سايت دفتر آیت الله العظمی منتظری - Ayatollah Montazeri Official Website

 
    
 تالار گفتمان
  خبرنامه
 پاسخ به پرسش هایی پیرامون کتاب خاطرات
 

چاپ اين صفحه   /     ارسال اين خبر براي يك دوست ارسال برای دوستان

 

فرستنده  
admin
مسئول سایت


665 ارسال

ارسال شده در - 05 Aug 2008 :  9:10:15 PM


‏بسمه تعالي ‏

‏پاسخ آيت الله العظمي منتظري به پرسش هايي پيرامون تشكيك درباره كتاب خاطرات معظم له ‏
 
‏ شك نكنيد خاطرات از خود من است و كسي القاء هم نكرده است .
‏ ‏من وقايع نگار آقايان نبودم حتي وقايع نگار آيت الله خميني هم نبودم .
‏ ‏بعضي از چيزها كه به نظرم نسبت به اشخاص تند بود بسا من ذكر نكرده ام ،‏ ‏لذا گفته ام بخشي از خاطرات .
‏ ‏آيت الله خميني هم استادم بوده و هم به ايشان علاقه داشته و علاقه دارم و ايشان را‏ ‏آدم شجاعي مي‎دانستم ولي مصون از خطا نمي دانستم .
‏ ‏اين برخوردهايي كه آقايان دارند و خيال مي‎كنند سرمان را زير برف كرديم‏ ‏ديگر كسي ما را نمي بيند اشتباه مي‎كنند.
‏ ‏سخنراني 13 رجب مطالب حقي بود كه گفته ام و آقايان برخورد بدي كردند; آن‏ ‏سخنراني از افتخارات من است .
‏ ‏
‏اشاره :
‏ ‏"خاطرات آيت الله العظمي منتظري طي سالهاي 76-74 توسط ايشان بيان شد و‏ ‏پس از طي مراحل فني در سال 1379 براي اولين بار بر روي شبكه اينترنت قرار‏ ‏گرفت . از همان روز انتشار با توجه به اهميت مطالب طرح شده در آن و‏ ‏ساختارشكني حاكم بر آن كه بر اساس برخي اسناد و مدارك و ناگفته هايي كه از‏ ‏زبان معظم له مطرح شد تاكنون با فراز و نشيب هاي فراواني روبرو بوده است و‏ ‏افراد، گروهها، نهادها و برخي جرايد مخالف آن ، پس از آن كه از نقد محتوايي آن به‏ ‏عقيده خود فارغ شدند اين روزها و به ويژه با تولد برخي نشريات جديد بر آن‏ ‏شده اند كه اصل انتساب آن را به آيت الله العظمي منتظري مورد خدشه قرار داده و‏ ‏آن را ساخته و پرداخته اطرافيان بدانند يا اگر آن را منتسب به ايشان بدانند مطالب‏ ‏آن را القاء شده از سوي اطرافيان قلمداد نمايند! "گاهنامه اطلاع" در پس اين‏ ‏شبهه افكني ها بر آن شد كه علي رغم تأكيدات قبلي ايشان مبني بر اين كه خاطرات‏ ‏از خود ايشان است و كسي هم القاء نكرده است ، مجددا جهت رفع جوسازي هاي‏ ‏پردامنه اخير اين شبهه را مجددا طرح و از ايشان بدون پروا استفسار نمايد. آنچه‏ ‏در پي مي‎آيد متن كامل اين پرسش و پاسخ است ."

‏اطلاع : با تشكر از وقتي كه در اختيار ما گذاشتيد; اين اواخر شنيده شده برخي‏ ‏رسانه ها مطرح مي‎كنند كه خاطراتي كه از شما منتشر شده از طرف شما نوشته نشده‏ ‏است بلكه برخي از افراد به اسم شما انجام داده اند.
‏ ‏آيت الله منتظري :
 بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين
‏ ‏بعضي آقايان دلشان مي‎خواهد مثل برخي وقايع نگاران سلاطين ، مطابق‏ ‏ميل همان پادشاه وقايع را منعكس كنند، حالا حق باشد يا باطل ! جوري كه او‏ ‏خوشش آيد. وقايع نگاران معمولا اين جورند. و لذا تاريخ هايي كه نويسنده‏ ‏آنها همين وقايع نگاران سلاطين بوده اند صددرصد اعتماد به آنها مشكل است ،‏ ‏به همين جهت كه اينها نوعا رضايت خاطر همايوني آن شخص را در نظر‏ ‏مي‎گرفتند.
‏ ‏حالا هم آقايان دلشان مي‎خواسته من چنانچه خاطراتي از انقلاب دارم‏ ‏مطابق ميل آنها بنويسم و وقايع نگار آقايان باشم ! درصورتي كه آزادانه‏ ‏سؤالاتي از من كردند و جواب دادم و همه اش مربوط به خود من است . همان‏ ‏اول كتاب خاطرات هم هست اگر كسي مراجعه كند; از اول گفتم براي اين كه‏ ‏تاريخ تحريف مي‎شد اقدام كردم و آنچه در ذهن من بود گفته و نوشته ام . من‏ ‏ادعاي عصمت نمي كنم كما اين كه دو مورد كه تذكر دادند، در جوابي كه به‏ ‏آقاي مصطفي ايزدي دادم آن دو مورد ذكر شده و جزئي بود پس سؤال از من‏ ‏شده و من هم جواب دادم .(1) بعد هم چند مرتبه خودم مراجعه كردم اگر به‏ ‏نظرم جايي اصلاح لازم بوده است انجام دادم ; و از باب اين كه بعضي چيزها‏ ‏ممكن بود به اشخاص بربخورد، لذا از برخي خاطرات صرف نظر كردم ;‏ ‏چنانچه اول آن كتاب هم نوشته ام "بخشي از خاطرات ". اطلاعاتي راجع به‏ ‏اشخاص داشتم نخواستم افشاگري كنم . آنچه مورد توجه من بود [اين بود] كه‏ ‏آنچه واقعيت دارد و مربوط به انقلاب است يادداشت كنم . با اين كه مرحوم‏ ‏آيت الله خميني اين اواخر با من خوب برخورد نكرد من هيچ وقت نسبت به‏ ‏ايشان اهانت نكرده ام . البته آقايان دلشان مي‎خواهد آقاي خميني را در حد‏ ‏يك امام معصوم برسانند; خود آيت الله خميني هم چنين ادعايي نداشت .‏ ‏ايشان مردي بود متدين ، مجتهد و انقلابي اما معصوم از خطا نبود.
‏ ‏آقايان هر كه را بخواهند از حواريون ايشان حساب مي‎كنند، به عقيده من‏ ‏هيچ كس به اندازه من مربوط به ايشان نبوده است و ارتباط با ايشان نداشته‏ ‏است . من و فرزندم [شهيد محمد] و تمام خانواده و فرزندانم به انقلاب و‏ ‏ايشان خيلي خدمت كرديم و قصدمان هم خدا بود كه انقلاب پيروز شود، كه‏ ‏الحمدلله هم پيروز شد. آقايان پس از آن كه آيت الله خميني از دنيا رفته است‏ ‏دارند يك آيت الله خميني درست مي‎كنند كه خودشان به بركت ايشان به‏ ‏مقاصدشان برسند، با اين كه مي‎دانند ايشان ديگر رهبر انقلاب نيست [و]‏ ‏خواهي نخواهي مرگ همه را فرا مي‎گيرد [حتي ] آيت الله خميني را. خدا‏ ‏پيامبر(ص ) را در قرآن خطاب مي‎كند كه : (انك ميت و انهم ميتون ). بنابراين‏ ‏خاطرات نوشته شده [را] از من سؤال كردند، من جواب دادم ; بعدا [هم ]‏ ‏مراجعه كردم . اول كتاب هم گفته ام براي اين كه تاريخ از تحريف مصون باشد‏ ‏مطالبي را ذكر مي‎كنم ، و پايان آن هم از كساني كه سؤالها را مطرح كردند تشكر‏ ‏كردم .
‏ ‏بالاخره هرچه در آن كتاب هست مربوط به اينجانب است ; منتها مطابق‏ ‏ميل آقايان بسا نباشد و من وقايع نگار آقايان نبودم حتي وقايع نگار آيت الله‏ ‏خميني هم نبودم . به آيت الله خميني علاقه داشتم ، شاگردش هم بودم ، از‏ ‏ايشان استفاده هم كردم ، آدم خوبي هم بود، اما معصوم نمي دانستم . آنچه كه‏ ‏به نظرم رسيد در خاطرات يادداشت كردم . و خاطره نويسي تقريبا پس از اين‏ ‏خاطرات خيلي گل كرد و خيلي ها خاطره نويس شدند ولي واقع مطلب اين‏ ‏است همان واقعياتي را كه اطلاع داشتم بدون اين كه بخواهم كسي را تحقير كنم‏ ‏يا اهانت كنم [آوردم ]. حتي عرض كردم بعضي از چيزها كه به نظرم نسبت به‏ ‏اشخاص تند بود بسا من ذكر نكرده ام ، لذا گفته ام بخشي از خاطرات .
‏ ‏پس تشكيك هايي كه آقايان مي‎كنند توجه كنند شما داريد قلب واقعيات‏ ‏مي‎كنيد مردم هم مي‎فهمند; و كارهايي كه شما مي‎كنيد مثل "مستند روح الله" و‏ ‏امثال آنها، اينها چنين نيست كه صددرصد به نفع آيت الله خميني باشد. اينها‏ ‏به ضرر اسلام و انقلاب و همچنين آيت الله خميني است ; براي اين كه چه بسا‏ ‏مردم بگويند شايد نسبت به معصومين هم نكند مثل همين چيزهايي [و‏ ‏روشي ] است كه آقايان دارند نسبت به آيت الله خميني ذكر مي‎كنند. جوانها كه‏ ‏آيت الله خميني را نديده اند اما پيرها آيت الله خميني را ديده بودند. روابط ما‏ ‏با ايشان را همه مي‎دانند، همه مي‎دانند كه من در متن انقلاب بودم ; چه بسا‏ ‏حالا مي‎خواهند يك داستان را براي كسي بنويسند اسم مرا هم نمي نويسند و‏ ‏سانسور مي‎كنند; مردم كه مي‎دانند و مي‎گويند پس معلوم مي‎شود آن‏ ‏داستانهايي كه نسبت به ائمه (ع) مي‎گويند آنها هم همين جوري است و انتخابي‏ ‏است و هرچه خواستند مي‎گويند و مطابق ميلشان [تاريخ را] مي‎گويند. و اينها‏ ‏به ضرر آيت الله خميني و به ضرر اسلام است . من عقيده ام اين است كه‏ ‏مؤسسه نشر آثار امام بايد اعتراض كنند به اين جور چيزها و سوء‏ ‏استفاده هايي كه از امام مي‎كنند. و وسيله قرار دادن ايشان و نام ايشان براي‏ ‏اغراض سياسي آقايان در حقيقت اهانتي به ايشان است . ايشان را نبايد ابزار‏ ‏اغراض سياسي خودشان قرار دهند. و متأسفانه اين جوري شده است . و الا‏ ‏همه مي‎دانند آيت الله خميني هر چه بودند از دنيا رفته اند و ديگران دارند‏ ‏كشور را اداره مي‎كنند; پس غرضشان اين است كه نام ايشان را ابزار قرار دهند‏ ‏و به بركت ايشان براي خودشان يك چيزهايي را درست كنند و يك عده را‏ ‏بكوبند. ما هم الحمدلله از اول كه در صحنه بوديم بنا نبود اسممان باشد.‏ ‏هرچه انسان مسئوليت نداشته باشد بهتر است چون پاسخ گويي دارد. بنابراين‏ ‏من شكر خدا را هم به جا مي‎آورم كه مسئوليتي در مقابل كارها ندارم . ولي‏ ‏مردم قضايا را مي‎دانند و اين جور كه شما مستندسازي مي‎كنيد مطابق ميلتان ،‏ ‏هم به ضرر آيت الله خميني و هم به ضرر اسلام است و مردم نسبت به همه چيز‏ ‏بدبين مي‎شوند.
‏ ‏پي نوشت : (1) : الف - كتاب خاطرات ، صفحه 407، سطر 16 كه كلمه "رضا" "حسين " نوشته‏ ‏شده بود و تصحيح شد. ب - آخر صفحه 590، و جريان نماز پشت سر آقا كه تصحيح شده است .
‏ ‏
‏ ‏اطلاع : برخي آقايان مي‎گويند خاطرات مال شماست ولي بر اساس حرفهاي‏ ‏دروغي بوده كه اطرافيان شما به شما گفته اند و شما بر اساس آن اطلاعات اشتباه اين‏ ‏حرفها را بيان كرده ايد!
‏ ‏آيت الله منتظري :
‏ ‏اگر همگي كتاب خاطرات را مطالعه كنيد عمده اسنادش است . اسناد را كه‏ ‏آنها نمي توانند حاشا كنند. نامه هاي آيت الله خميني ، نامه هاي اين جانب ،‏ ‏نامه هايي كه به افراد نوشته ام ، اينها را كه نمي شود حاشا كرد. عمده خاطرات‏ ‏هم همين اسنادي است كه در آن هست ، 255 سند است . اينها كدامش دروغ‏ ‏است ؟! آقايي گفته بود خاطرات فلاني سرتاپايش دروغ است . آيا اينها‏ ‏همه اش افتراء است ؟ 255 سند است كه خيلي هايش خط آيت الله خميني يا‏ ‏ديگران است ، چه داعي دارند كه اينها را دروغ و افتراء و القائات بدانند؟! من‏ ‏خاطرات و واقعيات و نه القائات را نوشته ام ; آيت الله خميني هم استادم بوده و‏ ‏هم به ايشان علاقه داشته و علاقه دارم و ايشان را آدم شجاعي مي‎دانستم ولي‏ ‏مصون از خطا نمي دانستم ، خود ايشان هم خودشان را مصون نمي دانستند.‏ ‏خود آيت الله خميني در وصيتنامه شان گفته اند هر چه به من نسبت دادند، يا‏ ‏صداي من باشد يا خط من ; حال چيزهايي به ايشان نسبت مي‎دهند كه نه با‏ ‏خط ايشان مناسب است نه صداي ايشان است . عرض كردم ايشان ديگر محل‏ ‏ابتلاء مردم نيستند، آن كه محل ابتلاء مردم است آقايان [فعلي ] هستند كه امام‏ ‏را ابزار سياسي خودشان كرده اند و براي خودشان چانه زني مي‎كنند.
‏ ‏
‏اطلاع : بحثي را از آقاي مهدوي كني مطرح كردند در مصاحبه اي كه اخيرا‏ ‏داشته اند و گفته اند: "اشكال آقاي منتظري اين بود كه به مقتضاي قائم مقام رهبري‏ ‏عمل نمي كردند، مثلا امام اعلام كردند نهضت آزادي را راه ندهيد و كسي كه قائم مقام‏ ‏است بگويد خير راه بدهيد. اين تضاد در حكومت ايجاد مي‎كند." خواستم بدانم‏ ‏استنباط شما درباره قائم مقامي چه بود؟
‏ ‏آيت الله منتظري :
‏ ‏اولا من نخواستم مرا قائم مقام قرار دهند; و آقايان مي‎دانند خبرگان كه مرا‏ ‏قائم مقام قرار داد من خودم به آن اعتراض كردم و نامه اي نوشتم كه اين كار،‏ ‏كار اشتباهي بوده است . من به هيچ وجه مايل نبودم كه مرا به عنوان قائم مقام‏ ‏قرار دهند.
‏ ‏[ثانيا] من هم بشري بودم كه درس خوانده بودم و اطلاعات داشتم . معني‏ ‏قائم مقامي يعني بز اخفش و هيچ نگويد گرچه اشتباه در بين باشد؟! اصلا‏ ‏قائم مقام بايد اشتباهات آن رئيس را بگويد، براي اين كه نمي شود بز اخفش‏ ‏باشد و رئيس هرچه گفت او ساكت باشد. من قائم مقام هستم يعني نزديك به‏ ‏رهبر و اگر اشتباهاتي هست بايد تذكر بدهم و الا خيانت است . تو كه‏ ‏قائم مقامي ، نزديك رهبري و تو مي‎تواني حرفها را بزني . امر به معروف و نهي‏ ‏از منكر و ارشاد وظيفه انسان است ، و من تذكراتي كه مي‎دادم همه را به نفع‏ ‏اسلام و انقلاب مي‎دانستم ; حالا يك عده آنها را به ضرر خودشان مي‎دانستند‏ ‏و قدرت دست آنهاست هرچه مي‎خواهند بگويند، خب بگويند! چون واقعيات‏ ‏با اين گفته ها از بين نمي رود، مردم هم واقعيات را مي‎فهمند.
‏ ‏شبي نزد مرحوم امام راجع به مرحوم  آقاي‏ ‏شريعتمداري صحبت مي‎كردم و گفتم : آقا! 50 سال ديگر بالاخره تاريخ‏ ‏قضاوت مي‎كند كه حاج آقا رضا صدر را كه [آقاي شريعتمداري ] وصيت‏ ‏كردند بر او نماز بخواند نگذاشتند نماز بخواند. او اين ماجرا را نوشته و در‏ ‏دسترس هم هست . توي تاريخ هم هست ; گرچه 50 سال ديگر مي‎گويند آقاي‏ ‏خميني به يك مرجع كه رقيبش بود حتي نگذاشت نماز بخوانند. [اين را] به‏ ‏ايشان گفتم . پس واقعيات را بايد گفت ; آنهايي كه انجام نمي دهند گناه‏ ‏مي‎كنند.
‏ ‏
‏اطلاع : به نظر شما خود مرحوم امام خميني روش شما را مي‎پسنديد كه شما‏ ‏هميشه مؤيد نباشيد؟
‏ ‏آيت الله منتظري :
‏ ‏نمي دانم در ذهن ايشان چه بوده ، از اول من احتمال نمي دادم كه خيال كنند‏ ‏من مي‎خواهم عليه ايشان كاري انجام دهم . من و ايشان به طوري با هم مربوط‏ ‏بوديم كه شبي كه آيت الله بروجردي از دنيا رفت بحراني بود. شب با ايشان‏ ‏نماز مغرب و عشا را در خانه ايشان خواندم و دو سه ساعت با ايشان صحبت‏ ‏كردم ، حتي راجع به مرجعيت و مراجع آينده . حتي راجع به آقاي حكيم كه‏ ‏ايشان گفتند من آقاي حكيم را نديده ام اما اگر مقام علمي ايشان تنها‏ ‏مستمسك [العروة الوثقي ] باشد خيلي مهم نيست ، اگر علم ايشان در حد اين‏ ‏كتاب باشد خيلي مهم نيست . آن شب يك نفر نيامد در خانه ايشان را بزند و‏ ‏راجع به مرجعيت از ايشان سؤال كند. فردا صبح رفتم محله عربستان قم ، خانه‏ ‏آقاي گلپايگاني ، قبلا آنجا خانه داشتند، جمعيت آمده بودند با سلام و‏ ‏صلوات ايشان را ببرند فاتحه آقاي بروجردي . جو اين بود، با ايشان من‏ ‏مأنوس و مربوط بودم . ايشان جوري بود كه در مجلسي [كه مي‎نشست ] خيلي‏ ‏ابهت داشت و هميشه روزهاي عيد كه افرادي ديدن ايشان مي‎آمدند همين طور‏ ‏نشسته بود، همه منتظر بودند كه من بروم و احيانا يك شوخي بكنم سپس‏ ‏مجلس خودماني مي‎شد. اينها را همه مي‎دانستند و ما نسبت به ايشان خودي‏ ‏حساب مي‎شديم و مطالب را مي‎گفتيم . هم خود هم خانواده ام به ايشان و انقلاب‏ ‏خدمت كرديم . اين آقاياني كه حالا ادعا مي‎كنند كه از حواريون بودند هيچ كدام به‏ ‏اندازه من نزديك به امام نبودند.
‏ ‏من يادم است خلخال تبعيد بودم . روزي لباسهايمان جمع شده بود‏ ‏مي‎خواستيم بشوييم . كنار نهر آبي رفتيم . خانواده مي‎شست و من آب‏ ‏مي‎كشيدم . آقاي هاشمي رفسنجاني براي اين كه دسترسي به امام نداشت و‏ ‏مي‎خواست وجوهاتي را اجازه بگيرد و در راهي مصرف كند آن راه طولاني را‏ ‏تا خلخال آمده بود و سراغ من را گرفته بود. از راه كه رسيد گفت : كارت به‏ ‏لباس شويي رسيده است ! و خلاصه آمده بود اجازه پولي را بگيرد براي‏ ‏مصرف . يعني [در آن زمان ] پس از امام من را رهبر انقلاب مي‎دانستند. حالا‏ ‏بعضي هرچه خواستند گفتند و خواسته اند مرا به طور كلي از صحنه حذف كنند‏ ‏حالا نشده است .
از باب مثال در يك مجله اي ديدم كسي گفته است در جامعه‏ ‏مدرسين يك جلسه 11 نفر داشتيم كه نام آقاي مصباح يزدي و آقاي هاشمي‏ ‏رفسنجاني در آن هست . اسم همگي را آورده اند و نوشته اند 11 نفر بوده اند اما‏ ‏10 نفر را اسم برده اند. با اين كه من هم جزو آن جلسه بودم اسم من را حذف‏ ‏كرده اند. آخر اين چه جور برخوردي است . من با اين جور چيزها بزرگ‏ ‏نمي شوم ولي اين سبكي شما را مي‎رساند. اين قدر سانسور كه يك جلسه 11‏ ‏نفري را كه من هم جزوش بودم اسم 10 نفر را مي‎آورند و اسم من را حذف‏ ‏مي‎كنند.
‏ ‏
‏اطلاع : نقدي كه بر خاطرات وارد مي‎كنند اين كه آقاي منتظري با انتشار خاطرات باعث‏ ‏شده است خوراك براي بيگانگان تهيه شود عليه انقلاب و عليه نظام .
‏ ‏آيت الله منتظري :
‏ ‏يعني هيچ حرف حقي را انسان نبايد بزند! ما حرف حق زديم . خود آقاي‏ ‏خميني در پاريس كه بود با راديوهاي خارجي مصاحبه مي‎كرد. از من هم‏ ‏بعضي مسائل را سؤال كرده اند من هم جواب داده ام . دنيا الان به هم مربوط‏ ‏شده است ، يك دهكده جهاني شده است . حرفها منعكس مي‎شود. من هم‏ ‏نگويم ديگري مي‎گويد. اين برخوردهايي كه آقايان دارند و خيال مي‎كنند‏ ‏سرمان را زير برف كرديم ديگر كسي ما را نمي بيند اشتباه مي‎كنند. تمام‏ ‏حوادث كه در ايران مي‎گذرد مثل بازداشتهاي بيجا [منعكس مي‎شود]. كسي‏ ‏آمده مطالبي را گفته است راجع به افرادي ، نبايد بازداشتش كرد; بلكه آن‏ ‏مسائل را بايد جبران كرد. نه اين كه يك عده ديگر را بازداشت كنيم كه چرا اين‏ ‏حرفها را گفته ايد و واقعيات را گفته ايد. دنيا به هم مربوط است . راديو،‏ ‏تلويزيون ، اينترنت و ماهواره [هست ]. آقايان خيال كردند سر زير برف كرده اند‏ ‏ديگر كسي آنها را نمي بيند. از من هم يك واقعياتي را سؤال كردند من هم‏ ‏جواب گفته ام .
‏ ‏
‏ ‏اطلاع : در ايام 13 رجب هستيم ، احساس شما از سخنراني 13 رجب (آبان ماه‏ ‏1376) چيست ؟
‏ ‏آيت الله منتظري :
‏ ‏سخنراني 13 رجب مطالب حقي بود كه گفته ام و آقايان برخورد بدي‏ ‏كردند. آن سخنراني از افتخارات من است . آقايان مايلند مطابق ميل آنها وقايع‏ ‏منعكس شود و تاريخ را بيان كنند. هميشه اين جوري بوده است . آقايان‏ ‏مي‎گويند چرا اين جوري شده است و يك واقعياتي كه خلاف ميل ماست‏ ‏منعكس شده است .
‏ ‏والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .
‏دفتر آيت الله العظمي منتظري ‏
‏‏1387/5/15‏‏

انتقال سریع به 



تبديل به صفحه منزلگاه

اضافه كردن به ليست سايت هاي مورد علاقه

      کلیه حقوق این سایت متعلق به دفتر آیت الله العظمی منتظری می باشد