مديريت محترم خبرگزاري جمهوري اسلامي دامت توفيقاتهم
پس از سلام - پيرو نامه مورخ 80/4/26 اينجانب به آن خبرگزاري مبني بر ضبط
اموال موجود در طبقه پايين منزل اينجانب (از قبيل كمدها - دفاتر شهريه طلاب و
دفاتر وجوهات شرعيه و بيش از دو ميليون تومان پول نقد مربوط به آنها كه در يكي از
اتاقها نگهداري ميشد) و پلمب نمودن دربها و پنجره ها و حتي دريچه كولر، ساعت 2
بعدازظهر چهارشنبه 80/4/27 مجددا شخصي به نام سيدجعفر سبط احمدي با
حكم دادگاه ويژه روحانيت مبني بر مسدود نمودن كامل دربهاي طبقه پايين وارد منزل
شد. اينجانب اعتراض كردم كه طبقه پايين منزل فقط دفتر آيت الله العظمي منتظري
نيست بلكه اتاق پذيرايي است و اموال شخصي مانند لباس ، رختخواب ، يخچال ،
وسايل آشپزخانه و غيره در طبقه پايين است ، و از او خواستم از اين كار خودداري
كند. او گفت اگر تعهد كني كه هيچ كس را به عنوان مراجعه كننده دفتر به منزل راه ندهي
ما دربها را مسدود نمي كنيم . من گفتم شما ميتوانيد مأمور بگذاريد و افراد را راه ندهيد،
كه او قبول نكرد. سپس من گفتم شما به قول خودتان در اينجا افراد معاند رفت و آمد
ميكنند پس بايد همه جا را مسدود كنيد. ثانيا من براي نشان دادن حسن نيت تعهد
ميكنم حتي كساني را كه شما به عنوان معاند معرفي كنيد به منزل راه ندهم ، كه در اينجا
هيچ جوابي نداشت و به مقام بالاتر خود كه در كيوسك داخل كوچه مستقر بود مراجعه
كرد و پس از يك دقيقه برگشت و دستور جوشكاري و مسدود نمودن كامل دربها را
صادر كرد، و درب اتاقها به وسيله شبكه هاي آهني از قبل آماده شده جوشكاري شد.
لازم به ذكر است كه از زمان حصر غيرقانوني حضرت آيت الله العظمي منتظري
دامت بركاته و تصرف دفتر و حسينيه ايشان - با وجود تضييقاتي براي خانواده -
مقلدين و علاقه مندان معظم له به منزل اينجانب مراجعه مينمودند و به مسائل شرعي و
وجوهات آنان پاسخ گفته ميشد. پرداخت شهريه به طلاب و همچنين مساعدت به
نيازمندان در همين محل انجام ميشد. حال تعطيلي اين محل چه نفعي براي نظام
جمهوري اسلامي خواهد داشت نمي دانم .
طي اين دو روز گذشته اقشار مختلف مردم مراجعه ميكنند و چون وضع را
اين گونه دلخراش ميبينند با تأسف و تأثر شديد برمي گردند.
به راستي با يك مرجع تقليد شيعه در هيچ زماني و در حال حاضر هم در هيچ
كشوري چنين برخورد ناشايستي نشده و نمي شود. اينها همه در مورد شخصيتي است
كه از پايه گذاران اين نظام بوده است و همواره با انتقادات سازنده خود دوست واقعي
نظام و انقلاب بوده است . گناه عمده ايشان نزد آقايان اين است كه هيچ گاه بر عيب ها و
اشكالات سرپوش نگذاشته بلكه با تبيين آنها قصد بهبود اوضاع را داشته و در بيان
شفاف نظرات خود و انجام وظيفه الهي امربه معروف و نهي ازمنكر پيوسته مصالح
اسلام و مسلمين را در نظر داشته است . خداوند همه را هدايت فرمايد. ان شاءالله .
1380/4/29 - احمد منتظري
رونوشت : ساير خبرگزاري ها
4 - خط دهي آيت الله منتظري به نهضت آزادي !
بولتن جامعه مدرسين ، 31 / 4 0/ 8، ش 710، ص 15- 16:
"براساس اعترافات تعدادي از متهمان دستگير شده
اخير، اكثر فعاليت هاي مسئولين نهضت آزادي با اشاره و
هماهنگي مستقيم آقاي منتظري صورت ميگرفته است ; به
نحوي كه يكي از متهمان اظهار داشته است كه رابطه ما با
ايشان رابطه يك مرجع تقليد يا يك رهبر بود، ايشان براي
ما مشخص ميكرد كه در كجا چه اقدامي انجام دهيم . در
همين راستا قابل ذكراست بر اساس گزارشات واصله مقادير
زيادي كمك مالي بالغ بر صدها ميليون تومان در قالب هاي
مختلف توسط آقاي منتظري به اين گروه صورت گرفته
است . البته كمك هاي ارائه شده اختصاص به اين گروه
نداشته است ."
توضيح :
الف : خداي را سپاس بيكران ، از آغاز تا انجام خلقت ، كه تا به حال هرچه
ميگفتند و ما مجبور به شنيدن بوديم ، اين كه "آقاي منتظري ساده لوح است ، و دفتر و
بيتش را لانه ليبرالها كرده و آنها به او سرمشق ميدهند و...!" اما با گذشت چندين سال
معلوم شد جمله : "دروغگو فراموشكار است " باز هم راست از كار در آمد و به
قربانيانش اضافه كرد! سالها بر طبل ساده لوحي كوبيدن و تحت تأثير ليبرالها بودن
كجا و اين جملات كجا: "اكثر فعاليت هاي مسئولين نهضت آزادي با اشاره آقاي
منتظري صورت ميگرفته است ." يا "ايشان مشخص ميكرد كي و كجا چه كنيم ."
ب : در بدو امر اين خبر ساختگي را كه مدرك و سندي در پي ندارد را با يك
"تلخند" بدرقه كرديم ، ولي با اين حال اگر مراد اصحاب بولتن جامعه مدرسين ، از
اعطاي صدها ميليون تومان كمك مالي به نهضت آزادي ، كمك به آنها به عنوان حزب
است - علاوه بر كذب بودن اين مطلب -، بايد گفت آقاي دكتر يزدي دبير كل اين تشكل
از امام خميني اجازه اخذ وجوهات شرعيه را دارد. (صحيفه امام ، ج 1، ص 512).
علاوه بر اين كه ميتواند در مواردي كه مصلحت ميداند مصرف نمايد. اين اجازه حتي
پس از انقلاب تا درگذشت امام ادامه داشت ; قطعا بر اساس اجازه كلي امام به آقاي
يزدي ، او اجازه دارد حتي مبالغي را صرف حزبش نمايد. اما اگر مراد از كمك مالي
آيت الله منتظري ، كمك مالي به خانواده هاي اين بازداشت شدگان است ، تصديق شده
و عملي انساني است كه از ساليان قبل از انقلاب تا به حال ادامه داشته و دارد. بي شك
خانواده زندانيان سياسي از خانواده قاتلان ، قاچاقچيان و سارقان اگر بهتر نباشند بدتر
نيستند; و همان گونه كه نهادهاي دولتي چون كميته امداد يا انجمن حمايت از خانواده
زندانيان به غير سياسيون كمك مالي و معنوي ميكنند، به طريق اولي ميتوان به آنها كه
بر اساس عقيده خود در بند شده اند كمك كرد. تازه مبلغ ادعاشده در بولتن (صدها
ميليون تومان ) را خشت مال ميفهمد چقدر است !!
5 - انتشار خاطرات آيت الله منتظري
بولتن جامعه مدرسين ، همان ، ص 16:
"انتشار خاطرات آقاي منتظري در سطح وسيع در جهان
و برخي اطلاعيه هاي اخير نامبرده لطمات جدي به وضعيت
انقلاب اسلامي ، شخص امام خميني زده ; اگر چه تعداد كثيري
از شخصيت هاي حوزوي و غير حوزوي در مورد صحت نقل
مطالبي كه از سوي آقاي منتظري به آنها نسبت داده شده
بود اعلام موضع نموده و برخي با صراحت اظهار داشتند
انتسابات نامبرده به آنها كذب ميباشد."
توضيح :
الف : اگر مهم ترين دليل اساسي انتشار خاطرات آيت الله منتظري را دفاع از خود و
از آن مهم تر ذكر تاريخ بدون سانسور بدانيم ، نمي توان از اين ناحيه به ايشان خرده
گرفت . در اين باره به يك پرسش و پاسخ توجه ميكنيم :
"سؤال : جنابعالي به دفعات يكي از اهداف مكاتبه با حضرت امام خميني (ره ) و
يكي از انگيزه هاي اصلي جلوگيري از اشتباهات حاكميت را حفظ حيثيت معظم له و
ممانعت از مخدوش شدن چهره ملكوتي استاد عظيم الشأن خودتان ذكر ميكرديد; آيا
انتشار بعضي مطالب در كتاب "خاطرات " كه مربوط به اقدامات امام خميني است و به
نظر شما اشتباه ميباشد، از اهداف اوليه و انگيزه هاي اصلي حضرتعالي فاصله ندارد؟
جواب : آري حفظ حرمت معظم له - چون هم استاد من بودند و هم رهبر انقلاب و
هم ذاتا مرد پاك و مخلصي بودند - براي من اهميت داشته و دارد، اما آنچه من در
خاطرات گفته ام به دليل رعايت اصل مهم تري چون بيان حقايق و دفع شبهات بود.
احترام بزرگان به جاي خود محفوظ ولي آشكارشدن حقايق مهم تر است . با همه اينها
اشاره به دو نكته را در اينجا لازم ميدانم :
1 - حفظ حيثيت و حرمت ايشان به معناي معصوم دانستن و مطلق انگاشتن
ايشان نيست ، ايشان و همه ما خود را پيرو پيامبراكرم (ص ) و حضرت امير(ع )
ميدانيم . پيامبر(ص ) در مسائل اجتماعي و سياسي به اصحاب خويش ميفرمودند:
"اشيروا علي ". شما توجه داريد كه كلمه "علي " براي استعلاء و اشراف است ، پس مفاد
كلام ايشان اين است كه بر من و كارهاي من اشراف داشته باشيد و مرا راهنمايي كنيد.
از حضرت امير(ع ) در خطبه 216 نهج البلاغه كلامي نقل شده كه ترجمه آن چنين
است : "آن گونه كه با زمامداران ستمگر سخن ميگوييد با من سخن نگوييد، آن گونه كه
نزد حكام تندرو و بدزبان خود را جمع و جور ميكنيد با من عمل نكنيد، با تصنع و
حالت ساختگي با من رفتار منماييد; و گمان نكنيد نسبت به حقي كه به من گفته
ميشود سنگين و ناراحت ميشوم يا در پي بزرگ ساختن خويش ميباشم ; زيرا كسي
كه شنيدن حق يا عرضه عدالت بر او سنگين باشد، عمل به آنها براي او مشكل تر
است . پس از گفتن حق يا مشورت عدالت آميز خودداري نكنيد، زيرا من - به عنوان
يك انسان - خود را بالاتر و ايمن از خطا نمي پندارم مگر اين كه خدا مرا كفايت
فرمايد."
هنگامي كه آن بزرگواران - با اين كه از نظر ما معصوم ميباشند - مردم را به انتقاد و
نصيحت دعوت ميكنند، چگونه جمعي آيت الله خميني را غير قابل انتقاد ميدانند و
هر سخن انتقادي و خيرخواهي را با تهمت و اهانت پاسخ ميدهند؟! آيا معظم له
راضي بودند كه عده اي به نام هواداري ، ايشان را غيرقابل نقد و در عداد معصومين
معرفي نمايند؟ آيا چنين معرفي از امام خميني - به ويژه پس از رحلت ايشان - تعظيم و
تمجيد از ايشان است و يا ضربه زدن به معظم له و استفاده ابزاري از نام ايشان ؟
2 - اگر كارهاي خلافي به نام اسلام يا معظم له انجام شده و موجب بدبيني و سستي
پايه هاي اعتقادي اقشار زيادي - به ويژه نسل جوان و غيرمعاصر با انقلاب و امام -
گشت ، آيا نقد اين خلافكاري ها و كوشش در تبرئه دامن پاك اسلام و ايشان از آنها
موجب مخدوش شدن چهره ايشان است ؟!" (ديدگاهها، ج 1، ص 401 - 402).
ب : بولتن سازان خوب بود حداقل يكي از افرادي كه مطالب انتسابي به خود در
خاطرات را تكذيب كرده اند با اسم و رسم همراه با ذكر موردي كه تكذيب شده ذكر
ميكردند. البته برخي در مقام نقادي بر آمده اند چون آقايان بادام چيان ، سليمي نمين و
سيد حميد روحاني ، كه آنها هم قدرت تكذيب ندارند چون مطلبي در خاطرات درباره
آنها نيست تا موارد انتسابي را تكذيب كنند و هم اين كه وزنه تاريخي آنان قابل مقايسه
با وزنه سياسي و تاريخي آيت الله منتظري نيست .
ج : فرض كنيم افرادي باشند كه مطالب مندرج در خاطرات را در مواردي تكذيب
كرده اند، اما مگر اسناد مندرج در خاطرات كه حدود 800 صفحه را به خود
اختصاص داده است ميتوان انكار كرد به ويژه دست خطهاي امام خميني را؟!!
6 - قتل هاي زنجيره اي
بولتن جامعه مدرسين ، 80/6/15، ش 720:
در اين شماره از بولتن جامعه مدرسين ، طي 49 صفحه به عملكرد آيت الله
منتظري پس از پايان زندان خانگي ميپردازد، در اينجا به برخي از مطالب طرح شده
آن بولتن ميپردازيم :
"آقاي منتظري در اين پيام [به مناسبت قتل هاي فجيع
پائيز 77] ضمن تعريف و تمجيد از داريوش فروهر و
همسرش ، كشته شدن وي را شهادت مظلومانه !!! دانسته و از
خداوند طلب محشور شدن وي را با اولياءالله خواستار
شدند."
توضيح :
در پيام آيت الله منتظري "خبر ناگوار قتل فجيع و مظلومانه " آمده و عبارت
"شهادت مظلومانه " وجود ندارد و توسط بولتن نويسان اضافه شده است . (ديدگاهها،
ج 1، ص 67).
7 - رسيدن به اهداف اصيل انقلاب
"آقاي منتظري در پاسخ به سؤالي مبني بر اين كه آيا پس
از گذشت دو دهه از انقلاب اسلامي به اهداف خود رسيده
است ؟ ابراز ميدارد: اصل انقلاب اسلامي اقدامي غير قابل
انكار، ولي مردم كه با هماهنگي همه طبقات يكپارچه انقلاب
كردند به همه خواسته هاي خود دست نيافتند، و لذا برخي
بي تفاوت شده و كنار رفتند. ظاهرا آقاي منتظري
راهپيمايي ها و حمايت هايي كه مردم در طول انقلاب به
مناسبت هاي مختلف صورت ميپذيرد را همكاري و روي
صحنه بودن مردم نمي دانند."
توضيح :
الف : مطالب فوق به دلخواه و مثله شده انتخاب شده است ، اصل عبارت چنين
است :
"اصل انقلاب اسلامي اقدامي است اصيل ، عظيم ، باشكوه و غير قابل انكار; ولي
متأسفانه در رسيدن به اهداف موعود به طور كامل موفق نبوده ، و مردمي هم كه با
هماهنگي همه طبقات و يكپارچه انقلاب كردند به همه خواسته هاي خود دست
نيافتند، و لذا برخي بي تفاوت شده و كنار رفتند." (ديدگاهها، ج 1، ص 77).
ب : ايراد بولتن به اظهارات آيت الله منتظري خالي از اشكال نيست ، چون ايشان
تظاهرات خياباني را به عنوان حمايت همه جانبه از عملكردها محسوب نكرده است .
وجود آراي خاموش و معني دار در بسياري از انتخابات نشان از پيام خاص مردم در
اين زمينه دارد.
8 - چرا انقلاب كرديم ؟
"همچنين آيت الله منتظري يكي از دلايل انقلاب و قيام
مردم عليه رژيم طاغوت را وجود گروههاي فشار، خشونت و
ارعاب ميداند و تلويحا بيان ميدارند كه در ايران هم اين
گروهها وجود دارند."
توضيح :
الف : جملات فوق مطابق با متن نيست و تحريف شده است . عبارت اصلي چنين
است :
"مردم ما در آغاز انقلاب در شعارهاي خود ميگفتند: "استقلال ، آزادي ، جمهوري
اسلامي "، در زمان شاه نفت ما به قيمت خوب فروخته ميشد و پول ما نيز در جهان
ارزش داشت ، ولي چيزي كه مردم را رنج ميداد و آنان را به سوي انقلاب سوق ميداد
استبداد شاهانه و اختناق ، قانون شكني ، فشار ساواك ، سلب آزاديها و غارتگريها و
فساد اجتماعي بود; مردم در برابر اين خصلت ها براي كسب آزادي ، عدالت
اجتماعي ، رفع تبعيضات و تشكيل جمهوري اسلامي يعني حكومتي مردمي توأم با
موازين اسلامي قيام كردند; در نظر مردم استبداد استبداد است ، خواه از ناحيه شاه
باشد خواه از ناحيه روحانيت . مردمي كه شعارشان "جمهوري اسلامي " بود معلوم بود
حاكميت اسلام را پذيرفته اند و مقصودشان از آزادي ، آزادي بيان و اظهارنظر در
مسائل سياسي و اجتماعي در چهارچوب مقررات آميخته به محبت و عاطفه اسلامي
ميباشد، نه آزادي جنسي و اشاعه فحشا; و بالاخره مردم ميديدند رسانه هاي گروهي
بخصوص راديو و تلويزيون در انحصار گروهي خاص ميباشد و اختناق در جامعه
حكم فرماست ، لذا براي نجات از اين وضعيت به انقلاب روي آوردند." (ديدگاهها، ج
1، ص 79).
ب : آيت الله منتظري وجود گروههاي فشار را يكي از علل انقلاب نمي داند بلكه از
مظاهر بي قانوني و علل شكست رژيم دانسته است :
"يكي از مظاهر بي قانوني در رژيم گذشته كه در شكست رژيم نقش بسزايي داشت
ايجاد گروههاي فشار و جو خشونت و ارعاب بود." (همان ، ص 80).
ج : اين كه در حال حاضر هم اين گروهها هستند يا خير؟ گفته اند:
"متأسفانه اين شيوه غلط و ضد قانوني در جمهوري اسلامي توسط عده اي معمول
شده و با استفاده از گروههاي شبه نظامي و افراد خام به اسامي مختلف به دانشگاهها،
روزنامه ها... و حتي به نمازجمعه ها و بزرگان حمله ميكنند و امنيت جامعه را سلب و
كشور اسلامي را در جهان زير سؤال ميبرند; و متأسفانه برخي از نيروهاي انتظامي و
اطلاعات به جاي مقابله با آنان ، يا با آنان همكاري و يا در برابر آنان سكوت ميكنند."
(همان ).
د: جالب اين كه آيت الله منتظري نوشته اند: "گروههاي فشار به نماز جمعه حمله
ميكنند." اما بولتن سازان با تحريف آورده اند "از نماز جمعه حمله ميكنند."
9 - گروههاي فشار در حوزه
"و در ادامه حوزه علميه را هم مورد اهانت و توهين قرار
داده و اظهار ميدارند: و متأسفانه حوزه علميه قم كه بايد
محل اجتهاد و معنويت و الگو براي جامعه باشد نيز گرفتار
اين بلاي خانمانسوز شده است ."
توضيح :
اگر نبود حملات سازمان يافته به بيت آيت الله منتظري پس از سخنراني 23 آبان
76 و اشغال حسينيه و دفتر ايشان - كه حتي مورد اعتراض برخي بزرگان حوزه قرار
گرفت - كه از سوي برخي از مدارس علميه با حمايت برخي نهادهاي حكومتي انجام
شد، و اگر نبود برخي فشارهاي ديگر چون حمله به آقاي سيد هادي خامنه اي در سال
1376 در مسجد محمديه و حتي حمله بخشي از طلاب به حسينيه دراويش گنابادي
و حتي تشنج و بر هم زدن سخنراني آقاي هاشمي رفسنجاني توسط برخي از طلاب
مؤسسه امام خميني - تحت اشراف آقاي مصباح يزدي - و موارد ديگر، شايد در آنچه
بولتن نويسان مبني بر اتهام و توهين به حوزه گفته اند تأمل ميكرديم !
10 - نظارت استصوابي
"آيت الله منتظري ميگويند: در قانون اساسي اوليه
نظارت استصوابي هيچ گاه مطرح نبوده و كسي آن را در نظر
نداشته است ، و اين تفسير نسبت به اين اصل صددرصد
تفسير به رأي ميباشد."
توضيح :
اين جمله با حذف صدر و ذيل نظر ايشان در اين باره و به دلخواه انتخاب شده
است و اصل پاراگراف مربوط به نظارت استصوابي و نقد آن است . ايشان فرموده اند:
"تصويب كنندگان اصل 99 كه يكي از آنان خود من هستم هيچ گاه هنگام تصويب اين
اصل به اين گونه نظارت استصوابي كه مبناي عمل آقايان ميباشد نظر نداشتيم . با
مراجعه به صورت مشروح مذاكرات مجلس بررسي قانون اساسي ، جلد 2، صفحه
965 راجع به اين اصل و تصويب آن در جلد 3، صفحه 1762 روشن ميگردد كه
نظارت استصوابي ...".
11 - حادثه كوي دانشگاه
"آقاي منتظري به حادثه كوي دانشگاه اشاره مينمايد كه
با مجوز شرعي اين كارها صورت ميگيرد."
توضيح :
الف : جمله آيت الله منتظري در اين باره چنين است :
"من نمي دانم به چه مجوز شرعي بعضي از آقايان گروههايي را تحريك مينمايند
كه بندگان خدا را به بهانه اين كه با آنان همفكر نيستند مورد شتم و اهانت و ضرب و
جرح قرار دهند و يا گروهها را تشويق و يا از آنان دفاع مينمايند؟!" (ديدگاهها، ج 1،
ص 15).
ب : از جمله فوق كه حالت استفهام انكاري است ، به دست ميآيد كه آيت الله
منتظري تهاجم به دانشجويان بي دفاع را شرعي نمي داند. برخلاف آنچه كه بولتن
سازان جامعه مدرسين نوشته اند به هيچ وجه از اين جمله برداشت نمي شود كه ايشان
اعتقاد دارد اين عمل با مجوز شرعي بوده است . به نظر ميرسد در ميان بولتن سازان
جامعه مدرسين يا غير طلبه ها هستند يا اگر طلبه اند درس "استفهام انكاري " را خوب
نخوانده اند!!
12 - قانون اساسي اول و كلمه "مطلقه "
"در پاسخ به سؤالات كتبي خبرگزاري رويترز و روزنامه
گاردين آقاي منتظري گفته است : كلمه "مطلقه " در اصل
قانون اساسي نبود و در بازنگري به آن اضافه شده است كه
جمع بسياري به آن رأي ندادند."
توضيح :
مطلب فوق عين واقعيت است و در قانون اساسي اوليه لفظ "مطلقه " نبود و در سال 1368
در ماجراي بازنگري اضافه شد و بيش از 50 درصد به آن رأي نداده اند. بنابراين در جمله فوق
اشكالي وجود ندارد.
13 - انتخاب رهبر توسط خبرگان
"آقاي منتظري گفته است : تجربه 20 ساله (انتخاب رهبر
توسط خبرگان ) خيلي موفق نبوده و براي اكثريت ملت كه
اساس حكومت ميباشند مورد ترديد و ابهام است ."
توضيح :
جمله فوق كه مدعاي ايشان است به تمامي نقل نشده و در ذيل خود 4 دليل دارد كه
كاملا تحريف شده است . (رك : ديدگاهها، ج 1، ص 156 - 157).
14 - رئيس جمهور پاسخگو اما فاقد قدرت
به نقل از آيت الله منتظري آمده است : "همه انتظارات و
توقعات جامعه متوجه او (رئيس جمهور) ميباشد و سيل
نامه ها و درخواست ها و شكايت ها به طرف او سرازير و در
برابر همه مسئوليت دارد، ولي نهاد و نيروها (قدرت ) در
اختيار مقام رهبري است و هيچ گونه مسئوليتي ندارد."
توضيح :
الف : صدر و ذيل جمله فوق حذف شده است . در سطر پاياني پاسخ آمده است :
"...ولي نهادها و نيروها در اختيار مقام رهبري است كه به گفته برخي از آقايان ، فوق
قانون است و هيچ گونه مسئوليتي ندارد." (ديدگاهها، ج 1، ص 158).
ب : مطلب فوق بر اساس اصل 121 قانون اساسي است كه علي رغم مسئوليت
اجرايي رئيس جمهور فاقد ابزارهاي قدرت ، اما رهبري كه مجري نيست واجد تمام
ابزار قدرت ! اين مطلب نظري و انتقادي است .
15 - ولايت فقيه فراقانوني عين استبداد است .
در بولتن به نقل از ايشان آمده : "ولايت فقيهي كه از
حضرت امام شروع گشت دوام نخواهد داشت ; زيرا "كل
شي ء تجاوز عن حده انقلب الي ضده ."
توضيح :
جمله فوق جراحي شده و اصل عبارت چنين است :
"ولايت مطلقه فقيه و اين كه ولي فقيه فراقانوني است و در همه كارها بدون چون و
چرا ميتواند دخالت كند و حتي حق قانون گذاري نيز دارد، در فرهنگ ملت و جهان
عين استبداد است و حكومت استبدادي در جهان امروز قابل دوام نيست ; و اصرار بر
آن علاوه بر اين كه موجب نارضايتي عمومي است زمينه نظارت فقيه بر روند اجرا و
اداره كشور را نيز از بين ميبرد; و در نتيجه ولايت فقيهي كه از حضرت امام شروع
گشت ...".
16 - هدف از تأسيس دادگاه ويژه روحانيت
بولتن به نقل از آيت الله منتظري : "بالاخره آنچه از
عملكرد اين دادگاه به دست ميآيد اين است كه هر چند به
بهانه اصلاح و تطهير روحانيت تأسيس شده ولي در پشت
آن اهداف سياسي وجود داشته و ابزاري براي سركوب
مخالفين سياسي است ."
توضيح :
الف : دو سطر فوق نتيجه گيري آيت الله منتظري از حدود 33 سطر مطلب در مورد
دادگاه ويژه و تاريخچه آن است . (ديدگاهها، ج 1، ص 215 - 216). كه تنها دو سطر
پاياني ذكر شده تا در مخاطب بدون توجه به دلائل ، تاثيرگذار باشد.
ب : و آنچه كه ذكر شده نيز مثله شده و ذيل آن نقل نشده است . اصل عبارت چنين
است :
"آنچه از عملكرد اين دادگاه در مراحل سه گانه آن به دست آمد اين است كه هرچند
به بهانه اصلاح و تطهير روحانيت تأسيس شده ولي در پشت آن اهداف سياسي وجود
داشته و ابزاري براي سركوب مخالفين سياسي بوده است ; وگرنه افراد به ظاهر
روحاني كه متهم به فساد مالي يا اخلاقي ميباشند چه لزومي دارد كه براي محاكمه آنان
دادگاه مستقلي وجود داشته باشد؟! آنان همچون ساير مردم در دادگستري محاكمه
ميشدند، چنين افرادي احترام ويژه اي ندارند تا براي آنان امتياز قائل شويم و برفرض
لازم باشد دادگاه جدا داشته باشند، چرا جزو تشكيلات دادگستري نباشد؟!" (همان ، ص
217).
17 - مصوبه عدم نظارت بر نهادهاي زير نظر رهبري
"آقاي منتظري ضمن تشكر از نشريه وزين !! پيام هاجر
پاسخي را براي نشريه ارسال ميدارند كه متأسفانه ضمن
توهين به مقام معظم رهبري ...
."
توضيح :
ما اصل عبارت ايشان را ميآوريم تا مشخص شود چنين برداشت القايي درست
است يا خير:
"فساد اين مصوبه و مخالفت آن با عقل و منطق به حدي واضح است كه هر شنونده
را به تعجب وا ميدارد، بودجه كشور مال ملت و مجلس نماينده ملت است . چگونه
نمايندگان ملت حق دارند ميلياردها تومان از بودجه كشور و مال ملت را به مصرف
نهادهاي مربوط به مقام رهبري برسانند ولي حق ندارند كار و روش آنان را زير نظر
داشته باشند و جلوي خودسريهاي آنان را بگيرند؟! "ان هذا لشيء عجاب". تصويب
كنندگان اين مصوبه دانسته يا ندانسته مقام رهبري را در نظر ملت يك مقام مستبد
خودسر معرفي كرده اند، به گونه اي كه حتي نهادهاي مربوط به او نيز انتقادپذير نيستند;
در صورتي كه با فرض اين كه خود رهبر هرچند با واسطه منتخب ملت است و قدرت
و اختيارات او از ناحيه ملت ميباشد، طبعا خود او نيز بايد انتقادپذير و در برابر ملت
و نمايندگان آنان پاسخگو باشد تا چه رسد به نهادهاي زير نظر او." (همان ، ص
245).
18 - تعطيلي مطبوعات
"متأسفانه ايشان در اين مصاحبه [ با رايو فرانسه ]
توقيف مطبوعات را نسنجيده و شتابزده دانسته و مقام معظم
رهبري را مورد حمله قرار داده است ."
توضيح :
عبارت فوق برداشت سطحي بولتن سازان است كه با هدف القا به مخاطب چينش
شده است ; اصل عبارت چنين است :
"در كشوري كه متعهد به قانون است توقيف مطبوعات آبرومند با شتاب و عجله و
عدم طي مراحل قانوني كار درستي نيست ; به ويژه اين كه غالب متصديان و نويسندگان
مطبوعات افراد مخلص و متعهد و با سابقه در انقلاب اسلامي ميباشند و تعبير از آنان
در گفتارها به "دشمن " يا "قلم به دستان مزدور" تهمتي است ناروا و گناهي است بزرگ .
مجرد اين كه اينان در برخي مسائل سياسي يا اقتصادي برخلاف برخي مسئولين فكر
ميكنند مجوز اين همه برخوردهاي تند نمي شود. متأسفانه اين برخوردها به نام اسلام
و دين انجام ميشود و طبعا به عقايد اسلامي نسل جوان ضربه سنگين ميزند و
پايه هاي انقلاب اسلامي را سست مينمايد." (همان ، ص 249 - 250).
ب : مهم ترين دليل بر شتاب زده بودن توقيف مطبوعات در سال 79 - كه شامل
100 نشريه ميشد - اين است كه با گذشت 6 سال هنوز تكليف برخي از آنها مشخص
نيست ، گذشته از اين كه بسياري از آنها تبرئه شده اند.