|
فرستنده
|
|
|
|
admin
|
ارسال شده در - 05 Aug 2008 : 9:10:15 PM
بسمه تعالي
پاسخ آيت الله العظمي منتظري به پرسش هايي پيرامون تشكيك درباره كتاب خاطرات معظم له
شك نكنيد خاطرات از خود من است و كسي القاء هم نكرده است .
من وقايع نگار آقايان نبودم حتي وقايع نگار آيت الله خميني هم نبودم .
بعضي از چيزها كه به نظرم نسبت به اشخاص تند بود بسا من ذكر نكرده ام ، لذا گفته ام بخشي از خاطرات .
آيت الله خميني هم استادم بوده و هم به ايشان علاقه داشته و علاقه دارم و ايشان را آدم شجاعي ميدانستم ولي مصون از خطا نمي دانستم .
اين برخوردهايي كه آقايان دارند و خيال ميكنند سرمان را زير برف كرديم ديگر كسي ما را نمي بيند اشتباه ميكنند.
سخنراني 13 رجب مطالب حقي بود كه گفته ام و آقايان برخورد بدي كردند; آن سخنراني از افتخارات من است .
اشاره :
"خاطرات آيت الله العظمي منتظري طي سالهاي 76-74 توسط ايشان بيان شد و پس از طي مراحل فني در سال 1379 براي اولين بار بر روي شبكه اينترنت قرار گرفت . از همان روز انتشار با توجه به اهميت مطالب طرح شده در آن و ساختارشكني حاكم بر آن كه بر اساس برخي اسناد و مدارك و ناگفته هايي كه از زبان معظم له مطرح شد تاكنون با فراز و نشيب هاي فراواني روبرو بوده است و افراد، گروهها، نهادها و برخي جرايد مخالف آن ، پس از آن كه از نقد محتوايي آن به عقيده خود فارغ شدند اين روزها و به ويژه با تولد برخي نشريات جديد بر آن شده اند كه اصل انتساب آن را به آيت الله العظمي منتظري مورد خدشه قرار داده و آن را ساخته و پرداخته اطرافيان بدانند يا اگر آن را منتسب به ايشان بدانند مطالب آن را القاء شده از سوي اطرافيان قلمداد نمايند! "گاهنامه اطلاع" در پس اين شبهه افكني ها بر آن شد كه علي رغم تأكيدات قبلي ايشان مبني بر اين كه خاطرات از خود ايشان است و كسي هم القاء نكرده است ، مجددا جهت رفع جوسازي هاي پردامنه اخير اين شبهه را مجددا طرح و از ايشان بدون پروا استفسار نمايد. آنچه در پي ميآيد متن كامل اين پرسش و پاسخ است ."
اطلاع : با تشكر از وقتي كه در اختيار ما گذاشتيد; اين اواخر شنيده شده برخي رسانه ها مطرح ميكنند كه خاطراتي كه از شما منتشر شده از طرف شما نوشته نشده است بلكه برخي از افراد به اسم شما انجام داده اند.
آيت الله منتظري :
بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين
بعضي آقايان دلشان ميخواهد مثل برخي وقايع نگاران سلاطين ، مطابق ميل همان پادشاه وقايع را منعكس كنند، حالا حق باشد يا باطل ! جوري كه او خوشش آيد. وقايع نگاران معمولا اين جورند. و لذا تاريخ هايي كه نويسنده آنها همين وقايع نگاران سلاطين بوده اند صددرصد اعتماد به آنها مشكل است ، به همين جهت كه اينها نوعا رضايت خاطر همايوني آن شخص را در نظر ميگرفتند.
حالا هم آقايان دلشان ميخواسته من چنانچه خاطراتي از انقلاب دارم مطابق ميل آنها بنويسم و وقايع نگار آقايان باشم ! درصورتي كه آزادانه سؤالاتي از من كردند و جواب دادم و همه اش مربوط به خود من است . همان اول كتاب خاطرات هم هست اگر كسي مراجعه كند; از اول گفتم براي اين كه تاريخ تحريف ميشد اقدام كردم و آنچه در ذهن من بود گفته و نوشته ام . من ادعاي عصمت نمي كنم كما اين كه دو مورد كه تذكر دادند، در جوابي كه به آقاي مصطفي ايزدي دادم آن دو مورد ذكر شده و جزئي بود پس سؤال از من شده و من هم جواب دادم .(1) بعد هم چند مرتبه خودم مراجعه كردم اگر به نظرم جايي اصلاح لازم بوده است انجام دادم ; و از باب اين كه بعضي چيزها ممكن بود به اشخاص بربخورد، لذا از برخي خاطرات صرف نظر كردم ; چنانچه اول آن كتاب هم نوشته ام "بخشي از خاطرات ". اطلاعاتي راجع به اشخاص داشتم نخواستم افشاگري كنم . آنچه مورد توجه من بود [اين بود] كه آنچه واقعيت دارد و مربوط به انقلاب است يادداشت كنم . با اين كه مرحوم آيت الله خميني اين اواخر با من خوب برخورد نكرد من هيچ وقت نسبت به ايشان اهانت نكرده ام . البته آقايان دلشان ميخواهد آقاي خميني را در حد يك امام معصوم برسانند; خود آيت الله خميني هم چنين ادعايي نداشت . ايشان مردي بود متدين ، مجتهد و انقلابي اما معصوم از خطا نبود.
آقايان هر كه را بخواهند از حواريون ايشان حساب ميكنند، به عقيده من هيچ كس به اندازه من مربوط به ايشان نبوده است و ارتباط با ايشان نداشته است . من و فرزندم [شهيد محمد] و تمام خانواده و فرزندانم به انقلاب و ايشان خيلي خدمت كرديم و قصدمان هم خدا بود كه انقلاب پيروز شود، كه الحمدلله هم پيروز شد. آقايان پس از آن كه آيت الله خميني از دنيا رفته است دارند يك آيت الله خميني درست ميكنند كه خودشان به بركت ايشان به مقاصدشان برسند، با اين كه ميدانند ايشان ديگر رهبر انقلاب نيست [و] خواهي نخواهي مرگ همه را فرا ميگيرد [حتي ] آيت الله خميني را. خدا پيامبر(ص ) را در قرآن خطاب ميكند كه : (انك ميت و انهم ميتون ). بنابراين خاطرات نوشته شده [را] از من سؤال كردند، من جواب دادم ; بعدا [هم ] مراجعه كردم . اول كتاب هم گفته ام براي اين كه تاريخ از تحريف مصون باشد مطالبي را ذكر ميكنم ، و پايان آن هم از كساني كه سؤالها را مطرح كردند تشكر كردم .
بالاخره هرچه در آن كتاب هست مربوط به اينجانب است ; منتها مطابق ميل آقايان بسا نباشد و من وقايع نگار آقايان نبودم حتي وقايع نگار آيت الله خميني هم نبودم . به آيت الله خميني علاقه داشتم ، شاگردش هم بودم ، از ايشان استفاده هم كردم ، آدم خوبي هم بود، اما معصوم نمي دانستم . آنچه كه به نظرم رسيد در خاطرات يادداشت كردم . و خاطره نويسي تقريبا پس از اين خاطرات خيلي گل كرد و خيلي ها خاطره نويس شدند ولي واقع مطلب اين است همان واقعياتي را كه اطلاع داشتم بدون اين كه بخواهم كسي را تحقير كنم يا اهانت كنم [آوردم ]. حتي عرض كردم بعضي از چيزها كه به نظرم نسبت به اشخاص تند بود بسا من ذكر نكرده ام ، لذا گفته ام بخشي از خاطرات .
پس تشكيك هايي كه آقايان ميكنند توجه كنند شما داريد قلب واقعيات ميكنيد مردم هم ميفهمند; و كارهايي كه شما ميكنيد مثل "مستند روح الله" و امثال آنها، اينها چنين نيست كه صددرصد به نفع آيت الله خميني باشد. اينها به ضرر اسلام و انقلاب و همچنين آيت الله خميني است ; براي اين كه چه بسا مردم بگويند شايد نسبت به معصومين هم نكند مثل همين چيزهايي [و روشي ] است كه آقايان دارند نسبت به آيت الله خميني ذكر ميكنند. جوانها كه آيت الله خميني را نديده اند اما پيرها آيت الله خميني را ديده بودند. روابط ما با ايشان را همه ميدانند، همه ميدانند كه من در متن انقلاب بودم ; چه بسا حالا ميخواهند يك داستان را براي كسي بنويسند اسم مرا هم نمي نويسند و سانسور ميكنند; مردم كه ميدانند و ميگويند پس معلوم ميشود آن داستانهايي كه نسبت به ائمه (ع) ميگويند آنها هم همين جوري است و انتخابي است و هرچه خواستند ميگويند و مطابق ميلشان [تاريخ را] ميگويند. و اينها به ضرر آيت الله خميني و به ضرر اسلام است . من عقيده ام اين است كه مؤسسه نشر آثار امام بايد اعتراض كنند به اين جور چيزها و سوء استفاده هايي كه از امام ميكنند. و وسيله قرار دادن ايشان و نام ايشان براي اغراض سياسي آقايان در حقيقت اهانتي به ايشان است . ايشان را نبايد ابزار اغراض سياسي خودشان قرار دهند. و متأسفانه اين جوري شده است . و الا همه ميدانند آيت الله خميني هر چه بودند از دنيا رفته اند و ديگران دارند كشور را اداره ميكنند; پس غرضشان اين است كه نام ايشان را ابزار قرار دهند و به بركت ايشان براي خودشان يك چيزهايي را درست كنند و يك عده را بكوبند. ما هم الحمدلله از اول كه در صحنه بوديم بنا نبود اسممان باشد. هرچه انسان مسئوليت نداشته باشد بهتر است چون پاسخ گويي دارد. بنابراين من شكر خدا را هم به جا ميآورم كه مسئوليتي در مقابل كارها ندارم . ولي مردم قضايا را ميدانند و اين جور كه شما مستندسازي ميكنيد مطابق ميلتان ، هم به ضرر آيت الله خميني و هم به ضرر اسلام است و مردم نسبت به همه چيز بدبين ميشوند.
پي نوشت : (1) : الف - كتاب خاطرات ، صفحه 407، سطر 16 كه كلمه "رضا" "حسين " نوشته شده بود و تصحيح شد. ب - آخر صفحه 590، و جريان نماز پشت سر آقا كه تصحيح شده است .
اطلاع : برخي آقايان ميگويند خاطرات مال شماست ولي بر اساس حرفهاي دروغي بوده كه اطرافيان شما به شما گفته اند و شما بر اساس آن اطلاعات اشتباه اين حرفها را بيان كرده ايد!
آيت الله منتظري :
اگر همگي كتاب خاطرات را مطالعه كنيد عمده اسنادش است . اسناد را كه آنها نمي توانند حاشا كنند. نامه هاي آيت الله خميني ، نامه هاي اين جانب ، نامه هايي كه به افراد نوشته ام ، اينها را كه نمي شود حاشا كرد. عمده خاطرات هم همين اسنادي است كه در آن هست ، 255 سند است . اينها كدامش دروغ است ؟! آقايي گفته بود خاطرات فلاني سرتاپايش دروغ است . آيا اينها همه اش افتراء است ؟ 255 سند است كه خيلي هايش خط آيت الله خميني يا ديگران است ، چه داعي دارند كه اينها را دروغ و افتراء و القائات بدانند؟! من خاطرات و واقعيات و نه القائات را نوشته ام ; آيت الله خميني هم استادم بوده و هم به ايشان علاقه داشته و علاقه دارم و ايشان را آدم شجاعي ميدانستم ولي مصون از خطا نمي دانستم ، خود ايشان هم خودشان را مصون نمي دانستند. خود آيت الله خميني در وصيتنامه شان گفته اند هر چه به من نسبت دادند، يا صداي من باشد يا خط من ; حال چيزهايي به ايشان نسبت ميدهند كه نه با خط ايشان مناسب است نه صداي ايشان است . عرض كردم ايشان ديگر محل ابتلاء مردم نيستند، آن كه محل ابتلاء مردم است آقايان [فعلي ] هستند كه امام را ابزار سياسي خودشان كرده اند و براي خودشان چانه زني ميكنند.
اطلاع : بحثي را از آقاي مهدوي كني مطرح كردند در مصاحبه اي كه اخيرا داشته اند و گفته اند: "اشكال آقاي منتظري اين بود كه به مقتضاي قائم مقام رهبري عمل نمي كردند، مثلا امام اعلام كردند نهضت آزادي را راه ندهيد و كسي كه قائم مقام است بگويد خير راه بدهيد. اين تضاد در حكومت ايجاد ميكند." خواستم بدانم استنباط شما درباره قائم مقامي چه بود؟
آيت الله منتظري :
اولا من نخواستم مرا قائم مقام قرار دهند; و آقايان ميدانند خبرگان كه مرا قائم مقام قرار داد من خودم به آن اعتراض كردم و نامه اي نوشتم كه اين كار، كار اشتباهي بوده است . من به هيچ وجه مايل نبودم كه مرا به عنوان قائم مقام قرار دهند.
[ثانيا] من هم بشري بودم كه درس خوانده بودم و اطلاعات داشتم . معني قائم مقامي يعني بز اخفش و هيچ نگويد گرچه اشتباه در بين باشد؟! اصلا قائم مقام بايد اشتباهات آن رئيس را بگويد، براي اين كه نمي شود بز اخفش باشد و رئيس هرچه گفت او ساكت باشد. من قائم مقام هستم يعني نزديك به رهبر و اگر اشتباهاتي هست بايد تذكر بدهم و الا خيانت است . تو كه قائم مقامي ، نزديك رهبري و تو ميتواني حرفها را بزني . امر به معروف و نهي از منكر و ارشاد وظيفه انسان است ، و من تذكراتي كه ميدادم همه را به نفع اسلام و انقلاب ميدانستم ; حالا يك عده آنها را به ضرر خودشان ميدانستند و قدرت دست آنهاست هرچه ميخواهند بگويند، خب بگويند! چون واقعيات با اين گفته ها از بين نمي رود، مردم هم واقعيات را ميفهمند.
شبي نزد مرحوم امام راجع به مرحوم آقاي شريعتمداري صحبت ميكردم و گفتم : آقا! 50 سال ديگر بالاخره تاريخ قضاوت ميكند كه حاج آقا رضا صدر را كه [آقاي شريعتمداري ] وصيت كردند بر او نماز بخواند نگذاشتند نماز بخواند. او اين ماجرا را نوشته و در دسترس هم هست . توي تاريخ هم هست ; گرچه 50 سال ديگر ميگويند آقاي خميني به يك مرجع كه رقيبش بود حتي نگذاشت نماز بخوانند. [اين را] به ايشان گفتم . پس واقعيات را بايد گفت ; آنهايي كه انجام نمي دهند گناه ميكنند.
اطلاع : به نظر شما خود مرحوم امام خميني روش شما را ميپسنديد كه شما هميشه مؤيد نباشيد؟
آيت الله منتظري :
نمي دانم در ذهن ايشان چه بوده ، از اول من احتمال نمي دادم كه خيال كنند من ميخواهم عليه ايشان كاري انجام دهم . من و ايشان به طوري با هم مربوط بوديم كه شبي كه آيت الله بروجردي از دنيا رفت بحراني بود. شب با ايشان نماز مغرب و عشا را در خانه ايشان خواندم و دو سه ساعت با ايشان صحبت كردم ، حتي راجع به مرجعيت و مراجع آينده . حتي راجع به آقاي حكيم كه ايشان گفتند من آقاي حكيم را نديده ام اما اگر مقام علمي ايشان تنها مستمسك [العروة الوثقي ] باشد خيلي مهم نيست ، اگر علم ايشان در حد اين كتاب باشد خيلي مهم نيست . آن شب يك نفر نيامد در خانه ايشان را بزند و راجع به مرجعيت از ايشان سؤال كند. فردا صبح رفتم محله عربستان قم ، خانه آقاي گلپايگاني ، قبلا آنجا خانه داشتند، جمعيت آمده بودند با سلام و صلوات ايشان را ببرند فاتحه آقاي بروجردي . جو اين بود، با ايشان من مأنوس و مربوط بودم . ايشان جوري بود كه در مجلسي [كه مينشست ] خيلي ابهت داشت و هميشه روزهاي عيد كه افرادي ديدن ايشان ميآمدند همين طور نشسته بود، همه منتظر بودند كه من بروم و احيانا يك شوخي بكنم سپس مجلس خودماني ميشد. اينها را همه ميدانستند و ما نسبت به ايشان خودي حساب ميشديم و مطالب را ميگفتيم . هم خود هم خانواده ام به ايشان و انقلاب خدمت كرديم . اين آقاياني كه حالا ادعا ميكنند كه از حواريون بودند هيچ كدام به اندازه من نزديك به امام نبودند.
من يادم است خلخال تبعيد بودم . روزي لباسهايمان جمع شده بود ميخواستيم بشوييم . كنار نهر آبي رفتيم . خانواده ميشست و من آب ميكشيدم . آقاي هاشمي رفسنجاني براي اين كه دسترسي به امام نداشت و ميخواست وجوهاتي را اجازه بگيرد و در راهي مصرف كند آن راه طولاني را تا خلخال آمده بود و سراغ من را گرفته بود. از راه كه رسيد گفت : كارت به لباس شويي رسيده است ! و خلاصه آمده بود اجازه پولي را بگيرد براي مصرف . يعني [در آن زمان ] پس از امام من را رهبر انقلاب ميدانستند. حالا بعضي هرچه خواستند گفتند و خواسته اند مرا به طور كلي از صحنه حذف كنند حالا نشده است .
از باب مثال در يك مجله اي ديدم كسي گفته است در جامعه مدرسين يك جلسه 11 نفر داشتيم كه نام آقاي مصباح يزدي و آقاي هاشمي رفسنجاني در آن هست . اسم همگي را آورده اند و نوشته اند 11 نفر بوده اند اما 10 نفر را اسم برده اند. با اين كه من هم جزو آن جلسه بودم اسم من را حذف كرده اند. آخر اين چه جور برخوردي است . من با اين جور چيزها بزرگ نمي شوم ولي اين سبكي شما را ميرساند. اين قدر سانسور كه يك جلسه 11 نفري را كه من هم جزوش بودم اسم 10 نفر را ميآورند و اسم من را حذف ميكنند.
اطلاع : نقدي كه بر خاطرات وارد ميكنند اين كه آقاي منتظري با انتشار خاطرات باعث شده است خوراك براي بيگانگان تهيه شود عليه انقلاب و عليه نظام .
آيت الله منتظري :
يعني هيچ حرف حقي را انسان نبايد بزند! ما حرف حق زديم . خود آقاي خميني در پاريس كه بود با راديوهاي خارجي مصاحبه ميكرد. از من هم بعضي مسائل را سؤال كرده اند من هم جواب داده ام . دنيا الان به هم مربوط شده است ، يك دهكده جهاني شده است . حرفها منعكس ميشود. من هم نگويم ديگري ميگويد. اين برخوردهايي كه آقايان دارند و خيال ميكنند سرمان را زير برف كرديم ديگر كسي ما را نمي بيند اشتباه ميكنند. تمام حوادث كه در ايران ميگذرد مثل بازداشتهاي بيجا [منعكس ميشود]. كسي آمده مطالبي را گفته است راجع به افرادي ، نبايد بازداشتش كرد; بلكه آن مسائل را بايد جبران كرد. نه اين كه يك عده ديگر را بازداشت كنيم كه چرا اين حرفها را گفته ايد و واقعيات را گفته ايد. دنيا به هم مربوط است . راديو، تلويزيون ، اينترنت و ماهواره [هست ]. آقايان خيال كردند سر زير برف كرده اند ديگر كسي آنها را نمي بيند. از من هم يك واقعياتي را سؤال كردند من هم جواب گفته ام .
اطلاع : در ايام 13 رجب هستيم ، احساس شما از سخنراني 13 رجب (آبان ماه 1376) چيست ؟
آيت الله منتظري :
سخنراني 13 رجب مطالب حقي بود كه گفته ام و آقايان برخورد بدي كردند. آن سخنراني از افتخارات من است . آقايان مايلند مطابق ميل آنها وقايع منعكس شود و تاريخ را بيان كنند. هميشه اين جوري بوده است . آقايان ميگويند چرا اين جوري شده است و يك واقعياتي كه خلاف ميل ماست منعكس شده است .
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .
دفتر آيت الله العظمي منتظري
1387/5/15
|
|
|