏محدوديت ها در قم براي آيت الله منتظري - از جمله ادامه اشغال حسينيه شهدا محل‏ ‏تدريس و ملاقاتهاي ايشان - قطعا در ديگر شهرها اين محدوديت ها به مراتب بيشتر‏ ‏است . هنگامي كه آقاي منتظري قائم مقام رهبري بودند و از نظر مزاج و سلامتي‏ ‏وضعيت مناسب تري نسبت به امروزه داشتند تن به چنين سفرها نمي دادند كه در‏ ‏شهرها و استان ها مردم به استقبال ايشان آمده و دنبال ماشين ايشان بدوند، چه رسد‏ ‏امروزه كه برخي محدوديت ها - علي رغم رفع حصر در سال 81 - ادامه دارد و سني هم‏ ‏از ايشان گذشته است ، پس بهتر نيست خبرسازان لااقل مواردي كه ممكن است‏ ‏به راحتي بر خبر آنها تابلوي كذب بخورد را بهتر ملاحظه نمايند؟!
‏ ‏ج : اما از دو ملاحظه قبل جالب تر كه يك "تلخند" در پي دارد اين كه بر اساس خبر‏ ‏بولتن جامعه مدرسين قرار بوده است با حركت فوق توسط آقايان حزب مشاركت در‏ ‏معيت آيت الله منتظري براي 18 تيرماه - سالگرد تهاجم به كوي دانشگاه تهران -‏ ‏درگيري احتمالي درست شود و اين برنامه اجرا گردد. بولتني هاي بي دقت توجه‏ ‏نداشته اند كه تاريخ بولتن آنها كه اين خبر را ذكر كرده ، 19 تيرماه يعني يك روز پس از‏ ‏آن روزي است كه قرار است اغتشاش شود. با توجه به اين كه فعل هاي به كار رفته‏ ‏چون : "گردد"، "داشته باشند" و "اجرا كنند" همگي فعل هاي مضارع و مربوط به آينده‏ ‏است ، چگونه احتمال دارد كه مثلا ما روز شنبه ‏80/3/1‏ بگوئيم حسن ‏80/2/31‏ به‏ ‏مدرسه مي‎رود؟! چنانچه بولتن در ‏82/4/19‏ گفته است در روز ‏82/4/18‏ قرار‏ ‏است چنين و چنان شود!!! البته آنقدر اين اخبار جسته و گريخته ساخته شده كه‏ ‏ويراستاري هم نمي شود، اين عبارت جامعه مدرسين است : "در تيرماه وي را از راه‏ ‏زميني به مشهد برود"!
‏ ‏
‏ ‏53 - گفتگوي وزير فرهنگ دولت مصدق با آيت الله منتظري
‏ ‏بولتن تيپ 83 امام صادق (ع )، ‏82/4/19‏، ش 6، ص 16:
‏ ‏"گفتگوي يكي از وابستگان رژيم طاغوت با يكي از عوامل‏ ‏بيت آقاي منتظري ; آقاي محمد درخشش (وزير فرهنگ‏ ‏دولت دكتر مصدق و ساكن آمريكا) اخيرا طي گفتگويي با‏ ‏يكي از عوامل بيت آقاي منتظري گفته است : سلام و ارادت‏ ‏ما را به آقاي منتظري ابلاغ كنيد، انشاءالله كه هميشه سلامت‏ ‏و در مبارزاتشان موفق باشند."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : چنين خبري با توجه به اين كه مشخص نيست كي و كجا و با چه كسي بوده ،‏ ‏كاملا بي اعتبار خواهد بود.
‏ ‏ب : هنگامي كه خواننده تيتر، اين خبر را هم در فهرست و هم در صفحه 16‏ ‏مشاهده مي‎كند به دنبال اين خيال است كه اين "وابسته رژيم طاغوت "، يك ارتشي ،‏ ‏يك مقام بلند پايه متعلق به دربار پهلوي يا يك ساواكي است . اما اين خيال باطل‏ ‏مي‎شود هنگامي كه متن خبر را مي‎خواند كه : "آقاي محمد درخشش وزير فرهنگ‏ ‏دولت مصدق و ساكن آمريكا"!! و تعجب مي‎كند كه تا به حال نمي دانستيم حكومت‏ ‏مردمي دكتر محمد مصدق - كه نفت ايران را ملي كرد و از همان پول نفت اصحاب‏ ‏بولتن ارتزاق مي‎كنند و او در راه آزادي زندان و تبعيد كشيد - توسط بولتن سازان تيپ‏ ‏رزمي و تبليغي طلاب كشور اين دولت "طاغوت " خوانده شود!
‏ ‏
‏ ‏54 - خروج اطلاعات هسته اي توسط باند مهدي هاشمي !
‏ ‏بولتن تيپ 83 امام صادق (ع )، ‏82/4/4‏، ش 5:
‏ ‏"خروج اطلاعات هسته اي ايران توسط يك عضو باند‏ ‏مهدي هاشمي ; گفته مي‎شود يكي از مسئولان دوم خردادي‏ ‏كه از بستگان منتظري و باند مهدي هاشمي مي‎باشد، در‏ ‏دوران مسئوليت خود اخبار و اسنادي از ميزان فعاليت هاي‏ ‏هسته اي ايران را به خارج كشور ارسال كرده است ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : مسئول دوم خردادي كه بولتن سازان از وي سخن به ميان آورده اند آقاي‏ ‏مهدي حري از سرداران سپاه پاسداران در زمان جنگ به ويژه در غرب كشور است كه‏ ‏با دريافت مأموريت از سپاه به وزارت كشور آمد، وي مدتي فرماندار مريوان بود و‏ ‏سپس نجف آباد و فرماندار كاشان شد، وي در زمان ساخته شدن خبر انتقال اخبار‏ ‏هسته اي هنوز فرماندار كاشان بود و پس از پايان مسئوليت در كاشان فرماندار‏ ‏اسلام شهر شد; و در حال حاضر هم در حال بازنشستگي است و با حفظ سمت ،‏ ‏خستگي انتقال اطلاعات هسته اي را در منزل "در" مي‎كند !!!
‏ ‏ب : با توجه به انتشار خبر دستگيري برخي از عوامل كه متهم به انتقال اخبار‏ ‏هسته اي هستند، كه در ميان آنها هيچ اسمي از نامبرده نيست ، مشخص شد كه بولتن‏ ‏سازان از اين سناريو هم ره توشه اي نگرفته اند.
‏ ‏نكته جالب توجه :
‏ ‏بولتن سازان تيپ 83 فراموش كرده اند كه اين خبر را نبايد در 11 ماه ديگر تكرار‏ ‏كنند. در تاريخ ‏83/3/6‏ با شماره مسلسل 120 در ص 38، همين خبر با تغييري ذكر‏ ‏شده است :
‏ ‏"جاسوسان هسته اي ايران دستگير شدند. منابع مطلع از‏ ‏بازداشت مظنون انتقال اطلاعات طبقه بندي شده تاسيسات‏ ‏هسته اي ايران به خارج از كشور خبر دادند...مشخص شد كه‏ ‏دو تن از كارشناسان فعال در پروژه هاي هسته اي متهم‏ ‏رديف اول جاسوسي هستند كه از سوي ماموران اطلاعاتي‏ ‏بازداشت شده و تحت بازجويي هستند. ملاحظه : نامبرده از‏ ‏فعالان حزب مشاركت و فرماندار قبلي نجف آباد بوده است‏ ‏كه ارتباط نزديكي با منتظري داشته است ."
‏ ‏در خبر ‏82/4/4‏ آقاي حري فقط يك فرماندار بود اما طي 11 ماه كارشناس‏ ‏هسته اي شده است ! جالب اينجاست كه حتي در زمان خبرسازي دومين ، آقاي حري‏ ‏فرماندار "اسلام شهر" در نزديك پايتخت بود!
‏ ‏
‏ ‏55 - دستگيري رئيس خبرگزاري ج .ا.ا. در قم
‏ ‏بولتن خبري شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي
‏ ‏نيمه دوم مرداد82، ش 39، ص 63:
‏ ‏"رئيس دفتر خبرگزاري جمهوري اسلامي در قم كه از‏ ‏بستگان نزديك شيخ حسينعلي منتظري نيز مي‎باشد به جرم‏ ‏ارتباط نامشروع با يك زن در حين ارتكاب جرم بازداشت‏ ‏شده است ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : روزي كه تئوري ساز: "هدف وسيله را توجيه مي‎كند." اين نظريه را در ديار‏ ‏كفر ساخت ، باورش نمي شد كه نظريه اش در ميان مردمي با ادعاي مسلماني آن هم از‏ ‏نوع ارزشي آن ، مقلداني پر و پا قرص داشته باشد. نبود بهانه هايي از اين دست در‏ ‏رابطه با مقلدان و علاقه مندان آيت الله منتظري دليل نمي شود كه نتوان با جوهره قلم آن‏ ‏را نساخت و به خورد كاربران بولتن ها نداد، چرا كه هدف مقدس است آن هم تخريب‏ ‏و تخريب و تخريب و ديگر هيچ !! دروغ مي‎گويم پس هستم !!
‏ ‏ب : پس از چاپ چنين خبري با اين خبرگزاري تماس حاصل شد كه ضمن‏ ‏تكذيب شديد گفته شد: "يكي از كارمندان اين دفتر كه از اهالي استانهاي كهكيلويه و‏ ‏بويراحمد است از اين دفتر به يكي از استانهاي مركزي منتقل شده و مشغول به كار‏ ‏است و علاوه بر تدين وي و عاري بودن از چنين اتهامات بي شرمانه اي به بيت‏ ‏آيت الله منتظري هيچ ارتباطي نداشت ."
‏ ‏
‏ ‏56 - امتناع از گرفتن شهريه آيت الله منتظري !
‏ ‏بولتن خبري و تحليلي شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي
‏ ‏نيمه اول مهر82، ش 42، ص 19:
‏ ‏"امتناع طلاب از دريافت شهريه منتظري ; همزمان با آغاز‏ ‏سال تحصيلي حوزه علميه قم بيت منتظري اقدام به توزيع‏ ‏شهريه در ميان طلاب كرده كه برخي از طلاب از دريافت آن‏ ‏خودداري كرده اند. تلاش بيت منتظري براي توزيع شهريه‏ ‏در مدرسه دارالشفاء بيشتر شده است . همچنين دفتر آقاي‏ ‏منتظري منزل مرحوم احمد آذري قمي كه در مقابل اين دفتر‏ ‏قرار داشت به مبلغ نود ميليون تومان خريداري كرده‏ ‏است ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : در تيتر خبر آمده است : "امتناع طلاب از دريافت شهريه " اما در متن : "برخي‏ ‏از طلاب از دريافت خودداري كردند."
‏ ‏ب : از ظواهر پيداست بولتن نويسان به توزيع شهريه از سوي دفتر آيت الله منتظري‏ ‏حساسيت خاصي دارند، چون با تمام آنچه كه گفتند و نوشتند و نتوانستند جنبه علمي‏ ‏و سياسي ايشان را مخدوش نمايند، بر اين اساس با برخي اخبار انحرافي و ساختگي‏ ‏در پي تضعيف جايگاه مرجعيت از جنبه ديگر هستند و آن هم اين كه : "برخي ها از‏ ‏ايشان شهريه نمي گيرند"!
‏ ‏ج : وانگهي در طول مرجعيت شيعه هيچ بيتي از مراجع از خودداري يا امتناع‏ ‏دريافت شهريه توسط برخي طلاب به خود غمي راه نداده اند. بد نيست اصحاب بولتن‏ ‏بدانند كه دوستان و همفكران آنها سر ماه از افراد اوليه هستند كه براي دريافت شهريه‏ ‏ايشان صف مي‎كشند.
‏ ‏د: اين خبر با كمي اختلاف در بولتن شماره 40 همين شوراي هماهنگي منعكس‏ ‏شده است و براي اين كه تكراري نباشد كمي عبارات پس و پيش شده است . امان از‏ ‏كساد خبري !!
‏ ‏
‏ ‏57 - ستاد استقبال از شيرين عبادي در قم !
‏ ‏بولتن جامعه مدرسين ، خبر روز، 28 مهر 82، ش 960، ص 4:
‏ ‏"خبر واصله ; در پي انتخاب شيرين عبادي به عنوان‏ ‏جايزه نوبل اخيرا شنيده شده است كه آقاي احمد قابل به‏ ‏ديدار آقاي منتظري رفته از ايشان خواسته است عبادي را به‏ ‏قم دعوت نمايد و ستاد استقبال از او تشكيل شود، كه ظاهرا‏ ‏آقاي منتظري ضمن انتقاد از بي حجابي عبادي در مصاحبه با‏ ‏رسانه هاي خارجي ، آن را رد نموده است ; و اين بار احمد‏ ‏قابل براي رسيدن اهداف خود دست به دامان احمد و سعيد‏ ‏منتظري شده است ، آنان نيز در مذاكراتي كه با پدر خود‏ ‏داشته اند با جواب منفي مواجه شده اند، جواب منتظري به‏ ‏فرزندانش اين بود كه بايد بر سر اين موضوع چند روزي‏ ‏فكر كرد."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : يكي از طرق شناخت صدق و كذب خبر در عالم رسانه ، چگونگي‏ ‏عبارت پردازي خبرساز است . اگر متني داراي تناقض در صدر و ذيل باشد، نمي تواند‏ ‏مطابق واقع باشد. در خبر فوق از مخالفت با دعوت از خانم عبادي سخن به ميان‏ ‏آمده ، در حالي كه در ذيل آن آمده است : "بايد درباره اين موضوع چند روزي فكر‏ ‏كرد."
‏ ‏ب : پس از درج اين خبر تكذيبيه اي از سوي دفتر آيت الله منتظري به جامعه‏ ‏مدرسين ارسال گرديد كه خبر در بولتن شماره 963 اين گونه تكذيب شد:
‏ ‏"تكذيب يك خبر; آقاي احمد منتظري از دفتر آقاي‏ ‏منتظري ضمن ارسال نمابري به اين مديريت ، خبر مندرج در‏ ‏خبر روز مورخ ‏82/7/28‏ به شماره 960 را در ارتباط با‏ ‏تشكيل ستاد استقبال از شيرين عبادي در قم و مخالفت‏ ‏آقاي منتظري با اين مسأله را كذب محض دانسته و خواستار‏ ‏درج اين تكذيبيه شدند."
‏ ‏
‏ ‏58 - گروگان گيري در سفارت آمريكا
‏ ‏بولتن جامعه مدرسين ، ‏82/7/3‏، ش 882، ص 27:
‏ ‏"آقاي منتظري در مصاحبه با نشريه ژاپني "يوميوري "‏ ‏گفته است : گروگان گيري در سفارت آمريكا در تهران در‏ ‏سال 58 كار غلطي بوده است . راديو دولتي انگليس ضمن‏ ‏استقبال از اين اظهارات افزود: وي بر همين اساس خواستار‏ ‏از سرگيري بدون درنگ روابط ايران با آمريكا شد.(...) وي‏ ‏در خطبه نماز اول 1358 در تهران گفت : "وقتي مي‎توانيم با‏ ‏آمريكا رابطه داشته باشيم كه دست از سر همه كشورهاي‏ ‏اسلامي بردارد و بگذارد مسلمانان خودشان سرنوشت‏ ‏خودشان را تعيين كنند". اكنون با اشغال افغانستان و عراق‏ ‏توسط آمريكا و حمايت آمريكا از رژيم صهيونيستي و‏ ‏فشاري كه آمريكا بر ملت هاي مظلوم فلسطين و.... براي‏ ‏تحميل اراده خود مي‎آورد، معلوم نيست آقاي منتظري براي‏ ‏اين سؤال كه چگونه برخلاف نظر خود اصرار بر برقراري‏ ‏رابطه بي درنگ با آمريكا مي‎نمايد، چه پاسخي دارد."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏در جواب اينكه چه پاسخي داريد مي‎گوييم :
‏ ‏الف : چون بولتن سازان به دلخواه عباراتي را از ايشان كه مطابق متن اصلي نيست‏ ‏نقل كرده اند و صدر و ذيل مطلب را حذف نموده اند و با اظهار نظرات پيشين ايشان‏ ‏مقايسه مي‎كنند، قطعا برايشان سؤال پيش خواهد آمد. در ذيل مطلب ذكر شده مبني بر‏ ‏مذاكره با آمريكا در مصاحبه آيت الله منتظري ، آمده است : "اگر آمريكا دست از‏ ‏زورگويي بردارد و نسبت به اسرائيل اين گونه برخورد نكند، مي‎توان اين ديواري را كه‏ ‏ايجاد شده و موقتي است و دائمي نيست خراب كرد." (ديدگاهها، ج 2، ص 162).
‏ ‏ب : مردان سياسي در امور سياسي با حفظ استراتژي ها گاه در تاكتيك ها به دنبال‏ ‏انعطاف هستند. دنياي سياست دنياي فرصت هاست ، آن كه از فرصت ها به خوبي بهره‏ ‏برد كمترين خسارت را در اين حوزه خواهد ديد. اگر روزگاري با توجه به جو و شرايط‏ ‏روزگار قطع رابطه با آمريكا ارزش محسوب مي‎شد، چنين ارزشي مثل توحيد و نبوت‏ ‏نيست كه قابل تغيير نباشد; بلكه يك تاكتيك است كه مي‎تواند روزگاري با قواعد‏ ‏آزمون و خطا به ضد ارزش مبدل گردد. در مسير سياسي آيت الله خميني (ره ) موارد‏ ‏بسياري از انعطاف در امور سياسي را مشاهده مي‎كنيم ، اين گونه انعطافها نه از باب‏ ‏انفعال بلكه نشان از درايت و دخيل دانستن عنصر زمان و مكان در عمل سياسي‏ ‏است . اگر آيت الله منتظري قطع رابطه با آمريكا را با توجه به جو و شرايط اوايل‏ ‏پيروزي انقلاب مفيد مي‎دانستند و ادامه آن را هم به ضرر مردم آمريكا هم مردم ايران‏ ‏مي‎دانند، قطعا نمي توان بر ايشان خرده گرفت كه : چرا ميان اظهارنظرات شما در سال‏ ‏58 و 85 تعارض وجود دارد؟ ايشان پيرامون بحث رابطه با آمريكا اعتقاد به رعايت‏ ‏نظر كارشناسان داشته و مي‎گويند:
‏ ‏"كارشناسان بايد با رعايت مصالح كشور و ملت نظر بدهند و بدون هر گونه شعار‏ ‏تو خالي و تهي با رعايت جوانب امر اقدام شود. رابطه با آمريكا خط قرمزي نيست كه‏ ‏نتوان از آن عبور كرد و تا ابد با آمريكا سر ميز مذاكره ننشست ." (ديدگاهها، ج 2، ص‏ ‏108).
‏ ‏
‏ ‏59 - طرح مجدد سياسي آيت الله منتظري
‏ ‏بولتن جامعه مدرسين ،‏82/8/8‏، ش 825، ص 25:
‏ ‏"اخبار و گزارشهاي واصله از تلاش عناصر پشت صحنه‏ ‏براي طرح مجدد آقاي منتظري و كشاندن وي به صحنه‏ ‏سياسي كشور و طرح ادعاهاي گذشته حكايت مي‎كند. بر اين‏ ‏اساس وي كه اخيرا(‏82/6/15‏) از منطقه خوش آب و هواي‏ ‏قم "خاوه " كه تابستان را در آنجا سپري كرده بود به قم‏ ‏بازگشته است فعاليت هاي مغرضانه اي را به بهانه تدريس‏ ‏آغاز كرده و در قالب مباحث درسي و يا مصاحبه با نشريات‏ ‏خارجي ، اغراض سياسي افراطيون سياسي را با نوعي‏ ‏مظلوم نمايي و با طرح مسائلي انحرافي مطرح و بر اتهامات‏ ‏واهي گذشته خود عليه نظام ، مسئولين و رهبري نظام تأكيد‏ ‏مي‎كند."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏ادبيات ذكر شده بالا چون : "فعاليت هاي مغرضانه "، "اتهامات واهي عليه نظام " و‏ ‏"طرح مسائل انحرافي " توهين هايي است كه بولتن جامعه مدرسين به ايشان روا داشته‏ ‏است . به نظر هم نمي رسد با توجه به روابط حسنه برخي از اعضاي اين جامعه با‏ ‏آيت الله منتظري ، بزرگان اين جامعه از برخي فعاليت هاي انجام شده با نام جامعه‏ ‏مدرسين اطلاع كافي داشته اند. گذشته از اين به نظر مي‎رسد عبارات فوق توسط بولتن‏ ‏سازان جامعه مدرسين عينا از بولتن هاي ديگري نقل شده است ، بدون آن كه توسط‏ ‏آنان تحقيقي بر صحت و سقم مطالب صورت گيرد.
‏ ‏
‏ ‏60 - دفاع از سخنراني 13 رجب
‏ ‏در ادامه همين بولتن مطالبي به نقل از ايشان ذكر شده كه پس از ذكر موارد به توضيحات‏ ‏توجه مي‎كنيم :
‏ ‏"آنچه در ذيل مي‎آيد نمونه هايي از فعاليت هاي هدفمند‏ ‏و دست هاي پنهان و آشكار بيت آقاي منتظري است . آقاي‏ ‏منتظري در تاريخ ‏82/6/20‏ به بهانه 13 رجب قبل از درس‏ ‏نهج البلاغه طي سخناني با تكرار موهومات 6 سال قبل خود،‏ ‏آن را دفاع از مرجعيت شيعه ، روحانيت و حوزه هاي علميه‏ ‏دانست . وي با تعرض نسبت به محاكمات قضايي ، بازداشت‏ ‏محكومين سياسي و مجرمين سياسي را موجب رنجش مردم‏ ‏از دين دانست ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏در ذيل جملات آيت الله منتظري علت رنجش مردم ذكر شده كه به عمد حذف شده‏ ‏است :
‏ ‏"چون (مردم ) خيال مي‎كنند دين همين است كه برخي آقايان انجام مي‎دهند و‏ ‏متأسفانه بعضي از آقايان كه اين كارها را انجام مي‎هند خودشان را مجسمه دين‏ ‏پنداشته و دين را فقط آنچه آنها مي‎فهمند مي‎دانند و انتظار دارند مردم هم كوركورانه از‏ ‏آنان پيروي كنند. در صورتي كه اين گونه نيست و خدا به مردم عقل داده و بسياري از‏ ‏آنان اهل تشخيص هستند." (ديدگاهها، ج 2، ص 152).
‏ ‏
‏ ‏61 - رابطه با آمريكا
‏ ‏در همان بولتن به نقل از ايشان درباره رابطه با آمريكا آمده است :
‏ ‏"غير از اسرائيل كه ما آن را كشور قانوني نمي دانيم ،‏ ‏قاعدتا با هر كشوري از جمله آمريكا كه يك كشور قانوني‏ ‏است و در دنيا به عنوان يك كشور مطرح است مي‎توانيم‏ ‏رابطه داشته باشيم (...) جدايي از آمريكا چيز موقتي بود."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏به جاي سه نقطه كه بولتن سازان گذاشته اند عبارتي كه مكمل است آگاهانه حذف‏ ‏شده است . عبارت حذف شده چنين است :
‏ ‏"لكن رابطه دو كشور مستقل و داشتن روابط سياسي ، فرهنگي و اقتصادي به نفع‏ ‏هر دو طرف خواهد بود." (همان ، ص 162).
‏ ‏
‏ ‏62 - حضور مذهب در حكومت
‏ ‏در همان بولتن آمده :
‏ ‏"آقاي منتظري در ديدار با روزنامه ال پائيس مهم ترين‏ ‏نشريه اسپانيا در پاسخ به سؤالي مبني بر اين كه آيا شما با‏ ‏حضور مذهب در حكومت اعتقاد داريد؟ چنين مي‎گويد: اگر‏ ‏اين حضور به ديكتاتوري بينجامد، صددرصد با آن مخالفم .‏ ‏وي كه به نظر مي‎رسد كاملا از نظام اسلامي و حكومت ديني‏ ‏بريده و آن را برنمي تابد، در ادامه با زير سؤال بردن نظام‏ ‏مدعي مي‎شود اگر اين حضور نتيجه اي چون آنچه ما در‏ ‏ايران درگير هستيم به دنبال داشته باشد، من شديدا مخالف‏ ‏ادغام مذهب در حكومت هستم ; و اگر اين همزيستي به‏ ‏معناي دخالت (حضرت آيت الله العظمي سيد)علي خامنه اي‏ ‏در كليه امور كشور و زندگي مردم باشد، من با صراحت‏ ‏مي‎گويم كه اصلا مخالف هر گونه حكومتي مذهبي هستم و‏ ‏خواهان جدايي دين از سياست مي‎باشم ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏مطالب ذكر شده براساس برداشت خاص بولتن سازان است و مطابق متن نيست ،‏ ‏پرسش و پاسخ اين است :
‏ ‏"سؤال : با توجه به فراز و فرودي كه حكومت ديني در ايران داشته است ، آيا شما با‏ ‏اين حال هنوز قائل هستيد سياست عين ديانت است ؟
‏ ‏جواب : دستورات اسلام منحصر در مسائل عبادي و اخلاقي نيست ، بلكه در‏ ‏مسائل اقتصادي و سياسي و حاكميت نيز اسلام دستور و برنامه دارد; ولي اين گونه كه‏ ‏آقايان از دين سوءاستفاده مي‎كنند مورد قبول من نيست . اين كه يك نفر همه كاره باشد‏ ‏و در حوزه هاي مختلف سياسي ، اقتصادي ، فرهنگي ، سياست خارجي و مانند آن‏ ‏بخواهد اظهارنظر كند و ديگران حق اظهارنظر نداشته باشند را قطعا نمي توان قبول‏ ‏كرد. هر حوزه اي متخصص خودش را دارد و بايد به متخصص آن فن مراجعه كرد، و‏ ‏فقيه هم از آن جهت كه فقيه و عالم است - به مناسبت حكم و موضوع - بايد به جنبه‏ ‏فقهي بپردازد و نظارت كند كه برخلاف موازين اسلام كاري انجام نشود. و اين كه‏ ‏نامش را ولايت مطلقه فقيه مي‎گذارند به اين معني كه يك نفر بدون چون و چرا حق‏ ‏دخالت در همه امور داشته باشد را من قبول ندارم ، و به بازنگري قانون اساسي هم كه‏ ‏ولايت مطلقه به آن اضافه شده بود رأي ندادم ." (همان ، ص 173).
‏ ‏
‏ ‏63 - حكومت آينده عراق
‏ ‏در همان بولتن از قول راديو فردا به نقل از آيت الله منتظري آمده :
‏ ‏"حكومت آينده اين كشور(عراق ) نبايد اسلامي و نه چون‏ ‏نظام حاكم بر تركيه ضد مذهبي باشد. در عراق دولتي‏ ‏تشكيل شود كه ضمن در نظر گرفتن فرهنگ اسلامي ، حقوق‏ ‏ديگر اقليت هاي مذهبي و قومي را نيز در نظر داشته باشند."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏سوگمندانه بايد گفت : عبارت فوق به تبعيت از راديو فرداي آمريكايي ! به دست‏ ‏بولتن سازان يك تشكيلات بزرگ روحاني به كلي تحريف شده است ; اصل عبارت‏ ‏چنين است :
‏ ‏"به واسطه همگوني در بسياري از مسائل دو كشور، آينده دو كشور از لحاظ سياسي‏ ‏و فرهنگي نمي تواند از هم جدا باشد و خواهي نخواهي بر يكديگر تأثير خواهند‏ ‏گذاشت . حاكميتي هم كه در عراق پا مي‎گيرد بايد بر طبق نظر اكثريت جامعه آنجا‏ ‏باشد و حكومت مردمي مطابق خواست آنها هرچه زودتر بايستي تشكيل شود; و‏ ‏چون مردم عراق مانند مردم ايران مسلمان هستند، چگونگي حكومت بر اساس‏ ‏موازين اسلامي شكل مي‎گيرد و حاكميت آن نمي تواند بدون در نظر گرفتن دين و‏ ‏مذهب باشد، و اقليت ها هم بايد آزادانه بتوانند از حقوق شهروندي برخوردار باشند;‏ ‏همان گونه كه امام علي (ع ) به مالك اشتر مي‎فرمايند: "واشعر قلبك الرحمة للرعية ،‏ ‏والمحبة لهم ... فانهم صنفان : اما أخ لك في الدين أو نظير لك في الخلق " يعني با‏ ‏رعيت با رحمت و محبت برخورد كن ، چون آنها يا برادر ديني تو هستند يا در خلقت‏ ‏با تو نظيرند و انسان هستند. و همچنين در قرآن حق كرامت براي تمام انسانها به‏ ‏رسميت شناخته شده است و مي‎فرمايد: (و لقد كرمنا بني آدم )." (همان ، ص 175).
‏ ‏
‏ ‏64 - يك فتواي ساختگي !
‏ ‏بولتن شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي
‏ ‏نيمه اول آذر 1382، ش 46، ص 14:
‏ ‏"شنيده شده است به دنبال دست دادن و روبوسي‏ ‏شيرين عبادي (...) از منتظري استفتاء شده است كه وي‏ ‏پاسخ داده است : شيرين عبادي عجوزه است . اشكال ندارد!‏ ‏جالب اين جاست كه خود منتظري شيرين عبادي را به دليل‏ ‏عدم رعايت حجاب نپذيرفته و حاضر به ديدار با او نشده‏ ‏است ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : اطلاع از فتاواي مراجع تقليد، يا از رساله معتبر يا استفتائات مورد تأييد يا‏ ‏دو شاهد عادل به دست مي‎آيد، مشخص نيست چنين خبر ساختگي از كجا نقل شده‏ ‏است ؟! سناريوي ديگر در پس تهاجم سياسي به آيت الله منتظري ، نشر موارد خلاف‏ ‏فقهي با هدف تخريب نزد متدينان صورت مي‎پذيرد.
‏ ‏ب : براساس بررسي ها هيچ درخواستي از سوي خانم شيرين عبادي براي ملاقات‏ ‏صورت نگرفته است .
‏ ‏
‏ ‏65 - دفاعي ديگر از 13 رجب
‏ ‏بولتن تيپ 83، ‏82/9/6‏، ش 15، ص 20-21:
‏ ‏"يكي از افراد در ايام 13 رجب از منتظري خواسته بود‏ ‏همزمان با 13رجب همانند 13رجب چند سال قبل مطالبي را‏ ‏مطرح كند، منتظري در پاسخ گفته بود: همان 13رجب براي‏ ‏هفت پشت من بس است ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏منبع چنين اظهاراتي از سوي اصحاب بولتن مشخص نيست ، گويا خلاف به‏ ‏عرض رسانيده اند. آيت الله منتظري در 13رجب مصادف با ‏82/6/19‏، طي بياناتي‏ ‏گفته اند:
‏ ‏"برادران و خواهران در خاطر دارند كه شش سال قبل در چنين روزي به مناسبت‏ ‏13 رجب براي دفاع از مرجعيت شيعه و روحانيت و حوزه هاي علميه و... مطالبي را‏ ‏كه به عقيده ام وظيفه شرعي بود بيان كردم ، و اين مطالب در آخر جلد دوم كتاب‏ ‏خاطرات اينجانب به ثبت رسيده است . و ناراحتي آقايان از خاطرات من همين است‏ ‏كه برخي مطالب حق و واقعيات در آن به ثبت رسيده است ، و آقايان مي‎خواهند‏ ‏كارهاي خلاف آنان به ثبت نرسد تا مردم فراموش كنند، و لذا مانع از چاپ آن‏ ‏مي‎شوند. متأسفانه در برابر تذكرات من جناياتي در اين منطقه مرتكب شدند: قرآن‏ ‏پاره كردند، كتابهاي علمي و ديني را پاره كردند، فحاشي كردند، كوبيدند، زدند و‏ ‏شكستند كه آثار جرمشان هنوز باقي است . حسينيه اي كه محل سوگواري حضرت‏ ‏سيدالشهداء(ع ) بود و درس فقه آل محمد(ع ) در آن گفته مي‎شد با همان وضع‏ ‏فلاكت باري كه بر آن وارد نمودند و در داخل آن چه كارهايي انجام دادند هنوز پس از‏ ‏شش سال آثارش باقي است . خود حسينيه شاهد است كه چه ها بر آن گذشت ، و اكنون‏ ‏هم درب آن بسته است . چنين برخوردهايي براي دين و روحانيت موجب ننگ است .‏ ‏بايد آقايان توجه داشته باشند هيچ وقت با زور و چماق نمي توان از دين خدا محافظت‏ ‏كرد. همين بازداشت هاي سياسي و محاكمات از اين دست و برخوردهاي تند كه انجام‏ ‏مي‎شود موجب رنجش مردم از دين خدا خواهد شد. چون خيال مي‎كنند دين همين‏ ‏است كه برخي آقايان انجام مي‎دهند، و متأسفانه بعضي آقايان كه اين كارها را انجام‏ ‏مي‎دهند خودشان را مجسمه دين پنداشته و دين را فقط آنچه آنها مي‎فهمند مي‎دانند و‏ ‏انتظار دارند مردم هم كوركورانه از آنان پيروي كنند. در صورتي كه اين گونه نيست و‏ ‏خدا به مردم عقل داده و بسياري از آنان اهل تشخيص هستند. نسبت به كارهاي‏ ‏خلافي كه انجام گرفت ، كساني كه تأييد كردند و آنهايي كه مي‎توانستند حرف بزنند و‏ ‏سكوت كردند همگي در روز قيامت بايد پاسخگو باشند. و اگر در اين دنيا بتوان‏ ‏حقايق را به گونه ديگري منعكس نمود اما در آخرت نمي توان از اين كارها كرد و شكر‏ ‏خدا كه ما به قيامت اعتقاد داريم . مولي اميرالمؤمنين (ع ) در وصيت آخرشان به امام‏ ‏حسن (ع ) و امام حسين (ع ) مي‎فرمايد: "كونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا" يعني‏ ‏دشمن ستمكار و ياور مظلوم باشيد.
‏ ‏از من سؤال مي‎شود كه چرا ديگر در مسائل اظهارنظر نمي كنيد، واقعيت امر اين‏ ‏است كه من مطالب بسياري را بارها گفته و تذكر داده ام به اين اميد كه گوش شنوايي‏ ‏باشد اما متأسفانه گوش شنوايي نيست . در اين صورت تكرار مكررات بي فايده به نظر‏ ‏مي‎رسد." (همان ، ص 151-153).
‏ ‏جالب آن كه بيش از دو ماه از چاپ اين خبر در بولتن تيپ 83 نگذشته بود كه اين‏ ‏خبر دست دوم در بولتن جامعه مدرسين در تاريخ ‏82/11/16‏ شماره 835 عينا به‏ ‏چاپ رسيده است ، به نظر مي‎رسد يك منبع واحد در پس اين خبرسازيها وجود دارد‏ ‏اما هماهنگي كمتري ميان آنها به چشم مي‎خورد!
‏ ‏
‏ ‏66 - جوسازي ناشيانه ديگر عليه فتواي دست دادن
‏ ‏بولتن جامعه مدرسين ،‏82/9/13‏:
‏ ‏"با زير سؤال رفتن شيرين عبادي و كساني كه در مراسم‏ ‏انجمن به اصطلاح انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه‏ ‏صنعتي امير كبير با وي دست دادند، تلاشهايي براي حلال‏ ‏جلوه دادن اين اقدام حرام به عمل آمد و آقاي منتظري در‏ ‏جواب سؤالاتي كه در اين زمينه شد حكم به حليت اين عمل‏ ‏حرام داد تا مشكل پديد آمده را حل نمايد."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏اين فتوا هيچ ارتباطي از نظر زماني ، مكاني موضوعي و مصداقي با حادثه پيش‏ ‏آمده در دانشگاه مذكور ندارد; چون كه :
‏ ‏در ارديبهشت ماه 1381 كه هنوز آيت الله منتظري در زندان خانگي به سر‏ ‏مي‎بردند، يكي از دانشجويان مقيم اروپا كه با يكي از سفارتخانه هاي ايران همكاري‏ ‏مي‎كند با خانم هاي ديپلماتي ديگر كشورها مراوده اداري دارد، اما در عرف ديپلماسي‏ ‏ما، از دست دادن با آنها خودداري مي‎كند; كه به عقيده وي توهين به كشور حتي به‏ ‏اسلام است ، و آنها براي ندادن دست مجبورند كارهاي عجيب و غريب انجام دهند،‏ ‏وي خواسته است در اين خصوص چاره اي انديشيده شود. آيت الله منتظري ضمن‏ ‏پاسخ ، با شرايط زير دست دادن را بي اشكال مي‎داند:
‏ ‏1- زن غير مسلمان براي خودش حرمتي قائل نباشد.
‏ ‏2- در دست دادن قصد لذت و فساد اخلاقي نباشد; وگرنه مطلقا حرام است .
‏ ‏3- حليت مصافحه در محيط و شرايطي است كه ضرورت عرفي در بين باشد.
‏ ‏4- اما اگر دست دادن از روي لباس يا با دستكش ممكن باشد، احتياط رعايت‏ ‏شود. (ديدگاهها، ج 1، ص 571).
‏ ‏بنابراين اين فتوا ارتباطي با ماجراي 17 ماه بعد ندارد، و آنچه در بولتن جامعه‏ ‏مدرسين به عنوان استفتاي ايشان چاپ شده است مطلب جديدتري در بر ندارد و‏ ‏ناظر به همان فتواي سابق است .
‏ ‏
‏ ‏67 - مقتدا صدر و گروه المهدي
‏ ‏بولتن شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي
‏ ‏نيمه دوم فروردين 1383، ش 55، ص 23:
‏ ‏"حسينعلي منتظري در گفتگو با مجله تايم چاپ آمريكا‏ ‏در خصوص تحولات عراق و گروه مقتدا صدر گفته است :‏ ‏اگرچه طرفداران مقتدا صدر نام سربازان مهدي را براي خود‏ ‏برگزيده اند ولي حضرت مهدي (عج ) هيچ گاه راضي نخواهد‏ ‏بود به نام ايشان تفرقه ، جدايي و جناح بازي پديد آمد[آيد].‏ ‏ملاحظه : آقاي منتظري توضيح نداده است كه آيا حضرت‏ ‏مهدي (عج ) راضي هستند سرزمين اسلامي و كشور اهل بيت‏ ‏در اشغال كفار باشد يا خير؟"
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : چون گذشته در اينجا هم صدر و ذيل حذف شده است . آيت الله منتظري‏ ‏اعتقاد دارد:
‏ ‏"قاعده اش اين است كه با هماهنگي با آيت الله سيستاني و ساير علماي اعلام و با‏ ‏اتحاد با مذاهب اهل سنت و كردها كه مسلمانند، دولتي با ثبات را تشكيل دهند;‏ ‏وگرنه ادامه چنين وضعيتي براي همگي خطرناك خواهد بود." (ديدگاهها، ج 2، ص‏ ‏298).
‏ ‏ب : در پاسخ سؤال بولتن سازان مبني بر اين كه آيا امام زمان راضي به اشغال عراق‏ ‏است يا نه ؟ مي‎گوييم : اصل سقوط صدام آن هم به دست نيروي خارجي مورد استقبال‏ ‏هم مردم ايران و هم عراق و بسياري از كشورهاي منطقه و جهان قرار گرفت ; اما اين كه‏ ‏آيا اشغال بايد ادامه يابد، اختلاف نظر وجود دارد. آيت الله منتظري معتقد است‏ ‏بايستي پس از روي كار آمدن دولت با ثبات ، نيروهاي خارجي اين كشور را ترك كنند;‏ ‏و حتي در برخي از اظهار نظرات سخن از ويتنامي ديگر براي آمريكايي ها به ميان‏ ‏آورده است . اما آيا روشهاي مقتدا صدر - كه مورد حمايت مقامات ايراني است - تا چه‏ ‏حدي توانسته است در ايجاد آرامش كارساز باشد؟ ما از اصحاب بولتن سؤال مي‎كنيم‏ ‏آيا امام زمان راضي است كه گنبد حضرت امير(ع ) مورد هدف قرار گيرد؟ كه منزل‏ ‏آيت الله سيستاني با تيربار مورد حمله واقع شود؟ كه در حرم علوي خون سيد‏ ‏عبدالمجيد خوئي فرزند آيت الله خوئي (ره ) ريخته شود؟ كه گروه گروه مردم عراق‏ ‏اعدام صحرايي شوند؟ كه در پاي چوبه دار صدام صلوات بر محمد و آلش بفرستيم تا‏ ‏تخم كينه و انتقام را در دل اهل سنت بكاريم و در سمت و سوي اميال "سيا" و‏ ‏"موساد" حركت كنيم ؟ و...
‏ ‏ج : بي شك اگر به تذكرات خيرخواهانه آيت الله منتظري توجه مي‎شد و‏ ‏حمايت هاي مادي و معنوي از مقتدا صدر صورت نمي گرفت و مورد استقبال مقامات‏ ‏عالي نظام واقع نمي شد، كار به جايي نمي رسيد كه او يكي از عوامل خشونت هاي‏ ‏فرقه اي در عراق باشد و مقامات دير تصميم گير ما در حال حاضر تصميم بگيرند كه از‏ ‏ورودش به ايران جلوگيري به عمل آورده ، از او بخواهند دست از تفرقه برداشته با‏ ‏مجلس اعلاي عراق و مرجعيت آيت الله سيستاني هماهنگ شده از اقدامات تندروانه‏ ‏دست بردارد و...(رك : روزنامه مردم سالاري و اعتماد ملي ‏85/10/30‏). و اينجا فقط‏ ‏مي‎توان گفت : "آنچه پير ما در خشت خام مي‎ديد ديگران در آئينه صاف هم‏ ‏نمي ديدند."
‏ ‏د: اما جالب توجه اين كه : در حالي اصحاب بولتن از مقتدا صدر دفاع مي‎كنند و بر‏ ‏آيت الله منتظري خرده مي‎گيرند كه خود به قاتل بودن وي اعتراف كرده بودند. در‏ ‏همين بولتن در نيمه ارديبهشت ماه 1382، ش 32، آمده است :
‏ ‏"گفته مي‎شود يك گروه افراطي در عراق كه توسط فرزند‏ ‏شهيد صدر هدايت مي‎شود سيد عبد المجيد خوئي را به قتل‏ ‏رسانده است . گروه صدر ثاني كه عقايدي همانند گروه‏ ‏فرقان در اوايل پيروزي انقلاب اسلامي ايران دارد براي قتل‏ ‏توليت آستان مقدس حرم حضرت علي (ع ) در نجف اشرف‏ ‏رفته بودند، خوئي در ميان آنها حاضر شده بود كه مانع قتل‏ ‏وي شود. در اين جريان دو گلوله تير از كلت خود شليك‏ ‏كرده است كه مهاجمان كه خوئي را عامل انگليس مي‎نامند به‏ ‏وي حمله ور شده و وي را به قتل مي‎رسانند. گروه صدر ثاني‏ ‏همچنين به آيت الله سيستاني 48 ساعت فرصت داده بودند‏ ‏كه شهر نجف را ترك كند. اما با حضور مقلدان آيت الله‏ ‏سيستاني در محل اقامت ايشان ، اين توطئه خنثي شد."
‏ ‏خدا وكيلي مقتدا صدر از حاميان ايراني اش چه خيري ديده است كه روزي به نعل‏ ‏و روزي به ميخ مي‎زنند!!
‏ ‏
‏ ‏68 - خط مشي سياسي الگوي كاري سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي
‏ ‏بولتن شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي
‏ ‏نيمه دوم ارديبهشت 1383، ش 57، ص 9:
‏ ‏"خط مشي سياسي منتظري الگوي كاري سازمان‏ ‏مجاهدين انقلاب اسلامي مي‎شود. گفته مي‎شود مصطفي‏ ‏تاج زاده عضو اين سازمان در جلسه اي با اعلام اين مطلب كه‏ ‏بايد خط مشي سازمان و گروههاي دوم خردادي همانند‏ ‏آيت الله منتظري ، انتقاد كردن و دوري از هر گونه منصب‏ ‏حكومتي باشد".
‏ ‏توضيح :
‏ ‏مجددا خداي بزرگ را شاكريم كه علي رغم همه تبليغات ساليان متمادي گذشته ،‏ ‏مشخص شد كه آيت الله منتظري نه تنها ساده لوح و تاثيرپذير نيست بلكه به ديگران‏ ‏هم خط مشي سياسي مي‎دهد.
‏ ‏
‏ ‏69 - مصاحبه با تلويزيون بي بي سي
‏ ‏بولتن شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي
‏ ‏نيمه دوم ارديبهشت 1383، همان ، ص 29:
‏ ‏"حسينعلي منتظري در گفتگو با تلويزيون بي بي سي‏ ‏تلويحا به حمايت از گروهك تروريستي منافقين و افراطيون‏ ‏مدعي اصلاح طلبي پرداخته است . وي گفته است در جريان‏ ‏انقلاب گروههاي زيادي نقش داشتند، مجاهدين خلق ،‏ ‏كمونيست ها، ليبرال ها و گروههاي ديگر; كه گروه اسلامي‏ ‏حاكم شد و آنها را كنار زد، به نظر من حذف آنها به طور كلي‏ ‏كار درستي نبود. قاعده اش اين بود كه آنها آزادانه در‏ ‏انتخابات كانديدا مي‎شدند و اگر مردم به آنها تمايل داشتند‏ ‏چه اشكالي داشت آنها هم چند نماينده در مجلس داشته‏ ‏باشند... وي در توجيه ادعاي به اصطلاح دلسوزانه خود‏ ‏نسبت به آدم كش هاي بين المللي خواستار حضور‏ ‏تروريست ها در حاكميت شده است . ملاحظه : منتظري در‏ ‏حالي از گروهك منافقين حمايت كرده كه اين گروهك‏ ‏خشن ترين اقدامات تروريستي را انجام داده اند و مردم را به گلوله‏ ‏مي‎بستند و در دوران جنگ در كنار نيروهاي صدام بودند و‏ ‏جاسوسي مي‎كردند."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : در اينجا نيز همان روش ضد اخلاقي حذف صدر و ذيل عبارات تكرار شده‏ ‏است ، اصل عبارت :
‏ ‏"سؤال : در جريان انقلاب گروههاي زيادي نقش داشتند، مجاهدين خلق ،‏ ‏كمونيست ها، ليبرال ها و گروههاي ديگر; كه گروه اسلامي حاكم شد و آنها را كنار زد.‏ ‏در اين مورد توضيح خاصي داريد بفرماييد؟
‏ ‏پاسخ : اين كه گروههاي زيادي در انقلاب نقش داشتند درست است ، ولي پس از‏ ‏پيروزي برخي از آنها انتظار داشتند حكومت صددرصد در اختيار آنها باشد و وقتي‏ ‏مأيوس شدند دست به اسلحه بردند. البته به نظر من حذف آنها به طور كلي كار درستي‏ ‏نبود، قاعده اش اين بود كه آنها آزادانه در انتخابات كانديدا مي‎شدند و اگر مردم به آنها‏ ‏تمايل داشتند چه اشكالي داشت آنها هم چند نماينده در مجلس داشته باشند. اگر‏ ‏مخالف خواني هم مي‎كردند ضرري به جايي نمي زد. بالاخره طرد كلي و حذف آنها‏ ‏نه تنها صحيح نبود بلكه باعث آن شد كه آنها جبهه گيري كنند.
‏ ‏من يادم هست مسعود رجوي در زندان در شب چهارم آبان نزد من آمد و مي‎گفت :‏ ‏شما به آيت الله خميني در پاريس بنويسيد كه ما يك گروه مسلمان و مسلح و مجهزيم‏ ‏شما كشور را در اختيار ما بگذاريد. با چنين انتظاري و از سوي ديگر طرد كلي آنها‏ ‏مشكلات زيادي را تحمل كرديم و هنوز هم ادامه دارد. كشور متعلق به همه مردم‏ ‏است ، و همه طبقات در سياست كشور حق اظهار نظر و انتخاب دارند، همان گونه كه‏ ‏اقليت هاي ديني نيز حق انتخاب نماينده دارند." (ديدگاهها، ج 2، ص 283).
‏ ‏در اينجا به خوبي عيان است كه بي پروايان بولتن ساز، قسمتي از سؤال را در پاسخ‏ ‏مخلوط كرده اند، تا به راحتي آنچه مي‎خواهند درباره ايشان به مخاطب القاء نمايند، و‏ ‏بي گناه آن خواننده اي كه بدون تحقيق مطالب بولتن هاي دروغ پرداز را خمير مايه‏ ‏مواضع خويش قرار مي‎دهند; ولي به نظر مي‎رسد آنها را نمي توان جاهل قاصر ناميد،‏ ‏چنين خوانندگاني را نمي توان بي گناه لقب داد.
‏ ‏ب : اعتقاد آيت الله منتظري بر اين كه مي‎بايست آنان را در حاكميت دخيل‏ ‏مي‎كرديم ، متعلق به زماني است كه آنها دستشان به خون بي گناهان آغشته نشده بود، از‏ ‏آن زمان تا كنون هيچ حمايتي از سوي ايشان درباره گروه رجوي صورت نگرفته است .‏ ‏اگر در جايي - چون نامه هاي ايشان به آيت الله خميني - مطالبي درباره رعايت حقوق‏ ‏انساني آنها ديده مي‎شود ارتباطي با كساني كه قاتل بوده اند و با رعايت ساز و كارهاي‏ ‏قانوني و شرعي جرمشان ثابت شده است ندارد. آنچه كه مورد اعتراض ايشان بود - و‏ ‏عامل اصلي خداحافظي با حاكميت - اعتراض به اعدام انبوه كساني بود كه دوره‏ ‏محكوميت خويش به اتهام ارتباط با گروه رجوي را طي مي‎كردند و خوني نريخته‏ ‏بودند. اينها كه يا 2800 يا 3800 نفر بودند پس از عمليات "فروغ جاويدان " يا‏ ‏"مرصاد" اعدام شدند، يعني ديگران كه از همفكران اعدام شدگان بودند در اسلام آباد‏ ‏غرب جنايت كردند اما سمپاتهاي آنان در زندان به جاي آنان مجازات شدند!!
‏ ‏
‏ ‏70 - رفتار امام علي (ع ) با مخالفان از زبان آيت الله منتظري
‏ ‏بولتن تيپ 83، ‏83/3/6‏، ش 2، ص 24:
‏ ‏"يك عضو خود ساخته موسوم به انجمن دفاع از آزادي‏ ‏مطبوعات گفت : ما براي تقويت انگيزه اعضاء اخيرا ديداري‏ ‏با آقاي منتظري ترتيب داديم كه متأسفانه ايشان همان‏ ‏حرفهاي محافظه كاران را مي‎زد. وي اظهار داشت : آقاي‏ ‏سيف زاده - وكيل مطبوعات زنجيره اي - در اين ديدار خيلي‏ ‏تلاش كرد تا حرف جديدي از آقاي منتظري به نفع روزنامه‏ ‏نگاران بكشد اما وي اصرار داشت كه برخورد با مخالفان در‏ ‏زمان علي (ع )، در دوران آقاي خميني و در تمام دنيا سابقه‏ ‏داشته و دارد."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏مطالب ذكر شده كاملا كذب و خلاف واقع است و علاوه بر تخريب چهره آيت الله‏ ‏منتظري ، به امام علي (ع ) هم جسارت شده است . آيت الله منتظري در اين باره چنين‏ ‏گفته اند:
‏ ‏"هنگامي كه امام علي (ع ) مي‎فرمايند: "فلا تكفوا عن مقالة بحق أو مشورة بعدل‏ ‏فاني لست في نفسي بفوق أن اخطي " ايشان با اين كه معصوم هستند مي‎فرمايند: "از‏ ‏گفتار حق و مشورت عادلانه دست برنداريد زيرا من در ذات خود بالاتر از خطاكردن‏ ‏نيستم ." هنگامي كه به سيره امام علي (ع ) نگاه كنيد خواهيد يافت كه آن حضرت‏ ‏چگونه آزادي بيان مخالفان را به رسميت مي‎شناخت ، چگونگي برخورد آن حضرت‏ ‏با خوارج نهروان تا زماني كه دست به شمشير نبرده بودند يكي از مصاديق آزاديهاي‏ ‏زمان حاكميت امام علي (ع ) است . همان گونه كه در تاريخ بيان شده خريت بن راشد كه‏ ‏يكي از سران خوارج بود گروهي را در مخالفت با حكومت علي (ع ) تشكيل داده بود،‏ ‏اطرافيان به حضرت فشار مي‎آوردند كه چرا آنها را دستگير نمي كنيد؟ حضرت‏ ‏فرمودند: "اذن ملأنا السجون منهم " در اين صورت زندانها پر خواهد شد;‏ ‏و عبدالله بن كواء در نماز جماعت اميرالمؤمنين (ع ) عليه آن حضرت شعار مي‎داد و‏ ‏هرگز مزاحم او نشدند. مع الاسف امروزه روشهاي اتخاذ شده در زنداني كردن نخبگان‏ ‏جامعه و محاكمات آنان به گونه اي است كه جامعه را فلج كرده و فاصله بين نخبگان و‏ ‏حاكميت را نيز عميق كرده است ، و اين كارها با اخلاق نبوي و سيره علوي سازگار‏ ‏نيست . اين گونه برخوردها بخصوص با صاحبان و دست اندركاران جرايد، گذشته از‏ ‏اين كه رشد جامعه را از نظر فرهنگي مختل خواهد نمود، چون به نام دين و اسلام و‏ ‏حفظ ارزشها صورت مي‎گيرد بازتاب ناخوشايندي در دنيا و مردم خودمان بخصوص‏ ‏نسل جوان خواهد داشت و موجب بدبيني آنان به اسلام و دين خواهد شد." (همان ،‏ ‏ص 96-97).
‏ ‏
‏ ‏71 - نامه آقاي محتشمي به امام خميني درباره نهضت آزادي
‏ ‏بولتن تيپ 83، ‏83/3/28‏، ش 2، ص 30:
‏ ‏"30 بهمن 66 محتشمي نامه اي به امام مي‎نويسد كه به‏ ‏مفهوم اين است كه اين تحركات ملي مذهبي ها براي نفوذ به‏ ‏داخل نظام در بخش هايي از مجموعه نظام مؤثر واقع شده‏ ‏است كه منجر به سؤال محتشمي مي‎شود. به نظر مي‎رسد كه‏ ‏فشارهايي از سوي منتظري باعث نامه نگاري به امام مي‎شود‏ ‏و الا نامه نوشتن به امام سابقه نداشت ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏قبل از هر قضاوتي نامه آقاي محتشمي وزير وقت كشور را در تاريخ ‏66/11/30‏‏ ‏ذكر مي‎كنيم :
‏ ‏"با توجه به اهميت و نقش سرنوشت ساز مجلس شوراي‏ ‏اسلامي ، نهضت آزادي در ماههاي اخير فعاليت گسترده اي را‏ ‏جهت به اجرا درآمدن قانون احزاب و آزادي سياسي آنان و نيز‏ ‏حركت تبليغاتي گسترده اي راجع به انتخابات و راه يافتن به‏ ‏مجلس را آغاز كرده است ."
‏ ‏وي پس از ذكر برخي از مواضع نهضت آزادي سؤال مي‎كند كه : "آيا نهضت آزادي‏ ‏صلاحيت دارد كه در انتخابات مجلس شوراي اسلامي شركت نموده و نماينده اي در‏ ‏مجلس داشته باشد؟" (صحيفه امام ، مؤسسه نشر آثار امام ، ج 20 ،ص 479 -480).
‏ ‏همان گونه كه از متن نامه آقاي محتشمي برمي آيد هيچ كار خارق العاده اي چون‏ ‏فشار از سوي آيت الله منتظري در اينجا صورت نگرفته است ، بلكه نهضت آزادي در‏ ‏اجراي اصل 26 قانون اساسي بر آن بوده است تا تحت عنوان يك حزب وارد صحنه‏ ‏انتخابات شود و پس از آن كه خود را در معرض رأي مردم قرار دادند اگر مردم به آنها‏ ‏اقبال كردند از نظر قانوني آنها وكيل مردم خواهند بود. نامه نوشتن به امام هم بر همين‏ ‏اساس صورت گرفت تا حكم شرعي پس زدن آنها از رقابت سياسي فراهم گردد آن هم‏ ‏با مايه گذاشتن از حكم امام !!
‏ ‏
‏ ‏72 - جوسازي عليه فتواي حجاب در حال ضرورت
‏ ‏بولتن شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي
‏ ‏نيمه دوم آذرماه 1383، ش 66، ص 63:
‏ ‏"پايگاه اينترنتي بي بي سي با درج تازه ترين فتواي‏ ‏آيت الله منتظري از قول وي نوشت : "مسلمانان اروپا در‏ ‏شرايط اضطراري مي‎توانند حجاب خود را كاهش دهند و يا‏ ‏تبديل كنند. آقاي منتظري در پاسخ بي بي سي درباره بحران‏ ‏حجاب در اروپا گفت : گرچه حجاب از دستورات اسلام است‏ ‏ولي رعايت شكل خاصي از آن ضروري دين نيست . وي‏ ‏معتقد است : اگر زن مسلماني با قوانين برداشتن حجاب با‏ ‏مخالفت روبرو نمي شود مهاجرت كند، ولي اگر انجام آن كار‏ ‏يا شغل براي او ضروري است بعيد نيست گفته شود كه به‏ ‏اندازه رفع ضرورت بتواند مقداري از حجاب خود را كه ملزم‏ ‏به برداشتن آن مي‎باشد بردارد."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏مطلب ذكر شده برداشت بولتن ساز از يك فتواست ، كه البته مغرضانه برداشت‏ ‏شده است . در نقل يك فتوا نمي توان مطالب را كم و زياد كرد; اما اصل پرسش و پاسخ‏ ‏چنين است :
‏ ‏"حضرت آيت الله منتظري با سلام
‏ ‏همان طور كه مستحضريد مسأله حجاب در اروپا به يك مشكل روزمره تبديل‏ ‏شده است . كشورها قوانيني مي‎گذارند كه داشتن حجاب را براي دانش آموزان يا زنان‏ ‏معلم ممنوع مي‎كند. من به عنوان يك مسلمان و يك ژورناليست مايل هستم فتواي‏ ‏حضرتعالي را در اين زمينه بدانم :
‏ ‏سؤال : آيا زن مسلمان مي‎تواند حجاب خود را در شرايط اضطراري بردارد؟ آيا‏ ‏بايد خانه نشين شود يا تحصيل و تدريس را مقدم بدارد؟
‏ ‏اين مسأله روز در جهان غرب براي مسلمين است . ممنون مي‎شوم كه نظر فتوايي‏ ‏شما را در اين زمينه دريافت كنم . طبيعتا اين فتوا را در بي بي سي منعكس خواهيم كرد‏ ‏تا ديگران هم تكليف خود يا دست كم نظر يك مرجع شيعه را بدانند.
‏ ‏پاسخ : اينجانب نيز متقابلا عيد سعيد فطر را به شما و همه مسلمين جهان تبريك‏ ‏مي‎گويم .
‏ ‏در اين كه اصل حجاب براي زن يكي از دستورات ضروري دين مبين اسلام است‏ ‏شكي نيست ، اگر چه شكل خاصي از آن ضروري دين نمي باشد. بنابراين اگر زن شغلي‏ ‏دارد يا مي‎خواهد كاري انجام دهد كه مراعات حجاب براي او ممكن نيست ، بايد از‏ ‏آن شغل يا كار صرف نظر كرده و كار ديگري را انتخاب كند كه بتواند حجاب شرعي را‏ ‏رعايت نمايد. و اگر اين امر نيز براي او مقدور نيست ، پس اگر ترك آن كار يا آن شغل‏ ‏او را به مشقت و عسر شديد و غيرقابل تحمل مي‎اندازد و انجام آن كار يا شغل براي او‏ ‏امري ضروري است ، در اين صورت بعيد نيست گفته شود به اندازه رفع ضرورت و‏ ‏عسر و حرج بتواند مقداري از حجاب خود را كه ملزم به برداشتن آن مي‎باشد بردارد،‏ ‏مشروط بر اين كه دست برداشتن از پوشش اسلامي در موارد مذكور باعث فراموشي و‏ ‏از بين رفتن حجاب كه شعار دين است نشود. اما اگر بتواند به گونه اي از مثل كلاه يا‏ ‏نهايتا كلاه گيس - هرچند زينت شمرده مي‎شود - و مانند آن براي پوشش استفاده كند‏ ‏بايد چنين نمايد.
‏ ‏ضمنا مسلمانان جهان بايد ضمن تشكيل محافل و گردهمايي ها و ساير طرقي كه‏ ‏در توان آنهاست از ارزشهاي اسلامي دفاع نموده و از دولت هايي كه خود را مدعيان‏ ‏رعايت حقوق بشر مي‎دانند بخواهند كه حقوق مسلمانان را محترم شمرده و رعايت‏ ‏نمايند. ان شاءالله موفق باشيد." (همان ، ص 376-377).
‏ ‏برخوردهاي اين چنيني با فتاواي مخالفان كاملا رنگ و بوي سياسي مي‎دهد،‏ ‏وگرنه با فتوايي مشابه و با وسعت نظر بيشتر نسبت به حجاب هيچ برخوردي صورت‏ ‏نمي گيرد، به اين فتوا كه از سوي يكي از موافقان صادر شده توجه مي‎كنيم :‏ ‏"حفظ حجاب به ميزاني لازم است كه افراد از تحصيل منع نشوند... نبايد طوري‏ ‏شود كه دختران و زنان مسلمان از تحصيل محروم و در آينده قشر عقب افتاده‏ ‏باشند." (آفتاب يزد ‏85/11/4‏)
‏ ‏
‏ ‏73 - ضدانقلاب هم همنوا با بولتن نويسان
‏ ‏بولتن تيپ 83، ‏83/10/24‏، ش 16، ص 46 - 47:
‏ ‏"اعتراض اپوزسيون به تناقض گويي منتظري ; فردي به‏ ‏نام دكتر حسين عبقري ساكن آتلانتاي آمريكا در مطلبي كه‏ ‏در برخي سايت هاي اينترنتي اپوزسيون منتشر شده است ، با‏ ‏انتقاد از اين كه طرفداران رفراندوم تغيير قانون اساسي براي‏ ‏تأييد اقدامات خود متوسل به استفتاء از روحانيوني نظير‏ ‏منتظري شده اند، نوشت ... چرا از آقاي منتظري به عنوان‏ ‏يك مقام مذهبي راهنمايي مي‎خواهيم . عبقري در ادامه‏ ‏مطلب خود با عنوان رفراندوم ملي و فتواي آيت الله منتظري‏ ‏زنگ خطر به آزاديخواهان ايران ، افزوده است : مهم تر از‏ ‏پرسش راهنمايي طلبان ، پاسخ آقاي منتظري است كه‏ ‏مي‎گويد: انتخاب حاكم و تعيين اختيارات و نظارت بر رفتار‏ ‏وي حق مردم است و يكي از راههاي انتخاب رفراندوم ملي و‏ ‏آزاد است . ملاحظه : گفتني است تاكنون چند موضع متناقض‏ ‏از آقاي منتظري در خصوص رفراندوم تغيير قانون اساسي‏ ‏منتشر شده است ."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏نكات جالبي در خبر و ملاحظه بولتن سازان وجود دارد:
‏ ‏1: در اينجا نه آدرس سايت آمده نه تاريخ آن .
‏ ‏2: بولتن سازان با اپوزسيون خارج از كشور همنوا شده اند - آنچه به واسطه آن بر‏ ‏مخالفان خود مي‎تازند - هم تيپ 83 و هم ضد انقلاب ، آيت الله منتظري را به‏ ‏تناقض گويي متهم مي‎كنند.
‏ ‏3: آيت الله منتظري در دو جا سخن از رفراندوم به ميان آورده است :
‏ ‏الف : "در جهان پيشرفته امروز نظر اكثريت جامعه از اجتماعات خياباني كه با‏ ‏تبليغات گوناگون تشكيل مي‎شود به دست نمي آيد، بلكه بايد از راه رفراندوم ملي و آزاد‏ ‏و يا آمارگيريهاي معمول در جهان و يا نتايج انتخابات آزاد استفاده نمود." (ديدگاهها،‏ ‏ج 1، ص 634).
‏ ‏ب : "در غيرمعصومين (ع ) ثبوت حاكميت براي فرد و بقا و شكل آن تابع انتخاب و‏ ‏آراي مردم است ، و انتخاب مردم يك زمان و قوانين مصوبه آنان براي نسل بعد اعتبار‏ ‏شرعي و قانوني ندارد. اينجانب بارها اين مطلب را در كتابها و نوشته هاي خويش بيان‏ ‏كرده ام و مرحوم آيت الله خميني پس از بازگشت به ايران در بهشت زهرا فرمودند:‏ ‏"پدران ما حق نداشتند سرنوشت ما را تعيين نمايند. تعيين سرنوشت هر نسلي در‏ ‏اختيار خود آن نسل است ; و رفراندوم آزاد و ملي يكي از طرق انتخاب است ، و‏ ‏تشخيص نظارت نهادهاي بين المللي نيز حق خود مردم است . البته از نظر كتاب و‏ ‏سنت در حاكم منتخب مردم شرايطي معتبر است كه مردم مسلمان و متعهد به اسلام‏ ‏طبعا آنها را رعايت خواهند كرد." (همان ، ج 2، ص 382 - 383).
‏ ‏پس تناقضي در اين ميان وجود ندارد; جالب تر اين كه هم ضد انقلاب و هم‏ ‏معاونت سياسي تيپ 83، مطالب آيت الله منتظري را تحريف و كم و زياد كرده اند!!!
‏ ‏
‏ ‏74 - تخصص فقيه
‏ ‏بولتن جامعه مدرسين ، ‏83/10/24‏، ش 868، ص 24:
‏ ‏"آقاي منتظري در روز مبعث پيامبراكرم (ص ) در‏ ‏مصاحبه اي با يك خبرنگار ايتاليايي مدعي شد: من در كل با‏ ‏دخالت فقها در سياست مخالفم و هر كس بايد در تخصص‏ ‏خود فعاليت كند، بنابراين فقيه نمي تواند متخصص در‏ ‏سياست و كارهاي دولتي باشد."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏عبارت فوق از جهاتي با متن اصلي همخواني ندارد، اصل عبارت چنين است :
‏ ‏"ولايت مطلقه در قانون اساسي نبود بلكه در بازنگري اضافه شد و من به آن رأي‏ ‏ندادم . اختياراتي هم كه در اصل 110 به او داده شده برخي بايد به رئيس قوه مجريه‏ ‏داده مي‎شد، و نسبت به آنچه به او داده شده نيز بايد پاسخگو باشد. حكومت فردي در‏ ‏دنياي امروز كه تمام امكانات تحت اختيار يك نفر گذاشته شود و از او بازخواست‏ ‏نكنيم مواجه با شكست است . فقيه در فقه تخصص دارد نه در همه امور داخلي و‏ ‏خارجي ." (همان ، ص 253 - 254).
‏ ‏
‏ ‏75 - پشت رساله حقوق بشر آيت الله منتظري
‏ ‏بولتن جامعه مدرسين ، ‏84/3/5‏، ش 881 ،ص 22:
‏ ‏"پشت رساله حقوق بشر آقاي منتظري چه كساني‏ ‏هستند؟ رساله اي درباره حقوق بشر توسط آيت الله منتظري‏ ‏با نام "رساله حقوق " انتشار يافته است . گفته مي‎شود اين‏ ‏رساله با توجه به درخواست حزب مشاركت و سازمان‏ ‏مجاهدين انقلاب براي تبليغات دكتر معين به تحرير‏ ‏درآمده است . برپايه اين گزارش سازمان مجاهدين و حزب‏ ‏مشاركت با تأكيد برداشتن پشتوانه آئيني تنها شخصي را كه‏ ‏مي‎توان هنجارشكني داشته باشد آقاي منتظري ارزيابي‏ ‏كرده و از وي خواسته اند به تنظيم اين رساله بكوشد."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : درباره تحليل ها و از اخبار خلاف واقع يك مجموعه روحاني كه آيت الله‏ ‏منتظري از اعضاي مؤسس آن بوده و بزرگاني در آن عضويت دارند، جز اظهار تأسف‏ ‏چه مي‎توان گفت . جامعه مدرسيني كه بسياري از بزرگان آن از شاگردان آيت الله‏ ‏منتظري بوده اند، چون : آقايان استادي ، انصاري شيرازي ، ثابتي ، خاتمي ، خلخالي ،‏ ‏رباني املشي ، شرعي ، عبداللهي ، محفوظي ، موسوي تبريزي ، مؤمن (علي )، نيري ، وافي‏ ‏و... .
‏ ‏آنچه كه به عنوان "رساله حقوق " امروزه از آيت الله منتظري منتشر شده است ،‏ ‏پديده اي تازه از سوي ايشان نيست ; بلكه در پايان رساله توضيح المسائل ايشان در‏ ‏چاپ 14 در سال 1375 در قسمت ملحقات آن درج شده است . سپس با توجه به ايده‏ ‏رعايت حقوق بشري ايشان - كه بر سر رعايت آن رهبري را رها كرد و از آن زمان‏ ‏تاكنون تاوان سختي را پس داد - اين مطالب مختصر در مجموعه اي مبسوطتر در‏ ‏اوائل سال 1383 منتشر شد. در اينجا درخواستي از كسي صورت نگرفت تا‏ ‏سناريست هاي بي تقواي بولتن ساز حتي نوشتن كتابي علمي را ناشي از خطدهي ديگران جلوه‏ ‏دهند.
‏ ‏ب : بولتن سازان جامعه مدرسين نوشتن كتابي با محتواي حقوق انسانها را،‏ ‏"هنجارشكني " توصيف كرده اند! گويا از ديدگاه آنان برداشت هاي حقوق بشري از‏ ‏كتاب و سنت يك ناهنجاري است و گويا اعتقاد برخي از اعضاي جامعه مدرسين‏ ‏مبني بر نبودن حقوقي براي بشر هنجار محسوب مي‎شود. اين مباحث جايگاه خاص‏ ‏خود را داراست و جاي آن در بولتن نيست . اما قطعا نظريه رعايت حقوق بشر، بر عدم‏ ‏رعايت آن ، به ويژه به استناد متون اصيل ديني تقدم دارد و اين نظريه از افتخارات‏ ‏مرجعيت شيعي است .
‏ ‏ج : ناچارا يك ماه بعد بولتن سازان در ‏84/4/2‏ در شماره 883 اين خبر را‏ ‏تكذيب كردند و از تكذيبيه مشخص شد كه اين تشكل مهم روحاني به راحتي گول‏ ‏بولتن شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب اسلامي ، ش 73 را خورده و بدون تحقيق و‏ ‏بررسي اقدام به چاپ آن در بولتن خويش كرده اند كه اين خود نشان از عدم استقلال‏ ‏بخش هايي از حوزه در بخش اطلاع رساني دارد! قابل توجه اين كه در دنياي رسانه و‏ ‏اطلاع رساني ، نقل خبري از منابع كذب ، ناقلان را تبرئه نمي كند.
‏ ‏
‏ ‏76 - علت سكوت درباره انتخابات
‏ ‏بولتن تيپ 83، ‏84/3/29‏، ش 3، ص 33:
‏ ‏"آيت الله منتظري علت سكوت خود در مورد انتخابات را‏ ‏اعلام كرد; وي در گفتگو با خبرگزاري رويتر گفته است كه به‏ ‏دليل تناقض در قانون اساسي قدرت در ايران بين چند نفر‏ ‏تقسيم شده است اما تمام مسئوليت ها بر دوش رئيس‏ ‏جمهور نهاده و به همين دليل است كه جوانان ايراني در‏ ‏انتخابات شركت نخواهند كرد. وي تأكيد كرد كه نمي شود به‏ ‏كسي مسئوليت داد اما قدرت نداد. وي در ادامه گفته است‏ ‏كه نقش رهبر در ايران بايد محدود به مسائل مذهبي و‏ ‏نظارت بر تطبيق قوانين با اسلام باشد."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : عدم آگاهي اصحاب بولتن تيپ رزمي - تبليغي 83، از وجود خبرگزاري‏ ‏"رويترز" و تشابه با "رويتر" باعث شده است گفتگو را با "رويتر" بدانند!
‏ ‏ب : با دقت در متن اصلي مشخص خواهد شد كه عبارت فوق چگونه تحريف و به‏ ‏دلخواه نقل شده است :
‏ ‏"من تا حال در موضوع انتخابات رياست جمهوري اين دوره اظهار نظر نكرده ام ، و‏ ‏علت آن و نيز علت سردي مردم اين است كه در قانون اساسي فعلي تضاد وجود دارد،‏ ‏از طرفي مسئوليت هاي زيادي بر عهده رئيس جمهور گذاشته شده و از طرف ديگر‏ ‏اهرمهاي قدرت در دست بالاترهاست و رئيس جمهور فاقد قدرت بر انجام‏ ‏مسئوليت هايش مي‎باشد. مسئوليت بايد با قدرت همراه باشد، نيروي نظامي و انتظامي‏ ‏و صدا و سيما بايد در اختيار رئيس جمهور باشد و در عوض او در برابر مردم پاسخگو‏ ‏باشد. بنابراين در شرايط فعلي انتخاب رئيس جمهور با اين همه توقعات مردم دردي‏ ‏از كشور دوا نمي كند. آدم عاقل كاري را كه بي نتيجه است انجام نمي دهد. شما ملاحظه‏ ‏كرديد آقاي خاتمي با داشتن 22 ميليون رأي مردم و اميدهاي زيادي كه همه به او‏ ‏داشتند بلكه بتواند خيلي از مشكلات را حل كند، در مقابل قدرت بالاترها نتوانست‏ ‏كاري انجام دهد، و حتي دو لايحه اصلاحيه اي كه به مجلس برد آخرش مجبور شد‏ ‏آنها را پس بگيرد. در چنين وضعيتي واقعا آيا رئيس جمهوري جز يك تداركاتچي‏ ‏براي مقامات بالا مي‎باشد؟! به نظر من علت سردي مردم همين است ." (همان ، ص‏ ‏415 - 417).
‏ ‏
‏ ‏77 - سفر مشكوك اكبر گنجي به قم
‏ ‏بولتن جامعه مدرسين ، ‏84/4/2‏، ش 883:
‏ ‏"سفر مشكوك گنجي به قم ; اكبر گنجي كه براي درمان‏ ‏بيماري از زندان آزاد شده است ، با مراجعه به منزل آقاي‏ ‏منتظري در قم با وي ديدار و گفتگو كرد. احمد منتظري در‏ ‏خصوص اين ديدار گفت : "اين ديدار يك ديدار دوستانه بود‏ ‏و حرف خاصي در آن مطرح نشده است ". معلوم نيست‏ ‏گنجي در سفر به قم چه هدفي را دنبال مي‎كند؟ افراد مسئول‏ ‏و سرشناس براي ديدار به قم سفر مي‎كنند و اين كه يك‏ ‏محكوم قضايي چنين ژست سياسي گرفته جاي تعجب‏ ‏است !."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : با در اختيار داشتن دنيايي از شنود توسط نيروهاي امنيتي "سفر مشكوك "‏ ‏واژه اي بي معني به نظر مي‎رسد و متعلق به سال 1300 قمري يا 1600 ميلادي است !‏ ‏جالب اينجاست اصحاب بولتن سفرهاي آقاي اكبر گنجي به كشورهاي خارجي چون‏ ‏آمريكا و كانادا را "سفر مشكوك " نناميده اما سفر به خانه چند مرجع تقليد كه در بيخ‏ ‏گوششان نيروهاي سپاه حضور دارند را با حساسيت زايدالوصفي براي خوانندگان‏ ‏خويش مشكوك قلمداد مي‎كنند!
‏ ‏ب : چون بولتن سازان اعتقاد دارند: "افراد مسئول و سرشناس براي ديدار به قم‏ ‏سفر مي‎كنند" پيشنهاد مي‎شود از اين پس درب بيوت مراجع يك دژبان گذاشته شود تا‏ ‏افرادي كه كارت شناسايي مبني بر "افراد مسئول " يا "سرشناس " دارند اجازه ديدار را‏ ‏داشته باشند، والا سفرش مشكوك گزارش شود! شايد هم بهتر باشد براي صرفه جويي‏ ‏در وقت و انرژيهاي فسيلي ، اين افراد غير سرشناس را از اول اتوبان قم - تهران‏ ‏برگردانيم ! البته اين پيشنهاد مشكوك چون باعث كسادي بازار خبرسازان بولتني‏ ‏مي‎شود، غيرمسئولانه است ! چون ما اصولا با بريدن نان ديگران مخالفيم !
‏ ‏
‏ ‏78 - ائتلاف ساختگي براي مقابله با آقاي مصباح يزدي !
‏ ‏بولتن جامعه مدرسين ، ‏85/2/21‏، ش 912، ص 29:
‏ ‏"ائتلاف بيوت آقايان منتظري و طاهري ; اخيرا با‏ ‏هماهنگي بيت آقاي منتظري و آيت الله طاهري اصفهاني يك‏ ‏انجمن فقهي با حضور گروهي از طلاب مجمع محققين و‏ ‏مدرسين حوزه علميه قم و اصفهان به مديريت آقاي عبدالله‏ ‏نوري به منظور پاسخگويي و مقابله با اظهارات و تفكرات‏ ‏آيت الله مصباح يزدي تشكيل شده است . انجمن مورد بحث‏ ‏در شهرستان قم و اصفهان فعاليت خود را آغاز نموده است .‏ ‏آقايان محسن كديور، محسن تبريزي ، يوسفي اشكوري ،‏ ‏احمد منتظري و... از اعضاي اصلي و مؤسس انجمن مزبور‏ ‏مي‎باشند كه با اعلام موضوع تشكيل انجمن فوق به نمايندگي‏ ‏خود در كليه استانها از آنها خواسته تا مسائل فقهي مربوط به‏ ‏خبرگان رهبري را كه توسط اين گروه آماده مي‎شود و‏ ‏عمدتا در پاسخ به اظهارات و تفكرات آيت الله مصباح يزدي‏ ‏مي‎باشد را به اطلاع دانشجويان ، طلاب و روحانيون‏ ‏حوزه هاي علميه استانهاي مربوطه و عموم مردم برسانند."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏الف : خبر فوق از خبرنامه سياسي مجلس شوراي اسلامي با كد 389 اخذ و در‏ ‏بولتن جامعه مدرسين درج شده است . اين تشكيلات روحاني حداقل مي‎تواند‏ ‏اخباري را كه درباره بزرگان حوزه منتشر مي‎كند، نه به خاطر حرمت آن بزرگان بلكه‏ ‏براي حفظ حرمت و اعتبار خود، پس از تحقيق نسبت به درج خبر اقدام كنند، به ويژه‏ ‏اين كه خبر بوي تفرقه افكني بدهد. البته بي خود هم نيست كه هر از چند گاهي "پرتو‏ ‏سخن " نشريه موئسسه تحت اشراف آقاي مصباح ، بر خود واجب دانسته كه اخبار و‏ ‏تحليل هاي توهين آميزي را درباره آيت الله منتظري منتشر كند، چون بالاخره اخبار‏ ‏تفرقه افكنانه بايد تأثير خود را بگذارد!
‏ ‏ب : آيت الله منتظري نيازي به تشكيل انجمني براي پاسخ گويي به عقايد ديگران‏ ‏ندارد; چون كه نظرات ايشان درباره حكومت اسلامي كه در پاره اي از موارد با نظرات‏ ‏آقاي مصباح مخالف است - چون نظريه نصب يا انتخاب - در كتب فقهي ايشان آمده ،‏ ‏درباره حقوق بشر هم اختلاف نظراتي وجود دارد كه نظرات هر دو در كتب منتشر شده‏ ‏در اين باره آمده است . البته اوج گيري طرح نظرات آقاي مصباح هنگامي بود كه ايشان‏ ‏توسط يكي از مقامات به "تئورسين انقلاب " توصيف شد، البته پيش از آن به واسطه‏ ‏حضور يكي از نزديكان ايشان در يكي از نهادهاي نظامي به تدريج تفكرات ايشان‏ ‏مطرح شد، كه اگر بر فرض توسط آيت الله منتظري هم چنين انجمني راه اندازي‏ ‏مي‎شد، در چنين نهادهايي به واسطه ممنوعيت انتشار نقد آقاي مصباح كاربردي‏ ‏نداشت . تازه اگر آقايان منتظري و طاهري قصد راه اندازي انجمن نقد آقاي مصباح را‏ ‏داشتند، چرا در زمان قدرت اصلاح طلبان كه مخالف نظرات آقاي مصباح بودند دست‏ ‏به چنين كاري نمي زدند و صبر كرده اند تا دولتي صددرصد مطابق ميل آقاي مصباح‏ ‏سر كار بيايد و تازه آقايان به فكر راه اندازي انجمن بيفتند!؟ به نظر مي‎رسد تفكرات‏ ‏جناب آقاي مصباح نيازي به نقد انجمني نداشته باشد، چون خود به خود نظرات‏ ‏ايشان با رفتارهاي برخي حاكمان و از آن مهم تر مردم - به ويژه انتخابات خبرگان آذر 85 - در‏ ‏بوته نقد عملي و جدي قرار گرفت .
‏ ‏ج : سرانجام اين خبر هم توسط مجمع محققين و مدرسين تكذيب شد و در تاريخ‏ ‏‏85/3/18‏ در بولتن شماره 916 جامعه مدرسين به چاپ رسيد!
‏ ‏د: اين خبر در روزنامه كيهان تحت ولايت برادر حسين شريعتمداري ، در تاريخ‏ ‏‏85/3/7‏، با اختلافاتي تحت عنوان "كتابخانه سياسي دوم " به چاپ رسيده است .
‏ ‏ه : جالب اين كه بولتن سازان تيپ 83، مستقر در معاونت سياسي اين تشكل نظامي‏ ‏حوزه ، ترجيح دادند در تاريخ ‏85/3/24‏ در شماره مسلسل 134 بولتن خود اين خبر‏ ‏را كمي خلاصه تر بيان كنند، به اين گونه :
‏ ‏"اخيرا با هماهنگي و هدايت بيوت آقايان منتظري و‏ ‏طاهري يك انجمن تحقيقي به رياست عبدالله نوري و‏ ‏عضويت جمعي از طلاب و محققين حوزه علميه اصفهان و قم‏ ‏به منظور مقابله با ديدگاههاي آيت الله مصباح تشكيل شده‏ ‏است . اعضاي اصلي اين تشكل احمد منتظري ، يوسفي‏ ‏اشكوري و محسن كديور هستند."
‏ ‏
‏ ‏79 - خط دهي سياسي از سوي نهضت آزادي !
‏ ‏بولتن جامعه مدرسين ، ‏85/2/21‏، ش 913، ص 24:
‏ ‏"چندي پيش ابراهيم يزدي سركرده گروهك به اصطلاح‏ ‏نهضت آزادي ، به محمد رضا حمسي سرپرست اين گروهك‏ ‏در كرج مأموريت داده است تا با آقاي منتظري ارتباط‏ ‏برقرار كرده و به وي خط سياسي نمايد. در اين مدت حمسي‏ ‏دائما به قم تردد داشته و در آن مجموعه با نيروهاي معاند‏ ‏نظام از جمله دراويش نيز ارتباط برقرار كرده است .‏ ‏همچنين چندي قبل دو تن از دراويش در منزل وي رؤيت‏ ‏شده اند."
‏ ‏توضيح :
‏ ‏خبر فوق باز هم به دنبال همان سناريوي كهنه و نخ نماي اثر پذيري آيت الله‏ ‏منتظري است ، فراموش نكرده ايم كه در بولتن هاي بررسي شده اخباري درج شده بود‏ ‏كه برخي از احزاب به نيروهايشان سفارش كرده اند از آيت الله منتظري خط مشي‏ ‏سياسي فرا گيرند. در اينجا باز هم اظهار تأسف مي‎كنيم از اين جهت كه بولتن فوق‏ ‏متعلق به تشكلي روحاني است كه بزرگاني از اساتيد اخلاق را در مجموعه خويش‏ ‏جاي داده است و حال آن كه گاه و بي گاه بر طبل بي اخلاقي سياسي مي‎كوبد. قطعا دامن‏ ‏بزرگان اين مجموعه از اين دروغ پردازي ها پاك خواهد بود، به ويژه اگر به وظيفه الهي‏ ‏امر به معروف و نهي از منكر عمل نمايند.
‏ ‏ما در اينجا توضيح بيشتر نمي دهيم ، تنها به دونامه و توضيح درباره اين خبر ساختگي‏ ‏توجه مي‎كنيم :
‏ ‏الف : نامه آقاي ابوالفضل بازرگان رئيس هيأت اجرايي نهضت آزادي ايران‏ ‏خطاب به آقاي مشكيني در تاريخ ‏1385/3/6‏ شماره 1969:
‏ ‏بسمه تعالي
‏ ‏حضرت آيت الله مشكيني ، دبير محترم جامعه مدرسين‏ ‏حوزه علميه قم
‏ ‏با سلام و آرزوي توفيق جلب رضاي حق و خدمت به‏ ‏خلق
‏ ‏در صفحه 24 شماره 913، مورخ ‏1385/2/21‏ خبرنامه‏ ‏آن جامعه ، مطلبي درج شده است مبني بر اين كه از سوي‏ ‏نهضت آزادي ايران به آقاي محمدرضا حمسي سرپرست‏ ‏واحد كرج مأموريت داده شده است كه با حضرت آيت الله‏ ‏العظمي منتظري ارتباط برقراركرده ، به ايشان خط سياسي‏ ‏نمايد. نيز ادعا شده است كه آقاي حمسي با نيروهاي معاند‏ ‏نظام در قم از جمله دراويش ارتباط برقرار كرده است . اين‏ ‏خبر به كلي نادرست است و بنابر دلائل زير تكذيب مي‎شود:
‏ ‏1- آقاي حمسي سرپرست واحد كرج نيست .
‏ ‏2- به ايشان مأموريتي براي ارتباط با حضرت آيت الله‏ ‏منتظري يا ديگر شخصيت ها يا گروه ها در قم داده نشده است .‏ ‏شأن فقيه عاليقدر نيز اجل از آن است كه از فرد يا گروهي خط‏ ‏پذيري كنند.
‏ ‏3- اعضايي از نهضت آزادي ايران در مسائل شرعي از‏ ‏حضرت آيت الله منتظري تقليد مي‎كنند و ممكن است كه در‏ ‏ارتباط با ايفاي وظايف شرعي شان به معظم له مراجعه كرده‏ ‏باشند. بديهي است كه هيچ منع قانوني يا شرعي براي اين گونه‏ ‏مراجعات وجود ندارد.(...)
‏ ‏بدين وسيله از جنابعالي درخواست مي‎شود كه بر طبق‏ ‏قانون مطبوعات و اخلاق اسلامي دستور فرماييد كه‏ ‏توضيحات بالا در اولين شماره آينده خبرنامه جامعه درج‏ ‏شود. ضمنا با توجه به مقام و منزلت حوزه علميه قم ، انتظار‏ ‏دارد كه در انتشار اين گونه اخبار دقت بيشتري مبذول گردد.
‏ ‏با تشكر و احترام - رئيس هيأت اجرايي : ابوالفضل‏ ‏بازرگان .
‏ ‏
‏ ‏ب : نامه آقاي محمدرضا حمسي خطاب به آقاي مشكيني در تاريخ‏ ‏‏1385/3/24‏:
‏ ‏به نام خدا
‏ ‏دبير محترم جامعه مدرسين حوزه علميه قم ، با سلام ;
‏ ‏در خبرنامه جامعه مدرسين به شماره 913 در تاريخ‏ ‏‏1385/2/21‏ مطالبي در مورد اينجانب درج شده كه لازم‏ ‏دانستم توضيحات زير را جهت تنوير اذهان به اطلاع برسانم :
‏ ‏1- اينجانب از سالهاي 1341 در سن 13 سالگي اين‏ ‏افتخار را داشته ام كه از مريدان حضرت آيت الله منتظري‏ ‏باشم . بخصوص از سال 1343 كه در زندان قزل قلعه هم بند‏ ‏معظم له و فرزند شهيدشان بودم ، ارادتم بيشتر گرديد. بدين‏ ‏جهت بارها از دور و نزديك خدمت ايشان رسيده ام و در هيچ‏ ‏يك از ملاقاتها، مأموريتي از جانب تشكل مورد نظر در‏ ‏خبرنامه نداشتم ; و كرامت و شخصيت معظم له اجل از آن‏ ‏است كه تحت تأثير فرد يا گروهي قرار گيرد.
‏ ‏2- فعاليت هاي اين جانب در كرج و ساير نقاط، اجتماعي‏ ‏و غير انتفاعي بوده و در غالب موارد فراتر از كادر تشكيلاتي‏ ‏جمعيت مورد نظر خبرنامه مي‎باشد، چه رسد به اين كه سر‏ ‏پرست اين گروه در كرج باشم (...).
‏ ‏بااحترام - محمد رضا حمسي.
‏ ‏
‏ ‏و سرانجام :
‏ ‏"ما آنچه شرط بلاغ بود گفتيم ،
‏ ‏اميدواريم پند گيرنده اي باشد و از اين پنجره رو به واقعيت بهره برد،
‏ ‏ادامه "كسوف " در جلد دوم اين نوشتار خواهد آمد.
‏ ‏ان شاءالله ".


‏ ‏‏